صفحه اصلی برگی از تاریخ بهائيت از ديدگاه منتقدان تشکيلات بهائی، قسمت نوزدهم، چارلز ميسون ريمی Charles Mason Remey

بهائيت از ديدگاه منتقدان تشکيلات بهائی، قسمت نوزدهم، چارلز ميسون ريمی Charles Mason Remey

3 دقیقه خواندن
0
0
3

محسن مهاجر

چکیده

 

زندگی، نقش و ادعای چارلز میسون ریمی به عنوان ولی‌امر دوم بهائیان پس از مرگ شوقی‌افندی در این مقاله بررسی شده است. ریمی که از معماران برجسته و ایادیان امرالله بود، پس از فوت ناگهانی شوقی‌افندی در ۱۹۵۷ و اعلام «بسته‌شدن باب ولایت» توسط ایادیان و همسر شوقی، در سال ۱۹۶۰ خود را ولی‌امر دوم معرفی کرد. این ادعا با مخالفت شدید ایادیان و در سال‌های بعد بیت‌العدل مواجه شد و منجر به طرد ریمی و طرفدارانش از جامعۀ بهائی گردید و اختلافات عمیق درون‌ساختاری بهائیت آشکار شد: از یک سو بهائیان ارتدکس (طرفداران نهاد ولایت امر) بر اساس الواح وصایای عبدالبهاء و نوشته‌های شوقی، استمرار سلسلۀ ولایت را ضروری می‌دانند و بیت‌العدل بدون ولی‌امر را نامشروع می‌خوانند؛ و از سوی دیگر بهائیان حاکم (طرفداران بیت‌العدل) پس از تشکیل بیت‌العدل در ۱۹۶۳، باب ولایت را مسدود شده اعلام کردند. این انشعاب باعث تشکیل گروه‌های مختلفی تحت عنوان «بهائیان ارتدکس» شد که هر یک با ادعای جانشینی ریمی به فعالیت ادامه دادند. این مقاله همچنین به انتقادات ریمی از عملکرد شوقی‌افندی و نیز اقدامات سرکوبگرانۀ تشکیلات بهائی در طرد مخالفان اشاره می‌کند.

کلیدواژه‌ها: شوقی، بهائیت، الواح وصایا، میسون ریمی، ایادیان امرالله، روحیه ماکسول، جوئل مارانجلا، بهائیان ارتدکس، بیت العدل، ولی امرالله، انشعاب در بهائیت.

 

اشاره

از زمان پیدایش ‌آیین بهائی تاکنون، آموزه‌های این نحلۀ فکری همواره در معرض نقد و انتقاد قرار داشته و اعتراض‌های گوناگونی به آن شده است. علمای مسلمان و مسیحی و به‌طورکلی طرفداران ادیان الهی، با نگارش کتاب‌های مختلف، بیشترین نقد را به مشروعیت و آموزه‌های بهائیت داشته و آن را به چالش کشیده‌اند. علاوه‌براین، آیین بهائی در معرض نقد نویسندگان و اندیشمندان غیرباورمند به ادیان الهی نیز قرار گرفته و هریک از منظری خاص آموزه‌های این کیش نوظهور ایرانی را انتقاد کرده و اعتراضات جدی به آن وارد کرده‌اند. این درحالی است که از دهه ۱۹۹۰ شاهد ظهور و بروز دگراندیشان بهائی از درون جامعه بهائی هستیم.

مسأله تغییر دینِ باورمندان بهائی به اسلام و مسیحیت و همچنین ایجاد انشعابات متعدد در این گروه کوچک هرچند سابقه طولانی دارد، اما با گسترش فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی، این امکان برای برخی از روشنفکران و اندیشمندان بهائی در غرب به‌ وجود آمد تا اعتراض‌هایی را به دیدگاه‌ها و عملکرد رهبری جامعه بین‌المللی بهائی، یعنی ‌بیت‌العدل ساکن اسرائیل، وارد آورند. رهبری بهائیت در حیفا، که خود را الهی و مصون از خطا و لغزش ‌می‌داند، در مقابل این انتقادها تاب نیاورده و برخورد شدید با روشنفکران و فرهیختگان معترض بهائی در جهان را در دستور کار خود قرار داد و با استفاده از ساختار کنترلی خود (یعنی هیأت‌های مشاورین قاره‌ای) عده زیادی از آنان را به بهانه‌های مختلف از جامعه بهائی طرد و اخراج نمود، یا آنان را تحت فشار قرار داد تا مجبور به استعفا و خروج از بهائیت شوند.

این‌گونه حرکت‌های غیرمنطقی باعث شد تا اندیشمندانی چون ویلیام گارلینگتن، خوان کول، اریک استتسون، دنیس مک‌‌اوئن، استیو مارشال، استیون شول، سن مک‌‌گلن، کارن باکت، دیل هازبند، هرمان زیمر، برندن کوک، میسون ریمی، حسن نیکو، صبحی مهتدی، عبدالحسین آیتی، احمد سهراب و ادیب مسعودی که هریک سالیانی عضو جامعه بهائی بوده و به تبلیغ آموزه‌های آن مشغول بودند، به اجبار از جریان اکثریت بهائيت جدا شده و مقالات و كتاب‌هاي انتقادی مختلفي در نقد تعالیم، عملكرد و تشکیلات بهائی به رشته تحریر درآورند.

در این شماره، با نظرات و دیدگاه‌های آقای میسون ریمی، از مبلّغان بزرگ و شخصيت‌‌های مهم تشکیلات بهائی و ادعاهایی که کرد و برخورد تشکیلات بهائی با او آشنا می‌شويم. بيان ديدگاه‌هاي اين شخصیت بهائی، به معنی تأیید آن‌ها نیست. بهائی‌‌شناسی با معرفي اين انديشمندان، فقط درصدد گشودن راهی جديد در نگاه به آیين بهائی است، راهی كه پيش‌‌تر برخی از متفكران غربی آن را پيموده‌اند.

از نگاه نشریه بهائی‌شناسی، بهائیت دین الهی نیست، بلکه یک گروه اجتماعی وابسته، با عقاید اقتباسی و یا باطل و نادرست است. افکار و تعالیم آن برگرفته از آرای دیگران است و به‌عنوان یک دین آسمانی مورد قبول و پذیرش نیست.

الف ــ‌ زندگی نامه

چارلز میسون ریمی، آرشیتکت و مهندس معمار، دارای دیپلم دولتی از دانشگاه کرنل فرانسه، در 15 می 1874 در برلینگتون آیوا متولد شد. پدرش آدمیرال بازنشسته ژرژکولیه ریمی[1] است. ریمی در 7 ژوئیه 1931 در پاریس با گرترود هایم کلام (Gertrude Heim Klemm) ازدواج کرد اما همسرش به فاصلۀ کوتاهی در 5 اوت 1932 در واشنگتن دی سی درگذشت. مادر ریمی، مری ژوزفین، دختر چارلز میسون است که او اولین رییس دیوان قضایی ایالت آیوا است.

ریمی در اواخر عمر، جوانی به نام جوزپه په په[2] را به فرزندخواندگی قبول کرد. او تا آخر عمر در کنار ریمی بود و مدتی نیز در شمار جانشینان ریمی قرار گرفت.

میسون ریمی با فرهنگ مسیحیت آنچنان که در کلیسای اپیکوپال تعلیم داده می‌شد بزرگ شد. اعضای این کلیسا اگرچه خود را ارتدکس می‌دانستند، ولی با توجه به کتاب‌های دعایی که در آنجا قرائت می‌شد متمایل به کلیسای عالی کاتولیک بودند. طرفداران کلیسای کاتولیک معتقد به بازگشت مسیح هستند و معتقدند مسیح به عنوان تجلی خداوند و شاهزادۀ صلح می‌آید تا حکومت و سلطنت خداوند را در زمین بگستراند، آن گونه که در آسمان است.

میسون ریمی بلافاصله پس از آشنایی با آیین بهائی بدون هر گونه بحث و سؤالی در 31 دسامبر 1899 به بهائیت گروید و نخستین بهائی قارّۀ اروپا شد. او بعداً با نزدیک شدن به خانوادۀ بهاءالله، عبدالبهاء و شوقی افندی در جایگاه مهمی در بهائیت قرار گرفت و تا مرحلۀ رهبری جامعۀ بهائی پیش رفت.

ریمی در سال 1898 وارد مدرسۀ هنرهای زیبا شد و با مدرک دیپلم معماری فارغ التحصیل شده و بعداً به سِمَت استاد دانشگاه و استادیار رشتۀ معماری در دانشگاه جورج واشنگتن مشغول به کار شد. او در سال‌های 1909-1910 مطالعات ویژه‌ای در پنج قارّۀ دنیا برای شناسایی معماری شرقی انجام داد.

ریمی فردی با سواد، فعال، برنامه‌ریز، تشکیلاتی، متفکر، خدمتگزار به بهائیت، با نفوذ و پولدار بود. لذا در مدت کوتاهی توانست جای خود را در بین بهائیان آمریکا و رهبران بهائی باز کند. مسافرت‌های متعدد او به کشورهای مختلف برای تبلیغ و ارائۀ خدمات به بهائیان او را به عبدالبهاء و شوقی ربانی (رهبران بهائیت پس از بهاءالله) نزدیک کرد.

 

مجلۀ اخبار امری (مجلۀ مربوط به تشکیلات بهائی که مطالب آن با تأیید تشکیلات بهائی به چاپ می‌رسید) می‌نویسد:

«مستر ریمی یکی از مؤمنین قدیم آمریکا است که مکرر به حضور مبارک حضرت عبدالبهاء جل ثنائه مشرف شده و خاطره‌های بسیار شیرینی از شرفیابی‌های خود به حضور مبارک دارد. ایشان از سوی حضرت ولی امرالله مأموریت دارند که در ممالک مختلفه بعیده دائماً در سفر باشند.» (مجلۀ اخبار امری شماره 4، مرداد 1329، ص23)

ریمی به دستور شوقی افندی از سال 1950 به اسرائیل رفت و همواره در کنار شوقی و مجری دستورات او بود. البته در فصل تابستان طبق نظر ولی امرالله به نقاط مختلف دنیا مسافرت می‌نمود.

ب ــ آثار و مقالات میسون ریمی

از میسون ریمی کتاب‌ها و مقالات زیادی به جای مانده که بعضاً در مجلات بهائی منتشر گردیده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود.

1- یادداشت‌های روزانه چارلز میسون ریمی از 1874 تا 1974، چاپ اول، سال 2005، ناشر شورای ملی بهائی (ارتدکس)، آمریکا، نیومکزیکو.

2- کتاب «موضوع ولایت امر» تألیف میسون ریمی

3- جنبش بهائی: مجموعه 19 مقاله در مورد بهائیت. 1912، آمریکا، واشنگتن دی سی.

4- کتاب طراحی و معماری بناهای یادبود، مزارها و مشرق الاذکارهای بهائی در سبک‌های شرقی و غربی.

5- مشاهدات یک سیاح بهائی: 172 صفحه، چاپ دوم نوامبر 1914، بخش ادبیات دینی کتابخانه دانشگاه پرینستون.

6- Architectural components in the Indian s‌tyle, Augus‌t 1923 شامل طرح‌ها و نقشه‌های داده شده برای مشرق الاذکار و اماکن مقدس بهائی در 83 صفحه

7- کتاب ملاحظات روزانه در 11 جلد، چاپ شده در حیفا

مقالات

مشرق الاذکار بهائی ــ نسخه‌های خطی بهائی ــ  جامعه و آیین بهائی ــ الواح و اصطلاحات بهائی ــ اصول و تعالیم بهائی ــ نامه‌هایی از هونولولو (هاوائی) ــ گلچینی از چند سخنرانی دربارۀ بهائیت  ــ عبور از کشورهای در حال جنگ برای رسیدن به کوه خدا  ــ 22 مقاله در معرفی و نحوۀ مطالعۀ بهائیت ــ توصیه‌های روزانه به ایادیان امرالله ــ پیام‌ها و اعلامیه‌ها به جهان بهائی ــ  ارتباط بهائیت با ادیان گذشته ــ وحدت شرق و غرب ــ جنبش بهائی و مسائل اقتصادی روز.

نظر رهبران بهائی در مورد میسون ریمی

1- عبدالبهاء رهبر دوم آیین بهائی در جواب نامۀ ریمی نوشت:

«واشنگتن جناب مستر ريمی عليه بهاء الله الابهی

هُو الله

ای جوان نورانی و عزيز روحانی من، نامه تو رسيد و از قرائتش چنان مسرّتی حاصل شد که وصف نتوانم، زيرا دليل بر علوّ فطرت و قوّت همّت و خلوص نيّت تو است. عبدالبهاء را سرور به اين گونه امور است، اگر جميع لذائذ جسمانی جمع شود، به خاطر عبدالبهاء خطور ننمايد که راحت و لذّتی در جهان هست؛ ولی چون نفحۀ مشکباری از گلشن قلوب ياران بمشام برسد، چنان فرحی دست دهد که بی‌اختيار بشکرانه جمال مبارک پردازد که چنين بندگانی تربيت فرموده است.

باری از نامه شما بی‌نهايت مسرورم؛ اين فکر شما بسيار موافق؛ اميدوارم که يک اهتزاز جديدی در قلوب احبّا حاصل گردد و ثبوت و استقامتی عظيم حصول يابد و سبب هدايت ديگران شود. پس با قوّتی رحمانی و عزم و اراده‌ای آسمانی و لسانی ناطق و قلبی سرشار از محبّت الله الواح را بدست گير و به جميع ديار سفر کن؛ حتّی بجزائر هنولولو در جميع شهرهای امريک سفر نما و جميع را بر ثبوت بر ميثاق بخوان و جميع را از باده ميثاق سرمست کن و بنشر نفحات الله دلالت نما. فرياد يا بهاء الابهی بلند کن و نعرۀ يا عليّ الأعلی بزن و ياران را بيدار کن که امتحانی عن قريب به ميان آيد؛ شايد نفوسی به ظاهر ثابت و باطن مذبذب به آن صفحات رود تا ياران را در ميثاق الهی سست کند. بيدار باشند هوشيار باشند بمجرّد اثر نقض کناره گيرند شب و روز بکوشند تا انوار ملکوت ابهی جهان گير گردد و ظلمات ضلالت بکلّی زائل شود.

جميع را تحيّت ابدع ابهی ابلاغ دار، علی الخصوص امة الله میسس پارسنز و امة الله میسس ديکسن و امة الله میسس

هنن و امة الله میسس هنی و سائر احبّای الهی و اماء رحمن را

و عليک البهاء الابهی

عبدالبهاء عباس» (مکاتیب حضرت عبدالبهاء، ج3، صص232 – 233)

 

نامۀ دیگر عبدالبهاء خطاب به ریمی

2 – شرق و غرب احبای الهی علیهم بهاءالله الابهی

واشنگتون جناب مستر ریمی علیه بهاءالله الابهی

هو الله

ای دوست روحانی من، مکتوبی که به تاریخ سیزدهم آگست 1906 مرقوم نموده بودی رسید و از قرائتش سرور حاصل گردید، زیرا دلالت بر اتحاد و یگانگی یاران غرب می‌نمود که الحمدلله به سبب امضای آن دو نامه جمیع الفت و اتّحادی تازه حاصل نمودند. از خدا خواهم که روز به روز بر این اتحاد و اتفاق بیفزایید. ای بندۀ الهی باید منتهای سرور و شادمانی بنمائی که به این خدمات مکلّف و موفّق می‌گردی. در خصوص مشرق الاذکار مرقوم نموده بودی اگر ممکن شود که در واشنگتون تأسیس مشرق الاذکار گردد بسیار مناسب و سبب تأیید کلی شود. پس در فکر تهیّه و تدارک سرمایۀ ساختن باشید. نقشۀ مشرق الاذکار عشق آباد در دست است. فرستاده‌اند نزد شما. به همان طرز نقشه‌های دیگر اگر بکشید و بفرستید اینجا ضرر ندارد. و علیک التحیّة و الثناء ع ع

3- شوقی ربانی رهبر سوم آیین بهائی نیز طی نامه‌ای به شرح زیر میسون ریمی را به بهائیان شرق و هندوستان معرفی می‌نماید:

«مستر چارلز میسون ریمی که چندین سال قبل به شرق و هند مسافرت نموده بود، حال نیز با اجازه و تشویق کامل حضرت ولی امر الله ارواحنا فداه بار دیگر عازم مسافرت به آن صفحات می‌باشد … گرچه این نفس شریف از لحاظ عمر مسن است، لکن عشق و علاقه که به امرالله و تمایل شدیدی که به ملاقات یاران در ممالک بعیده و کمک به آنان در خدمات تبلیغیه دارد او را وادار می‌کند که به این مسافرت طولانی اقدام نماید. حضرت ولی امرالله ارواحنا فداه امیدوارند محفل شما از وجود این نفس نفیس استفاده کامل نموده و خبر مسافرت ایشان را به اطلاع عموم یاران رسانیده و ترتیبی دهید که تا یاران را در سراسر آن صفحات ملاقات نمایند. حضرت ولی امر ارواحنا فداه برای آن جناب و سایر محافل ملی دعا خواهند فرمود. شوقی ربانی» (اخبار امری، شماره 4، مرداد ماه 1328، ص6 و 7).

ب ــ سمت‌های محول شده به میسون ریمی

میسون ریمی به تدریج در جایگاه‌های مهمی در بهائیت قرار گرفت. در این بخش برخی از مهم‌ترین جایگاه‌های وی در بهائیت اشاره شده است.

1- معمار برخی از معابد مهم بهائی

او به عنوان یک معمار و آرشیتکت، مسئولیت طراحی برخی از معابد مهم بهائی را به عهده گرفت که نقشه‌های آن مورد تأیید عبدالبهاء، شوقی و تشکیلات بهائی قرار گرفت، از جمله:

– طراحی معبد بهائی در کوه کرمل حیفا در سال 1920 (این ساختمان که به دستور شوقی باید در طی نقشۀ 10 سالۀ بهائی ساخته می‌شد، با فوت شوقی هرگز ساخته نشد.)

– طراحی ساختمان آرشیو بهائی در کوه کرمل (حیفا)

– طراحی مشرق الاذکار ویلمت در ایلینویز آمریکا

– نقشه و طراحی مشرق الاذکار طهران: به دستور شوقی در سال 1955 به میسون ریمی سپرده شد. زمین آن خریداری شد و فونداسیون و پی برخی از قسمت‌های این معبد به صورت چراغ خاموش آغاز گردید. ولی با شروع انقلاب اسلامی و سقوط رژیم پهلوی ساخت این معبد بزرگ برای همیشه منتفی گردید.

– طراحی مشرق الاذکار سیدنی در استرالیا

– طراحی مشرق الاذکار کامپالا در افریقا

– طراحی زائرسرای غربی در حیفا جهت استفادۀ عبدالبهاء

2- انتخاب میسون ریمی به عنوان نمایندۀ جامعۀ بهائی در سازمان ملل متحد

در ماه می سال 1948 پس از تشکیل سازمان ملل متحد (بعد از جنگ جهانی دوم)، شوقی ربانی آقایان میسون ریمی، یوگو جیاگری، و خانم میلدرد متحده را به عنوان نمایندگان رسمی جامعۀ بهائی معرفی نمود تا در سازمان تشکیل شدۀ جدید فعال باشند. (اخبار امری، شمارۀ 10، بهمن ماه 1327، ص8).

3- انتخاب میسون ریمی به عضویت محفل ملی آمریکا

در پانزدهمین کانونشن ملی سالانۀ محفل ملی آمریکا، چارلز میسون ریمی به عنوان عضو محفل ملی آمریکا انتخاب گردید. (نجم باختر، سال 4، شماره 9، نهم دسامبر 1923).

4- انتخاب میسون ریمی به عنوان رئیس شورای بین المللی بهائی (بیت‌العدل جنینی)

شوقی ربانی در تاریخ 9 ژانویه 1951 طی پیامی تشکیل شورای بین المللی بهائی به ریاست میسون ریمی را اعلام نمود. در قسمتی از پیام شوقی افندی در این رابطه آمده است:

«با قلبی مملو از شکرانه و سرور تشکیل این شورای بین المللی را که پس از مدت‌ها انتظار به وجود می‌آید تهنیت می‌گویم. این تأسیس در صفحات تاریخ به منزلۀ بزرگترین اقدامی است که مایۀ افتخار عهد دوم عصر تکوین دور بهائی محسوب خواهد شد به طوری که هیچ یک از مشروعاتی که از آغاز نظم اداری امرالله از حین صعود حضرت عبدالبهاء تا به حال به انجام آن مبادرت گشته بالقوه به این درجه از اهمیت نبوده است و … این تأسیس رتبۀ اول را حائز است.»

همچنین در این پیام آمده است: «این شورا طلیعه مؤسسۀ کبرای اداری است که در میقات معیّن در جوار مقامات علیا در ظلّ مرکز روحانی جهانی امرالله که در دو شهر حیفا و عکا استقرار دارد تشکیل خواهد گردید. …

این شورای جدید التأسیس عهده‌دار انجام سه وظیفه می‌باشد. اوّل آن که با اولیای حکومت اسرائیل ایجاد روابط نماید. ثانیاً مرا در ایفای وظایف مربوط به ساختمان فوقانی مقام اعلی کمک و مساعدت کند. ثالثاً با اولیای امور کشوری در باب مسائل مربوط به احوال شخصیه داخل مذاکره شود و چون این شورا که نخستین مؤسسه بین المللی و اکنون در حال جنین است توسعه یابد عهده‌دار وظایف دیگری خواهد گردید و به مرور ایام به عنوان محکمه رسمی بهائی شناخته شده سپس به هیئتی مبدّل می‌گردد که اعضائش از طریق اینجانب معین می‌شوند و موسم گل و شکوفۀ آن هنگامی است که به بیت عدل عمومی تبدیل و ظهور کامل ثمرات آن وقتی است که مؤسسات متفرّعه عدیدۀ آن تشکیل گشته به صورت مرکز اداری بین المللی بهائی در جوار روضۀ مبارکه و مقام اعلی که مقرّ دائمی آن خواهد بود انجام وظیفه نماید.» (حیفا ــ اسرائیل، 9 ژانويه 1951. نقل از توقیعات مبارکه شوقی از آپریل 1945 تا اوگست 1952، ص242).

با توجه به اهمیت شورای بین المللی بهائی، شوقی ربانی نسبت به افزایش اعضای آن اقدام و در تلگراف مورخ 8 مارچ 1952 می‌نویسد:

«بشارت ثانی افزایش تعداد اعضای هیئت بین المللی بهائی است. در حال حاضر اعضای هیئت عبارتند از: امةالبهاء روحیه که واسطۀ بین این عبد و آن هیئت است و چهار نفر از ایادیان امرالله:

میسون ریمی ــ رئیس

امیلیا کالینز ــ نائب رئیس

یوگو جیاگری ــ عضو سیار

لروی آیواس  ــ منشی

خانم چیس رول ــ امین صندوق

لطف الله حکیم ــ معاون منشی برای مکاتبه با شرق

خانم ایشل روی ــ معاون منشی برای مکاتبه با غرب»

شوقی در پیام 12 مارچ سنۀ 1951 خود از مساعدت شورای بین المللی جدید التأسیس خصوصاً رئیس آن، میسون ریمی، و معاون آن، خانم امیلیا کالینز، اظهار رضایت کرده و بنیان این شورا را مستحکم صیت و بزرگواریش را پیش بینی نمود. (توقیعات مبارکه شوقی از آپریل 1945 تا اوگست 1952، ص247)

5- انتصاب میسون ریمی به مقام شامخ ایادی امرالله

شوقی افندی در نظر داشت که افراد سرشناسی را برای انجام امور و کمک به خودش انتخاب نماید تا وظیفۀ تبلیغ و صیانت از بهائیت را در 5 قارّۀ دنیا به عهده گیرند.[3] لذا در تاریخ 24 دسامبر 1951 دوازده نفر را به مقام ایادی امرالله منصوب نمود. سه نفر از این ایادیان که در ارض اقدس ساکن و در کنار شوقی و گوش به فرمان او بودند عبارت بودند از آقای میسون ریمی، خانم امیلیا کالینز و آقای ساترلند ماکسول. (کتاب مؤسسه ایادی امرالله ــ عبدالعلی علائی، ص21).

6- انتخاب میسون ریمی به عنوان نمایندۀ مخصوص شوقی در کنفرانس سیدنی، در سلسله کنفرانس‌های تبلیغی بین القارات

اولین جلسۀ این کنفرانس در 12 فوریه 1953 به ریاست میسون ریمی افتتاح گردید. «در کنفرانس کامپالا نماینده‌ای از هر یک از محافل روحانی ملی ممالک متحده امریکا و انگلستان و ایران و افریقای شمال شرقی و هندوستان و عراق، و در کنفرانس شیکاغو نماینده‌ای از هر یک از محافل روحانی ملی ممالک متحده امریکا و کانادا و امریکای لاتین، و در کنفرانس فرانکفورت نماینده‌ای از هر یک از محافل روحانی ملی انگلستان و آلمان و ایتالیا و سویس و ممالک متحده امریکا، و در کنفرانس جاکارتا نماینده‌ای از هر یک از محافل روحانی ملی ممالک متحده امریکا و کانادا و ایران و هندوستان و استرالیا و عراق رسماً باید شرکت کنند. …

پنج نفر از ایادی که از لحاظ عضویت در هیئت بین المللی بهائی با طلوع و توسعه و تکامل تأسیسات امرالله در مرکز جهانی بهائی از نزدیک ارتباط داشته‌اند به عنوان نمایندگان مخصوص این عبد انتخاب شده‌اند که در دومین سلسله کنفرانس‌های بین القارات شرکت نمایند: امةالبهاء روحیه خانم به اتفاق لطف الله حکیم عضو هیئت بین المللی در کنفرانس کامپالا، میسون ریمی در کنفرانس سیدنی، یوگو جاگری در کنفرانس شیکاغو، امیلیا کالینز در کنفرانس فرانکفورت، لری آیواس در کنفرانس جاگارتا.» (توقیعات مبارکۀ شوقی 1952 تا 1957، توقیع شوقی در اکتبر 1957، ص292 و 293)

با شروع فعالیت‌های شورای بین المللی بهائی و خدمات ارزنده‌ای که ارائه کردند، نام میسون ریمی بر سر زبان‌ها افتاد. شوقی از او خواسته بود که گزارش فعالیت‌های خود و موفقیت‌های به دست آمده را به طور مستمر به اطلاع بهائیان و محافل ملی برساند.

پرداختن به شرح خدمات اعلام شدۀ شورا، موضوع بحث این مقاله نیست. خوانندگان عزیز را به گزارشات مفصل شورای بین المللی بهائی چاپ شده در مجلۀ اخبار امری به شرح زیر جلب می‌نماید:

اخبار امری، شمارۀ 5، شهریورماه 1330، اول جولای 1951، ص7 تا 14.

اخبار امری، شمارۀ 5، شهریورماه 1331، اول جولای 1952، ص9 تا 18.

اخبار امری، شمارۀ 1 و 2، اردیبهشت و خرداد 1332، ص 15.

با ملاحظه گزارش‌های یاد شده و پیام‌های آخر شوقی در مجموعۀ توقیعات مبارکه، به روشنی مشخص می‌گردد که شوقی ربانی تا یک ماه مانده به مرگش(16/11/1957) از اقدامات میسون ریمی و شورای بین المللی بهائی رضایت کامل داشته و از این اقدامات به عنوان فتح بزرگ یاد می‌کرده است!

ج- مرگ نابهنگام شوقی ربانی در لندن

در تاریخ 4 نوامبر 1957 شوقی ربانی به اتفاق همسرش روحیه ماکسول برای خرید و تکمیل وسایل دارالآثار بین المللی عازم لندن شد. طبق اعلام روحیه خانم، شوقی افندی در لندن دچار بیماری آنفلونزای آسیایی گردیده و روحیه خانم بدون این که اعضای شورای بین المللی بهائی و رئیس آن میسون ریمی را از بیماری شوقی مطلع نماید و یا ترتیبات پزشکی خاصی را از محفل ملی انگلستان مطالبه نماید، خبر مرگ شوقی را دو روز بعد از فوتش به اطلاع عالم بهائی می‌رساند!

بر اساس نصوص بهائی ولی امرالله به عنوان رکن اصلی آیین بهائی همواره باید حضور داشته باشد و از طرفی ریاست بیت‌العدل جهانی هم به عهدۀ اوست و بدون ولی امر اساس آیین بهائی متزلزل می‌گردد. لذا بر طبق وصیت عبدالبهاء در کتاب الواح وصایای مبارکه و توصیه‌های مؤکد شوقی ربانی، ولی امرالله باید در زمان حیاتش جانشین بعد از خود را معین نماید تا در صورت فوت، جامعۀ بهائی با ابهام در جانشین مواجه نگردد.

بر اساس اعلام ایادیان امرالله بهائی هیچگونه سندی که نشان دهد شوقی افندی در زمان حیات برای خود جانشینی معین کرده باشد وجود ندارد. در قسمتی از اعلامیۀ مورّخ 25 نوامبر 1957 ایادیان در عکا چنین می‌خوانیم:

«یاران عزیز

هنوز نه روز از استقرار عرش اطهر ولی امرالله حضرت شوقی افندی در لندن نگذشته بود که ما بیست و شش نفر از ایادیان امرالله در مرکز جهانی امرالله اجتماع نمودیم تا دربارۀ اسف‌انگیزترین وضعی که از حین صعود حضرت عبدالبهاء اهل بهاء بدان مواجه گشته‌اند، به مشاوره پرداخته و برای حفظ مصالح عالیه امرالله کلیّۀ تدابیر لازم و مناسب را اتّخاذ نمائیم. در صبح یوم نوزدهم نوامبر نه نفر از ایادی امرالله منتخب از ایادی مقیم ارض اقدس در معیت حضرت امةالبهاء روحیه خانم، مُهرهای صندوق آهنین و میز تحریر حضرت ولی امرالله را برداشته و محتویات آنها به دقت رسیدگی گردید. سپس این عدّه به سایر ایادیان مجتمعه در روضۀ مبارکه در بهجی ملحق گردیده و متفقاً تصدیق نمودند که:

حضرت شوقی افندی وصیت نامه‌ای از خود به جای نگذاشته‌اند. همچنین تصدیق نمودند که حضرت ولی امرالله اولادی از خود باقی نگذاشته‌اند. اغصان (شاخه‌ها، که منظور فرزندان بهاءالله است) یا فوت نموده و یا به علت بی‌وفائی و عدم اعتقاد به الواح وصایای حضرت مولی الوری (عبدالبهاء) و ابراز کینه و عداوت نسبت به شخصی که به عنوان اولین ولی امرالله در آن سند مقدس تعیین گردیده از طرف حضرت ولی امرالله ناقضین عهد و میثاق معرفی شده‌اند. درک این حقیقت که تعیین جانشین برای حضرت شوقی افندی مقدور نبوده است، ایادی امر را به ورطۀ ناامیدی افکند …» (امضاء: 26 نفر از ایادی امرالله در قصر بهجی در عکا) (کتاب مؤسسۀ ایادی امرالله، ص89)

جالب اینجاست که ایادیان امرالله به این حد اکتفا نکردند، بلکه کوشیدند تا یک رکن اصلی از ارکان آیین بهائی را ندیده گرفته و کلاً حذف نمایند، و بدون مجوّز قانونی، همۀ اختیاراتی را که شوقی به عنوان ولی امر انحصاراً برای خود در نظر گرفته بود، تصاحب کردند و بیت‌العدلی را که قرار بود ولی امرالله رئیس دائمی آن باشد، بدون نیاز به حضور ولی امر تأسیس کردند!

ایادیان امرالله که فقط سمت دستیار و خدمتکار برای ولی امرالله را داشتند و به طور طبیعی و با صعود شوقی ربانی عملاً هیچ گونه اختیار و موقعیتی نمی‌توانستند داشته باشند، به بهانۀ عدم حضور جانشین، خودشان رهبری جامعۀ بهائی را به عهده گرفته، و از این رهگذر هر کسی که جلوی آنان ایستاد و اعتراض کرد، به بهانه‌های مختلف از جامعۀ بهائی اخراج نمودند. آنان جسارت را به حدی رساندند که چارلز میسون ریمی، یار مورد اعتماد شوقی ربانی، رئیس شورای بین المللی بهائی، پایه گذار مشارق الاذکار در دنیا، و نمایندۀ رسمی ولی امرالله را که شایستگی رهبری جامعۀ بهائی داشت، از جامعه بهائی طرد و اخراج کردند، و تعدادی از محافل ملی را که به دست شوقی تشکیل شده بود به جهت حمایت آنها از میسون ریمی، منحل نمودند. اقدامات غیر قانونی و حرکات خودسرانۀ ایادیان امرالله پس از مرگ شوقی، اعتراضات فراوانی را بین بهائیان ایجاد نمود ولی هیچگاه به اعتراضات و پرسش‌های مطرح شدۀ بهائیان پاسخ منطقی داده نشد. (وبلاگ عهد و میثاق، ارگان بهائیان ارتدکس ایران، مقالۀ نهاد مقدّسی که به فراموشی سپرده شد.

https://ahdvamisagh.wordpress.com

ایادیان هیچگاه به دنبال وصیت‌نامه و یا بررسی و پیدا کردن ولی امر بعدی برنیامدند و استمرار رکن اصلی آیین بهائی را بعد از مرگ شوقی افندی به کلی انکار نمودند و ادامۀ آن را به ایادیان امر سپردند.

میسون ریمی که خود یکی از ایادیان امرالله بود در ابتدا با ایادیان همراهی کرد و با امضای بیانیۀ آنان به طور ضمنی پذیرفت که راهی برای انتخاب ولی امر ثانی وجود ندارد ولی در رضوان 117 بدیع (اردیبهشت ماه 1339) در پیامی به جهان بهائی ضمن بیان موقعیت و جایگاه خود در آیین بهائی و سابقۀ خدمت چندین ساله و ذکر این که او اولین کسی است که توسط شوقی به سِمت رئیس شورای بین‌المللی بهائی ــ که نهایتاً به بیت‌العدل اعظم ارتقاء خواهد یافت ــ انتخاب شده، رسماً خود را جانشین شوقی افندی و ولی امر ثانی اعلام نمود و به ایادیان امرالله دستور داد که دست از انحرافات برداشته و همگی به اطاعت از ولی امر ثانی بپیوندند و دست از برنامه‌ریزی‌های آینده بردارند. او در این پیام که انتظار داشت در کانونشن ملی امریکا قرائت گردد، رسماً اعلام نمود که او جانشین شوقی و ولی امر ثانی و مظلوم جامعۀ بهائی است. او در صفحۀ 11 بیانیۀ خود نوشت:

«زیرا من ولی امرالله دیانت سامیۀ ظهور اعظم ابهی هستم. ولی ثانی امرالله معصوم و مظلوم دیانت جهانی بهائی، رشتۀ اصیل و حبل المتین سلسلۀ ولایت نازنین امرالله تحت هیچ شرایطی قطع و گسسته نشده و این عبد مستمند از حین صعود حضرت شوقی افندی ربانی ولایت اولای امرالله، به مقام ولایت ثانی امر الهی تسمیه و تنصیص گشتهام.» (بیانیه مورخ رضوان 117، اردیبهشت 1339)

میسون ریمی در ابلاغیۀ خود، مسئولیت خطیر و عظیم حراست و حفاظت از آیین بهائی و ارتقاء آن را به عهده گرفت و این ادعا را ناشی از هوای نفس و به دست آوردن نام و نشان ندانست، بلکه آن را دستوری از جانب شوقی افندی دانست که از طریق انتساب او به ریاست هیئت بین المللی بهائی، که در مقام خود، نهاد اعظم بین المللی در نظام بدیع بهائی است و اقداماتش تا 500000 سال بر قرون و اعصار مایۀ فیض و برکات لانهایه است، اعلان کرده است.

د- شروع درگیری شدید بین ریمی و ایادیان امرالله

بلافاصله پس از ادعای رسمی ولایت امری میسون ریمی در پیام 117 بدیع (اردیبهشت ماه 1339)، پیام مورخ 28 آوریل 1960 (5 اردیبهشت 1339) ایادیان امرالله مقیم ارض اقدس به شرح زیر صادر شد که ترجمۀ آن در ذیل ارائه می‌گردد:

«با کمال تأسف، لازم می‌دانیم به استحضار عالم بهائی برسانیم که میسون ریمی ایادی امرالله اکنون خود را ولی امر اعلام داشته است. این ادعای سخیف را که صریحاً مباین نصوص مبارکه است، جز به وجود اختلال شدید روحی به چیز دیگری نمی‌توان منسوب دانست. از احبای الهی در جمیع نقاط دعوت می‌شود که به اتفاق ایادی امرالله در ارض اقدس، این عمل انحراف‌آمیز را کاملاً مردود شمارند.

این پیام را به اطلاع احبای الهی برسانید.

ایادی امرالله در ارض اقدس» (مجله اخبار امری، شماره 1 و 2 و 3 و 4، سال سی و نهم فروردین تا تیرماه 1339، ص42).

متعاقب آن هیئت ایادیان امرالله در آسیا در تاریخ 15/2/1339 پیام زیر را به محفل ملی بهائیان ایران ارسال نمود. متن ترجمه شدۀ پیام به شرح زیر است:

««نظر به وصول تلغراف حضرات ایادی امرالله در ارض اقدس علیهم بهاءالله راجع به اختلال شدید روحی که برای ریمی حاصل شده و ادعای ولایت نموده است، برای مزید استحضار آن هیئت مجلله و عموم دوستان عزیز الهی اعلام می‌دارد:

وضع این شخصی که در سنین کهولت (متجاوزه از 85 سال) مبتلا به ثقل سامعۀ شدید و هیجانات روحی می‌باشد، در سنوات اخیره طوری بود که غالباً تراوشات نامطلوبی از او ظاهر می‌گردید. لذا در جلسۀ عمومی اخیر مجمع ایادی در قصر مبارک بهجی و جوار روضۀ مقدسۀ مبارکه با حضور خود او تصمیم گرفته شد ریمی از عضویت هیئت ایادی ارض اقدس برکنار و بقیۀ عمر خود را به زادگاه خویش در امریکا برای استراحت برود. حال معلوم می‌شود هیجان روحی او شدت یافته و منجر به وضعی شده است که اظهاراتی مباین با نصوص صریحۀ آثار مقدسه و الواح مبارکۀ وصایای حضرت عبدالبهاء ارواحنا فداه می‌نماید. این هیئت به محض وصول این خبر تلگراف ذیل را به هیئت مجللۀ محترمۀ ایادی ارض اقدس مخابره نمود:

بینهایت از رفتار سفیهانۀ ریمی و عملی که بر خلاف عهد و میثاق الهی و مباین الواح مبارکۀ وصایا نموده و خود را به خسران ابدی مبتلا و از عنایات و فیوضات جمال اقدس ابهی در این عالم و جمیع عوالم الهیه محروم کرده است متاسفیم. یقین است یاران ممتحن عزیز ایرانی با توجهی که به نصوص مقدسه الهیه و منشور آسمانی الواح مبارکه وصایا دارند و در سراسر تاریخ ابداً به این مسائل وقعی نگذاشته‌اند، به این قبیل اراجیف اعتنایی ننموده و نخواهید نمود.» با تحیات ابدع ابهی ــ ایادی امرالله در آسیا» (نقل از مجلۀ اخبار امری، شماره 1، سال 39، ص43)

میسون ریمی در جواب سعی کرد مجدداً ایادیان امر را به اشتباه و انحرافشان تذکر دهد. او در پیام خود خطاب به ایادیان نوشت (ترجمه):

«از آنجا که این عبد به اشتباه و انحراف بزرگ که شما ایادیان امر بهائی در مسکوت گذاردنِ اعظم مسأله نظم جهان مطاع بهائی، یعنی وجوب ولایت امر الهیه، واقف بوده و انتشارات متعدده و وعده‌های مکرّر ناصواب شما را که به عالم بهائی دربارۀ تأسیس بیت‌العدل در سنه 1963 اظهار داشته‌اید مردود می‌دانم، لذا از وظایف عمدۀ روحانیۀ این عبد بی مقدار است که این پیام تاریخی را در این حین ارسال و عمیقاً و دقیقاً به شرح این ودیعه صمدانی پرداخته که امر جهانی بهاءالله را باید بلاتأمل طبق نوایای الهیه یعنی تحت شرایط ادامه سلسله ولایت امرالله، بر طبق الواح وصایا اجرا و به ایفای آن پرداخت.»

او در ادامه با یادآوری مخالفت ایادیان در کنفرانس ثانی سری بهجی و کنفرانس‌های متعدد دیگر و عدم توفیق در هدایت ایادیان و جلب توجهشان نسبت به خطرات و سوانح مؤلمه و دردناک قطع ادامه رشتۀ اصیل ولایت امر الهی تذکر می‌دهد: «شما به هیچ‌وجه نمی‌توانید با وعده و وعیدها و قول و قرارهای دروغین که با افکار و عقول علیله و محدود خود به جامعه بین المللی امر بهائی صادر نموده‌اید به سیر و سلوک و رشد روحانیه معنویه الهیه خود ادامه داده و مجری نظم جمال اقدس ابهی باشید. در اولین بار اظهار مقام ولایت خود که بالاجماع به مخالفت و سهل انگاری و دفع الوقت و تحیر و تعجب و عدم موافقت پرداختید. حال آن که ردّ و عدم قبول چنین موهبت روحانی از طرف شما ایادیان معادل است با عظیم‌ترین انحراف و خیانت به ودیعۀ الهیه در کلیه ادیان سالفه که نقطه عطف اسف‌انگیزی در تاریخ مجلل امر بهائی به یادگار خواهد گذارد. … لذا بر شما ایادیان فرض است تا قبل از این که فرصت از کف برود و موقعیت و اوضاع و احوال امرالله به نهایت درجه صعوبت و انحراف و تلاشی مقرون گردد، اقدامات لازم را برای حفظ و صیانت امر نازنین الهی بنمایند.» با تقدیم تحیات ابدع ابهی، میسون ریمی (لجنۀ ترجمه آثار امری، ترجمه پیام 1960 میسون ریمی)

هیئت ایادیان مقیم ارض اقدس در پیام مورخ 10 می 1960 خطاب به ایادیان و محافل ملیه و انجمن‌های شور روحانی در سراسر عالم مواردی را تذکر داد که خلاصۀ آن به شرح زیر است (ترجمه):

«ادعای ریمی که خود را ولی امر دانسته است از سوی محافل ملی دنیا مردود اعلام شده است. مادام که میسون ریمی به دعوی باطل خود اصرار می‌ورزد، از هرگونه حشر و نشر با وی خودداری و چنانچه نامه یا خبری از ریمی دریافت دارند، از طریق محافل ملیه به مرکز جهانی ارسال نمایند. میسون ریمی خودسرانه خود را ولی امرالله نامیده و این ادعا را به صورت اعلامیه‌ای با انجمن شور ملی بهائیان امریکا و تمامی محافل محلیه ایالات متحده و محافل ملی غرب ارسال نموده و یاران حضرت یزدان را مشحون از حزن و الم گردانیده است. با کمال تاسف هشت نفر از اعضای محفل ملی بهائیان فرانسه، ادعای ریمی را پذیرفته و تسلیم بلاشرط او شده‌اند و نسبت به ارسال اعلامیه‌های ریمی به زبان فرانسه برای محافل محلیه و افراد بهائی در فرانسه اقدام نموده‌اند. سه نفر هستۀ مرکزی فساد عبارتند از مارانجلا، فیون و منیر درخشان که به نهایت حرارت و جدیت سبب گمراهی پنج نفر دیگر بوده‌اند. یکی از اعضای محفل که ریمی را قبول نکرده بود، طی تلگرافی هیئت ایادیان ارض اقدس را از این موضوع مطلع نمود. به محض اطلاع از موضوع این هیئت جناب عزیزالله نویدی عضو هیئت معاونت اروپا را از برن به پاریس اعزام و او صحت اخبار رسیده را تأیید نمود. بلافاصله ایادی امرالله ابوالقاسم فیضی، عضو محترم این هیئت به نمایندگی از مرکز جهانی بهائی با اختیارات لازمه و کتبی به فرانسه عزیمت نمود. او تأیید کرد که سه نفر از اعضای محفل فرانسه به قدری روحاً مریض و بر ضد جمیع موازین امری قیام نموده‌اند که چاره‌ای جز قطع آنها از شجرۀ بهائی نیست. لذا این هیئت، محفل ملی فرانسه را منحل اعلام نمود و اعضای جدید محفل فرانسه انتخاب شد و … (اخبار امری، شماره 5 و 6، مرداد و شهریور سال سی و نهم، ص243)

همان‌طور که از پیام 10 می 1960 ایادیان مشخص گردید، میسون ریمی بعد از ادعای ولایت امری دست از تلاش برنداشت. او با ارسال اعلامیه‌های مختلف برای بهائیان و اعضای محافل و با استدلال‌های مختلف سعی نمود بر استمرار مقام ولایت تأکید کرده و نظر بهائیان را به خود جلب نماید.

عد‌ه‌ای از بهائیان امریکا و اروپا و اعضای محافل ملی برخی از كشورها، ادعای او را پذیرفته و به او ملحق شدند. برخی از شخصیت‌‌های بهائی نیز، چون ادو شفر[4]، اوژن اشمیت[5]، گوپتا[6]، استن وود کاب[7] و تعدادی دیگر، ابتدا با میسون ریمی همراه شدند و به لزوم استمرار سلسلۀ ولایت امرالله اصرار کردند ولی بعداً با مذاکره با ایادیان امر و فشار آنها، از نظر اولیۀ خود برگشته و طرفدار ‌بیت‌العدل بدون ولی امرالله شدند.

… ریمی از نوادگان بهاءالله نبود و شرط لازم برای جانشینی شوقی را نداشت؛ ولی طرفداران او با استناد به جایگاه والای او نزد عبدالبهاء و شوقی‌افندی و با توجه ‌به این نکته که عبدالبهاء در نامه‌‌‌های خود، او را با عنوان «پسر خود» خطاب کرده بود، ریمی را به‌عنوان پسر روحانی عبدالبهاء و جانشین شوقی پذیرفتند.» (مسعود منفرد، چالش رهبری در جامعۀ بهائی، پس از مرگ شوقی‌افندی، فصلنامه بهائی‌شناسی، شماره 13 : بهار 99، ص100 – 125)

میسون ریمی در ادامه به مخالفت با ایادیان و جایگاه آنان پرداخت و اعلام نمود که ایادیان امرالله هیچ‌گونه صلاحیت و قدرت مستقلی نداشته و فقط در سایۀ ولی امرالله می‌توانند به وظایف خود عمل کنند.

ریمی با همکاری برخی از طرفداران خود، که نفوذ زیادی در بین بهائیان داشتند، مثل جوئل مارانجلا، ژاک سوقومونیان، دونالد هاروی، جان بایرز، برنارد فیون، و … به روشنگری در بین بهائیان پرداختند و علی رغم تلاش ایادیان، هر روز به عدۀ طرفداران او افزوده می‌شد. ریمی با آگاهی که از متون بهائی داشت، به سادگی افراد را متقاعد می‌نمود که به طرف او بیایند، ولی بهائیان از ترس تشکیلات بهائی نمی‌توانستند طرفداری از ریمی را علنی نمایند.

هیئت ایادیان امرالله در حیفا در اعلامیه مورخ 5 جولای 1960 به عموم محافل روحانیۀ ملی اعلام نمود:

 

احبای عزیز،

در باب عکس العمل دنیای بهائی نسبت به ادعای میسون ریمی قبلاً شرحی جهت آن محفل ارسال گردیده است. اکنون واضح شده است که فقط عدۀ انگشت شماری از آن ادعا طرفداری نموده ولی با کمال جدیت مشغول فعالیت بوده و هستند تا دیگران را نیز به خود ملحق سازند. …

ایادی امرالله با توجه به اجرای مسئولیتی که در حفظ و صیانت جامعۀ بهائی به عهده دارند در مرحلۀ اول دستور دادند که احبای فرانسه از معاشرت و مؤانست با اعضای سابق محفل ملی آنجا که به طرفداری میسون ریمی فعالیت می‌نمودند خودداری کنند. ایادی امرالله مقیم ارض اقدس اکنون معتقدند که وقت آن رسیده است که این روش را نسبت به کلیۀ افرادی که علناً طرفدار این ادعای باطل هستند تعمیم دهند. احبای کلیۀ نقاط باید فوراً هر فردی که از ادعای میسون ریمی به مقام ولایت امر طرفداری نماید، ارتباط خود را اعم از این که وسیلۀ تماس مستقیم و یا مکاتبه باشد، قطع نمایند، زیرا اعمال این اشخاص منحرف صرفنظر از هر نیتی که داشته باشند، قهراً منجر به اختلاف و تفرقه در محیط امرالله خواهد شد. … ایادی امرالله مقیم ارض اقدس. (مجله اخبار امری، شمارۀ 5 و 6، سال سی و نهم، مرداد و شهریور 1339، اوت 1960، ص257.)

 

و در اعلامیه مورخ 4 اوت 1960 که از طریق آمریکا واصل شد، آمده است:

حضرت ولی امرالله در کتاب گاد پاسز بای (قرن بدیع) صریحاً می‌فرمایند:

امر مقدس الهی همواره دستخوش بحران‌هایی است که بالمآل به فتوحات عظیم‌تری منجر می‌گردد. داستان نقض عهد مؤمنین برجستۀ امر پس از صعود مبشر امراللهی و مظهر کلی الهی و مرکز عهد و میثاق اکنون نیز متعاقب صعود هیکل نازنین حضرت شوقی ربانی با عهدشکنی میسون ریمی و ادعای سخیف و کاملاً بی اساس وی تکرار می‌گردد. حفظ و صیانت احبا در مقابل عملیات منحرفین فتنه انگیز که به آنان همه گونه فرصت توبه و برگشت داده شده بود، اکنون ایجاب می‌کند که طرفداران ریمی، یعنی جان کاره John Carre، برنارد فیون Bernard Fillon، منیر درخشان، جوئل مارانجلا Joel Maranjella، ژاک سوقومونیان Jacques Soghomonian، دونالد هاروی Donald Harvey، جان بایرز John Byers در فرانسه، مری ویلکین Mary Wilkin (از آمریکا)، از امرالله طرد گردند. از این تاریخ به بعد هر نفسی که با این اشخاص مباشرت و مؤانست نماید و یا از ادعای ریمی حمایت و طرفداری کند، مانند آنها در زمرۀ ناقضین عهد و پیمان محسوب خواهد گردید. (مجلۀ اخبار امری، شمارۀ 5 و 6، سال سی و نهم، مرداد و شهریور 1339، اوت 1960، ص259)

ح ــ طرد گستردۀ ریمی و پیروانش توسط ایادیان امرالله و بیت‌العدل

بر خلاف ادعای ایادیان امر که در اعلامیۀ 5 جولای 1960 تعداد طرفداران ریمی را انگشت شمار دانستند، فعالیت‌های ریمی و پیروانش مؤثر افتاد و تعداد زیادی از بهائیان به طرفداری آشکار و پنهان از میسون ریمی پرداخته و از او حمایت کردند. پیام‌های تهدیدآمیز ایادیان و بیت‌العدل مبنی بر طرد و اخراج هر کسی که با ریمی و طرفدارانش مراوده داشته باشد، هرچند در بین بهائیان بی‌اثر نبود، ولی هرگز نتوانست جلوی طرفداران استمرار ولایت و شخص میسون ریمی را گرفته و اختلافات را کاهش دهد.

مشی تشکیلات بهائی چنین است که در مقابل مخالفین بلافاصله گارد گرفته و به حربۀ طرد و اخراج از بهائیت و به هم ریختن اساس خانوادۀ بهائیان، به غائله خاتمه دهد و هیچ‌گاه به دنبال پاسخ به اعتراضات و حل منطقی آن نیست همان طور که در جریان ادعای جمشید معانی نیز به همین نحو عمل کرد و بیش از یک صد نفر را از جامعۀ بهائی اخراج کرد و با این استراتژی که هر کسی با شخص طرد شده ارتباط برقرار کند و سلام و کلام نماید، او نیز از جامعه طرد خواهد شد. عدۀ زیادی از بهائیان طرد شده و خانواده‌های آنان دچار مشکل و گرفتاری شدند.

بیت‌العدل پس از استقرار، با صدور پیام مورخ 16 اکتبر 1963 خطاب به محافل روحانیۀ ملیۀ در شرق و غرب عالم بهائی اعلام نمود: «بیت‌العدل اعظم پس از غور و تعمق دقیق در نصوص مبارکه راجع به تعیین وصی حضرت شوقی افندی ولی امرالله و بعد از مشاورات مفصل و همچنین ملاحظۀ آراء حضرات ایادیان امرالله مقیم ارض اقدس به این نتیجه رسید که طریق تعیین ولی امرالله ثانی امر بهائی، وصیّ شوقی ربانی به کلی مسدود و امکان تشریع قوانینی که تعیین من هو بعده را میسر سازد، بالمرّه مفقود است. این قرار را به جمیع یاران ابلاغ فرمایید. امضا: بیت‌العدل اعظم» (غلامعلی دهقان، کتاب ارکان نظم بدیع، ص82)

با دریافت این اطلاعیه بهائیان متوجه شدند که از آن پس رهبری بلامنازع بهائیت تنها به عهدۀ بیت‌العدل است. در حالی که به گفتۀ شوقی افندی، نظم بدیع بهائی، باید بر دو رکن و ستون اصلی استوار باشد. اول ولی امرالله و دوم بیت‌العدل جهانی، وگرنه ناقص خواهد بود. (شوقی افندی، دور بهائی، ص77)

انتشار پیام بیت‌العدل در واقع بیانگر این مسأله بود که قدرت مطلقۀ بهائی از ولی امر الله به بیت‌العدل منتقل خواهد شد. و پس از آن تنها حاکم مطلق بر بهائیت، بیت‌العدل خواهد بود. لذا جنگ قدرت بین طرفداران سیستم ولایت و طرفداران بیت‌العدل آغاز گردید. در این جنگ قدرت، سلاح تشکیلات بهائی استفاده از طرد مخالفین بود. هرچند شوقی افندی در توقیع مورخ 11 آوریل 1949 که به افتخار محفل ملی بهائیان آمریکا صادر شده، صریحاً تأکید کرده بود که: «احدی جز ذات مبارک حضرت ولی امرالله را یارای آن نیست که مرض جذام روحانی نفوس را اعلام نماید. این نفوس را ما ناقضین عهد و میثاق امر الهی می‌نامیم و احدی هم نمی‌تواند ناقضی را به جامعه اعاده دهد. و همچنین به هیچ محفل روحانی ملی هم چنین حقی اعطا نشده است. وظیفۀ محفل روحانی ملی آن است که هر وقت با ناقضی مواجه گردد، موضوع را به حضرت ولی امرالله عرض کند و وجود مبارک شوقی دربارۀ او تصمیم اتخاذ خواهند فرمود. …» (مجله اخبار امری ایران، شماره 6، مهرماه 1328، ص9)

ولی ایادیان امرالله که هیچ سِمت اجرایی نداشته و فقط می‌توانستند اوامر ولی امرالله را اجرا نمایند، برخلاف نص صریح شوقی افندی افراد زیادی را فقط به دلیل عدم مخالفت با ریمی و ارتباط با او، نقل قول از او، ذکر خدمات قبلی او، نقل دلایل ادعا و از همه مهم‌تر ارتباط با کسانی که آنها با ریمی ارتباط برقرار کرده بودند از بهائیت اخراج کردند. ما در این نوشته فقط به ذکر نام 50 نفر از مطرودین روحانی طرفدار میسون ریمی به شرح زیر اشاره می‌کنیم:

1-       چارلز میسون ریمی (امریکا)

2-       حسن بهره‌مند (ایران)

3-       نصرت الله بهره‌مند (ایران)

4-       یدالله ثابت راسخ (ایران)

5-       محترم ثابت راسخ (ایران)

6-       احد ثابت راسخ (ایران)

7-       موهبت الله فروغی (ایران)

8-       ژان کاره (فرانسه)

9-       جلال کهن (ایران)

10-     رضوانیه کهن (ایران)

11-     جوئل مارانجلا (فرانسه)

12-     داراب ثابت راسخ (ایران)

13-     ولی الله ثابت راسخ (ایران)

14-     عین الله ثابت راسخ (ایران)

15-     منیر درخشان (فرانسه)

16-     ربابه درخشان (ایران)

17-     روح الله درخشان (ایران)

18-     ژاک سوقومونیان (فرانسه)

19-     برنارد فیون (فرانسه)

20-     شعاع الله فروغی (ایران)

21-     دونالد هاروی (فرانسه)

22-     ژان بایرز (فرانسه)

23-     مری ویلکینز (امریکا)

24-     عنایت الله یزدانی (سیدنی استرالیا)

25-     رجینالد کینگ (امریکا)

26-     سیدعلی مولتانی (پاکستان)

27-     سیدعلی بهادرشاه (پاکستان)

28-     حبیب الله ثابت راسخ (ایران)

29-     عبدالمیثاق توکلی داماد یدالله ثابت (ایران)

30-     هما ثابت راسخ همسر توکلی (ایران)

31-     علی اکبر اسلامی (ایران)

32-     جمشید مغناط (ایران)

33-     عبدالله مستقیمی (ایران)

34-     منوچهر مستقیمی (ایران)

35-     نهضت جاوید همسر منوچهر مستقیمی (ایران)

36-     فاطمه نوری (ایران)

37-     علی نوری (ایران)

38-     معصومه نوری (ایران)

39-     ابراهیم جمالیان (ایران)

40-     سروش حامدیان (ایران)

41-     شیخ احسن الهی (پاکستان)

42-     شوکت علی کاظمی (پاکستان)

43-     لیلاند جنسن (امریکا)

44-     اوپال جنسن (امریکا)

45-     نیل چیس (امریکا)

46-     سروریه مغناط (ایران)

47-     حاجی جان محمد (پاکستان)

48-     همسر ظفر علی خان (پاکستان)

49-     جعفرعلی صدیقی (پاکستان)

50-     سیدمویجز حسین (پاکستان)

تعداد زیادی از خانواده‌های بهائی از ترس این که مجازات طرد و اخراج شامل حالشان گردد، اعتقادات خود را مخفی نگه می‌داشتند. در حال حاضر نیز در دنیا افرادی هستند که عضو تشکیلات بهائی هستند ولی اعتقاد به ادامۀ سلسلۀ ولایت داشته و به فعالیت‌های مخفی خود ادامه می‌دهند.

بعد از مرگ شوقی یکی از پایه‌های اساسی بهائیت، یعنی استمرار مؤسسۀ ولایت امر، فرو ریخت. استدلال‌ها و استناد ریمی به نصوص بهائی آن قدر قوی بود که نه تنها بهائیان بلکه برخی از ایادیان امرالله، همچون جلال خاضع، حسن موقر بالیوزی و یوگو جیاگری نیز به عملکرد ایادیان هم طراز خود اعتراض داشته و موافق طرد بهائیان به دلیل طرفداری از ریمی نبودند و اجازۀ اخراج از دیانت بهائی را مختص ولی امرالله می‌دانستند.

با افزوده شدن به طرفداران میسون ریمی ایادیان و بعد از آن بیت‌العدل دریافتند که با موضوع ساده‌ای روبرو نیستند. طرفداران ریمی در امریکا، فرانسه، ایران، هند، پاکستان، عراق، استرالیا، آرژانتین، شیلی، اکوادور، مکزیک، انگلستان، آلمان، ایتالیا، افریقا و غیره حضور داشتند و در حال فعالیت بودند. بنابراین به صرف متهم نمودن ریمی به اختلالات روحی و مبتلا دانستن او به ثقل سامعه و کهولت سن و تراوشات نامطلوب، نمی‌توان او را از صحنه خارج نمود. مضافاً به این که ایادیان امر نیز جایگاه محکم و قانونی نداشته و خود متهم به کسب قدرت و نادیده گرفتن فرامین شوقی افندی بودند. بسیاری از بهائیان، علی الخصوص جوانان بهائی، از وضع پیش آمده راضی نبوده و سؤالات بی‌جوابی را دنبال می‌کردند. بنابراین لازم بود ایادیان با حرکت گسترده‌ای هم به شبهات پاسخ دهند و هم جایگاه خود را در جامعۀ بهائی محکم کنند، زیرا تعدادی از محافل ملی و محلی بهائی بعد از دریافت اعلامیه‌های ریمی دچار تزلزل و سردرگمی شدند.

اقدامات ایادیان

اولین اقدام ایادیان مقیم ارض اقدس این بود که با ارسال پیام به تمام 27 محفل ملی موجود در آن زمان، در تاریخ دوم دسامبر 1957 از آنان درخواست نمودند که به صورت کتبی نسبت به قبول صلاحیت حارسان و متولیان امر اعلام نظر نمایند. در این تصدیق محافل باید این جمله را درج می‌کردند که: «ما حمایت کامل، ایمان و بیعت خود را با هیئت متولیان جهان بهائی، منتخب مجمع ایادیان امر اعلام می‌کنیم.»

(http://bahai-library.com/?file=uhjminis‌trycus‌todians)

 

در نهایت 26 محفل موجود در آن زمان نامۀ پذیرش را ارسال کردند. فقط محفل فرانسه بود که با 8 رأی اعضاء به پذیرش ریمی به عنوان ولی امر دوم رأی داد. آقای برافروخته یکی از اعضای محفل ملی فرانسه، بدون اطلاع به دیگران، در جلسۀ رأی‌گیری غیبت کرد و موضوع را به اطلاع ایادیان رسانید. سه نفر از اعضای محفل که به نفع ریمی رأی داده بودند، تحت فشار هیئت ایادیان تسلیم شدند. اما 5 نفر از اعضاء بر رأی خود ثابت قدم ماندند: جوئل مارانجلا: رئیس، برنارد فیون: منشی، دونالد هاروی: خزانه‌دار، ژاک سوقومونیان: عضو، و منیر درخشان: عضو.

ظاهراً 26 محفل ملی دیگر، ایادیان امر را به عنوان بالاترین نهاد اجرائی بهائی پذیرفتند. ایادیان در تاریخ 5 می 1960 ابوالقاسم فیضی را به فرانسه فرستادند تا ضمن دیدار با اعضای محفل فرانسه و سایر بهائیان آن کشور، دربارۀ شرایط موجود و لزوم حفظ بهائیت در برابر ادعای بی اساس ریمی اقدام کند. آقای فیضی در فرانسه با مقاومت اعضای محفل مواجه شد و لذا محفل ملی فرانسه را منحل نمود و خواستار انتخابات جدید شد. مارانجلا رئیس محفل بر اساس الواح وصایای عبدالبهاء استدلال کرد که ایادیان هیچ صلاحیت و حق و اختیاری نسبت به محافل ندارند، چه رسد به این که بتوانند آنها را منحل کنند. ولی ایادیان انحلال محفل را در 5 ژوئیه 1960 به سایر محافل ملی اعلام کردند و از آنها خواستند که هر گونه ارتباط خود را چه از طریق تماس مستقیم و چه از طریق مکاتبه با محفل منحله و طرفداران ریمی متوقف کنند.

حسن موقر بالیوزی یکی از ایادیان امر در تاریخ 15 می 1960 اعتراض خود را به تعمیم اخراج و طرد بهائیان به دلیل ارتباط با میسون ریمی را رد نمود. او در یادداشت خود نوشت: «ادعای میسون ریمی خنده‌دار، مضحک و نفرت‌انگیز است. این نشان می‌دهد که ذهن او خراب شده است (عقل خود را از دست داده است) … عمل کسانی که این ادعای مضحک را تأیید می‌کنند واقعاً نفرت‌انگیز است، اما نمی‌توانم این تز را قبول کنم که ایادیان به این دلیل، صلاحیت اخراج کسی را داشته باشند. ایادیان اختیار خود را برای اخراج کسی از جامعۀ بهائی از کجا به دست می‌آورند؟ از وصیت نامۀ عبدالبهاء؟ اینها دقیقاً سخنان عبدالبهاء است که من خوانده و نقل می‌کنم: «هدف من این است که به ایادیان نشان دهم باید همیشه مراقب بود و به محض این که کسی را پیدا کردند که شروع به مخالفت و اعتراض به ولی امر (شوقی) می‌کند او را از جماعت اهل بهاء بیرون کنند و هیچ عذری را از او نپذیرند.» شاید من اشتباه می‌کنم، اما در هیچ جای دیگری اجازه و صلاحیت صریحی برای ایادیان جهت اخراج مردم به هر دلیلی غیر از مخالفت با ولی امر پیدا نکرده‌ام. آنها می‌توانند و باید هر کسی را که دستور قطعی ولی محبوب را نادیده می‌گیرد اخراج کنند. اقدام اخیر ایادیان مخالفت با شوقی افندی است. با این کار ایادیان، گروه جدیدی از عهدشکنان و ناقضین را ایجاد خواهند کرد.» (ورنون الوین جانسون، BAHA’IS IN EXILE (بهائیان در تبعید)، ص41)

نکتۀ مهم این است که ایادیان میسون ریمی را به دلیل مخالفت با ولی امر (شوقی) اخراج نمودند، در حالی که مارانجلا (از پیروان و جانشینان ریمی) ادعا می‌کند که ریمی در زمان اخراجش به طور کامل و پیوسته از بندبند دستورات شوقی و همچنین نوشته‌های عبدالبهاء حمایت می‌کرد و به هیچ وجه با شوقی افندی مخالفت نکرده بود! (بهائیان در تبعید، ص41، به نقل از

Marangella, The Illigitimate Reign of the Cus‌todians, http://bahai-guardianship.com/cus‌todians.html،

و همچنین

http://bahai-library.com/?file=uhjminis‌trycus‌todians).

ایادی امرالله جلال خاضع نیز معتقد به استمرار سلسلۀ ولی امر بود و عقیده داشت که ولایت امر به اولین ولی امرالله منتهی نشده و منتظر است که ولی امر بعد از شوقی بیاید و معتقد بود نباید بدون هیچ دلیلی این همه آثاری که در الواح وصایا راجع به نظم بدیع الهی و استوار بودن این نظم بر روی دو ستون مؤسسۀ ولایت امر و مؤسسۀ بیت‌العدل اعظم را کأن لم یکن فرض نموده و نصوص دیگر هیکل مبارک را با وجود علم به اولاد نداشتن، یعنی ولد بکر نداشتن، و تا آخرین پیام اشاره به استحکام این دو مؤسسه فرمودند را نیز نادیده بگیریم. اگر قرار بود ولی امری در آینده نیاید خوب بود هیکل مبارک بنفسه المقدس در جایی ذکر می‌فرمودند و مدرکی به دست اهل بهاء می‌دادند. میسون ریمی همیشه به ایادیان می‌گفت که بدون ولی امرالله محافظت از امرالله مشکل است و در تمام جلسات مؤتمر ایادیان این موضوع را تکرار می‌کرد. به او می‌گفتیم ما هم معتقدیم اگر طبق الواح وصایا ولی امری تعیین می‌شد امر سهل‌تر از حالا بود، ولی نشد. حق تعیین ولی امرالله با ولی امرالله بود که نفرمودند. آن مرکز معصوم صلاحیت داشتند با هدایت الهی تعیین بفرمایند که نفرمودند. حال ایادیان که معصوم نیستند و هدایت الهی ندارند چگونه می‌توان ولی امر داشت؟ (نامۀ مورخ 21/2/1339 جلال خاضع از حیفا خطاب به هادی رحمانی شیرازی، معاون ایادی و دوست صمیمی خاضع.)

همزمان با ارسال اعلامیه‌های میسون ریمی و طرفداران او، فعالیت تشکیلات بهائی و دستور ایادیان به رفع شبهات میسون ریمی در کشورهای مختلف آغاز شد که به برخی اشاره می‌گردد:

1- آقای علی نخجوانی عضو سابق بیت‌العدل، در کنفرانس آکوتا برای حدود 200 نفر از جوانان بهائی سعی کرد تا شبهات ریمی را پاسخ دهد. البته به جای ارائۀ دلایل محکم بیشتر به قسم و آیه و این که «مطمئن باشید من راست می‌گویم» و امثال آن اکتفا کرد و پاسخ کوبنده‌ای داده نشد.

2- همچنین علی نخجوانی در مقاله‌ای با عنوان عهد و میثاق در امر بهائی به برخی از شبهات پاسخ داد که این مقاله در سفینۀ عرفان، دفتر 11 جهت اطلاع بهائیان منتشر شد.

3- آقای دیوید هوفمن تفسیری بر الواح وصایا نوشت تا ثابت کند مطالب کتاب الواح وصایا به راحتی قابل فهم نیست و نیاز به توضیح دارد.

4- با اجازۀ بیت‌العدل جزوه‌ای بر علیه میسون ریمی و جانشینان او تحت عنوان «میسون ریمی و کسانی که او را دنبال کردند» نوشته و به فارسی ترجمه و توزیع گردید. در این جزوه به عاقبت شوم ریمی و جانشینان او اشاره شد و در سایت www.ahdvamisagh.org قرار گرفت تا افراد بهائی واکسینه گردند.

5- یکی از کتاب‌های روحی (کتاب 8) به موضوع عهد و میثاق اختصاص یافت و حدود 200 صفحه به این موضوع پرداخته شد و به صورت غیر مستقیم آنها را نکوهش نموده است. این کتاب در حال حاضر در جلسات بهائی تدریس می‌گردد.

6- مقاله‌ای با عنوان «احیای پرونده‌ای کهن» در جواب پیروان میسون ریمی در 8 صفحه که نام نویسندۀ آن مشخص نیست منتشر شد. در آن پاسخ‌هایی به شبهات ناقضین داده شده است.

7- ارائۀ ترجمۀ کتاب عهد و میثاق تألیف آقای پل لمپل به زبان فارسی و ارائۀ رایگان آن برای بهائیان استرالیا و ایران.

8- انتشار مقالۀ پدیده فریسیان دربارۀ میسون ریمی نوشتۀ خانم سوزان مانک در سایت

http://pharislaic.susanmaneck.com

9- درج مطالبی علیه ریمی در وبلاگ فارسی کاویان صادق زاده به آدرس

http://negahedigari.blogfa.com/pos‌t-28.aspx

10- تهیه 10 تا 12 ساعت فیلم ویدیوئی از علی نخجوانی در پاسخ به پرسش‌های مربوط به عهد و میثاق

11- برنت پوآره[8] از افراد مهم تشکیلاتی بهائیان، طی ایمیل مورخ 5/1/2009 خود خطاب به آقای آهنگ ربانی و سوزان مانک، گزارشی از اقدامات انجام شده علیه ناقضین عهد و میثاق به شرح ذیل ارائه کرده است.[9]

«… میسون ریمی جدیداً مارانجلا را به جای خود تعیین کرده است.

به عقیدۀ من این فرد در حال حاضر خطرناک‌ترین ناقض عهد در جهان است. همان طور که بیت‌العدل مرقوم داشته، او مکاتبات و تعامل قابل توجهی در سطح جهانی دارد و تمرکز خود را بر روی جذب بهائیان قرار داده است. یکی از موفقیت‌های او جذب جف گلد برگ است که حدود ده سال پیش از جامعۀ بهائی آمریکا اخراج شد. او یک وکیل دعاوی است و در پروندۀ دعوای اخیر بین محفل ملی ما و مارانجلا وکیل او بود. من سه هفته پیش با مشاور دارالتبلیغ بین المللی، استفان هال، در کنفرانس کانکتیکات صحبت کردم، اگر درست فهمیده باشم، نظر او آن بود که راهکار کنونی آن نیست که به اشکالات آنها مورد به مورد جواب بدهیم، بلکه یک پاسخ کلی به آنها بدهیم، و قضاوت را به مردم بسپاریم. به نظرم در این مورد باید اطلاع رسانی بیشتری بشود.

وقتی من عضو هیئت معاونین بودم و مشاور قاره‌ای، بیرکلند، به من دستور داد تا مطالب وبسایت مارانجلا را خلاصه کنم. مطالب آن را بسیار گسترده یافتم، مطالب و نقطه نظرات مارانجلا گسترده و دقیق است و پاسخگویی به همۀ آنها شاید مستلزم نوشتن یک کتاب بزرگ باشد. مارانجلا فردیست که متاسفانه در رابطه با کلام خدا و منطق بشری، بسیار مبتکر و خلاق برخورد می‌کند. من هرگز علاقه‌ای ندارم که دوباره مطالب سایت او را مرور کنم. آن دفعه هم فقط به خاطر دستور مشاور بود! البته پرسش و نظر تو هم صحیح است که دشمنان امر از آثار یکدیگر استفاده می‌کنند، مثلا سایت‌های ضدبهائی از مطالب و آثار ناقضان عهد بهره می‌گیرند. این که احبای ایرانی با امتحانات بیشتری مواجه شوند، من چندان مطمئن نیستم، ولی بعید می‌دانم که مزخرفات و چرندیات مارانجلا برای بهائیان مؤمن، ثابت قدم و مطلع جالب و جذاب باشد. من نمی‌دانم که با توجه به ولی امر بعدی که ایرانی است، آیا باید توجه و دقت نظر بیشتری روی احبای ایران بشود یا خیر؟ در حال حاضر فکر می‌کنم بیشترین تعداد آنها که البته چند ده نفری هستند در امریکا، استرالیا و هند باشند. ممکن است من اشتباه کنم، ولی برداشتم چنین است.

من و یک بهائی در استرالیا داریم روی یک طرح درس اینترنتی دربارۀ عهد و میثاق کار می‌کنیم که به صورت رایگان ارائه خواهد شد. آن سلسله مباحث، زمینه‌های متنوعی را در بر می‌گیرد. بدون آن که خیلی مطالب سنگین و الهیاتی داشته باشد، سؤالات چالشی را مطرح می‌کند و به صورت پرسش و پاسخ خواهد بود و سعی می‌کند مطالبی را از الواح وصایا در اختیار بهائیان قرار دهد تا بتوانند از موضع خود دفاع کنند. من و او دو ماه پیش به فرانسه رفتیم و طی مدت یک هفته حدود 10 تا 12 ساعت فیلم ویدیویی از کنفرانس‌های علی نخجوانی در پاسخ به پرسش‌های مربوط به عهد و میثاق گرفتیم که دورۀ آموزشی ما را جذاب‌تر خواهد کرد. ما قصد داریم طوری طراحی کنیم که مردم صوت و ویدیوی خود را هم در رابطه با این فیلم‌ها و پرسش و پاسخ‌ها روی سایت ما قرار دهند (دوست بهائی من دارای دکتری در علوم کامپیوتر است.)

در واقع او روشی را به صورت نرم‌افزاری طراحی کرده که تدریس ما فقط سپردن مطلب به حافظه نباشد، بلکه توأم با تحلیل و تفکر باشد. این کار تمام وقت مرا در سال 2009 می‌گیرد. امیدوارم در آوریل 2010 آن را بتوانم ارائه کنیم.

من سال گذشته یک کلاس آموزشی در مؤسسه ویلمت تحت عنوان«سه میثاق» برگزار کردم، یعنی میثاق باب، بهاءالله و عبدالبهاء و این مجموعه و نگرش دستمایه و نقطه آغاز این دوره آموزشی اینترنتی است. یک متن آموزشی + چند داستان و نقل‌هایی از ایادیان امرالله + سؤال و جواب‌هایی برای مطالعه + جواب‌هایی برای ارائه + عکس و تصاویر. البته همان طور که آقای هال، مشاور قاره‌ای، اشاره کرد، در آینده نزدیک جلد 8 کتاب روحی منتشر می‌شود. الان به صورت پیش چاپ آماده شده و قرار است در بعضی از مناطق به صورت آزمایشی ارائه شود. آن کتاب آموزشی پایه برای بهائیان عالم در خصوص عهد و میثاق است، و لذا دورۀ ما می‌تواند جنبۀ تکمیلی داشته باشد. به نظرم می‌رسد که این دوره ما دارای مطالب خوبی باشد و ما قول دادیم که این یادگار میراث خوبی برای آقای نخجوانی باشد، لذا ما آن را دنبال خواهیم کرد. پیشنهاد من این است که شما نامه‌ای به آژانس اینترنتی بهائی[10] مستقر در مرکز جهانی بهائی در حیفا اسرائیل بنویسید و بگویید جوئل مارانجلا نظر و توجه بیشتری به بهائیان ایران خواهد داشت. من برنامۀ خودمان برای راه انداختن دوره را به BIA و از طریق آنها به دارالتبلیغ جهانی اعلام کرده‌ام و آنها هم از ما خواسته‌اند هر چه سریع‌تر این کار را شروع کنیم و ممکن است از سوی بیت‌العدل هم به زودی راهنمایی‌هایی در جهت دفاع از امر در برابر ناقضان میثاق به ما برسد.

من این مطالب را دقیق و جزئی برای شما دو دوست نوشتم و شما لازم نیست آن را برای احبای تهران ارسال کنید، چرا که مطالب من بسیار بیشتر از پاسخ برای آنهاست، و نمی‌خواهم دیدگاه دارالتبلیغ و بیت‌العدل به طور مستقیم بر دیدگاه و عملکرد احباء تأثیر بگذارد. احباء هر کدام باید مستقلاً از بیت‌العدل کسب نظر کنند و برای کارهای اینترنتی هم تماس و مشاوره با BIA روش مناسبی است.»

سانسور متون بهائی دربارۀ جایگاه ولی امرالله

علاوه بر فعالیت‌های یاد شده، ایادیان امر با مسافرت‌های متعدد به کشورهای مختلف و برقراری ارتباط با محافل ملی و دیدار با بهائیان هر کشور سعی کردند اذهان عمومی بهائیان را آماده نمایند تا قبول جامعۀ بهائی بدون ولی امرالله برای آنان عادی گردد.

تذکر این نکته ضروری است که بیت‌العدل و تشکیلات بهائی که بر طبق اساسنامۀ خود باید حافظ نصوص بهائی باشند و از تغییر آن جلوگیری کنند، در طول مدت ریاست خود سعی نمودند تا کلیه نصوص دست و پاگیر و قوانین و حرف‌های قدیمی رهبران خود را به تدریج و با ظرافت خاص از آیین بهائی حذف نمایند تا هیچگاه پاسخگوی شبهات و انتقادات نباشند. دربارۀ بحث ولایت امرالله و لزوم آن نیز کلیۀ متونی را که به لزوم ولی امر اشاره داشت، از متون بهائی حذف کرده و به جای ولی امر، کلمۀ بیت‌العدل را جایگزین کردند و این رویه در خیلی از متون و نوشته‌های تاریخی بهائی نیز انجام شده و در حال تکرار است، از جمله تغییراتی که در چاپ‌های بعدی کتاب نظر اجمالی که متن آن به تأیید شوقی ربانی رسیده بود، قابل مشاهده است. موضوع حذف نصوص بهائی و یا تغییر در آن مسألۀ مهمی است که جا دارد در مقاله‌ای جداگانه به آن پرداخته شود.

ذکر نمونه‌های یاد شده نشان می‌دهد که بهائیان ارتدکس و طرفدار استمرار ولی امرالله گرچه در اقلیت هستند، ولی استدلال‌های قوی دارند که به سادگی نمی‌توان آنها را رد کرد و لذا تشکیلات بهائی متوجه شد که باید با همۀ قدرت نسبت به رفع شبهات بهائیان اقدام نمود و از مشروعیت بیت‌العدل به هر طریق دفاع نماید.

و- پاسخ به یک سؤال اساسی: در دعوای بهائیان طرفدار بیت‌العدل و بهائیان طرفدار ولی امرالله، کدام‌یک به حقیقت نزدیک است و بهائیت واقعی را ارائه می‌نمایند؟

قبل از ورود به این بحث لازم است به صورت مختصر ادعای هر یک از دو گروه بهائیان طرفدار بیت‌العدل و بهائیان ارتدکس طرفدار ولی امر مورد بررسی قرار گیرد.

بهائیان ارتدکس معتقدند بر اساس نصوص بهائی و بر طبق وصیت نامۀ عبدالبهاء (کتاب الواح وصایای مبارکه) آیین بهائی بر دو ستون محکم و اساسی بنا گردیده است، ستون اول مؤسسۀ ولایت امرالله و ستون دوم بیت‌العدل جهانی، چنانچه هر یک از این دو ستون متزلزل و یا تخریب گردد، اساس بهائیت متزلزل خواهد شد.

شوقی ربانی در لوح 105 که به افتخار احبای شرق صادر شده، می‌نویسد:

«این نظم بدیع … بر دو رکن استوار [است]، رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه که مصدر تبیین است و رکن ثانی بیت عدل اعظم الهی که مرجع تشریع است. انفصال رکنین نظم بدیع از یکدیگر محال است. هرگاه ولایت امر از نظم بدیع حضرت بهاءالله منتزع گردد اساس این نظم متزلزل و الی الابد محروم از اصل توارثی می‌گردد…» (شوقی افندی، کتاب دور بهائی، ص77)

 

عبدالبهاء رهبر دوم بهائیت نیز بر اهمیت وجود ولی امرالله تأکید نموده و می‌نویسد: «… حصن متين امر الله باطاعت مَنْ هو وليّ امر الله محفوظ و مصون ماند و اعضای بيت عدل و جميع اغصان و افنان و ايادی امر الله بايد كمال اطاعت و تمكين و انقياد و توجّه و خضوع و خشوع را به وليّ امر الله داشته باشند. اگر چنانچه نفسی مخالفت نمود مخالفت بحقّ كرده و سبب تشتيت امر الله شود و علّت تفريق كلمة الله گردد و مظهری از مظاهر مركز نقض شود.» (عبدالبهاء، الواح وصایا، ص12)

از دید بهائیان ارتدکس نبود ولی امر و استمرار حضور او در آینده به هیچ وجه قابل قبول نیست، حتی بیت‌العدلی که ولی امرالله رئیس آن نباشد نیز غیرقانونی و خودساخته است و در معرض زوال. به گفتۀ شوقی افندی رهبر آیین بهائی:

«هر گاه ولايت امر از نظم بديع حضرت بهاءالله منتزع شود اساس اين نظم متزلزل و اِلی الأبد محروم از اصل توارثی مي‌گردد … بدون اين مؤسّسه وحدت امرالله در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طيّ دهور احاطه دارد بالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّۀ منتخبين ضروری است سلب شود. و چنانچه بيت عدل اعظم که اساساً اهميّتش از ولايت امر کمتر نيست از آن منتزع گردد نظم بديع حضرت بهاءالله از جريان باز مانده و ديگر نمي‌تواند حدود و احکام غير منصوصهء تشريعی و اداری امرالله را که شارع اعظم متعمّداً در کتاب اقدس نازل نفرموده تکميل نمايد.» (شوقی افندی، دور بهائی، ص79 و 80)

بهائیان ارتدکس در اعلامیه‌های مختلف خود اعلام می‌دارند که میسون ریمی بعد از مرگ شوقی افندی به طور بالقوه به ولایت امری بعد از شوقی منصوب شده است، چرا که شوقی در زمان حیات خود ریمی را به ریاست شورای بین المللی بهائی (بیت‌العدل جنینی) انتخاب کرده و قرار بود این شورا در آینده به بیت‌العدل تبدیل گردد و رئیس آن میسون ریمی باشد. منتهی میسون ریمی تا زمانی که شوقی افندی زنده بود، نمی‌توانست ادعای ولایت امری کند، ولی بعد از فوت او تنها کسی بود که ادعای جانشینی شوقی و ولایت امری بعد از او را نمود.

در مقابل بهائیان بیت‌العدلی ادعا دارند که شوقی افندی بنا به مصلحتی که خود تشخیص داده و به کسی اظهار نکرده بود، برای خود در زمان حیات، جانشینی را معرفی نکرد، از طرفی فرزندی نیز نداشت که برای جانشینی معرفی گردد و هیچ‌یک از خانوادۀ بهاءالله و عبدالبهاء نیز صلاحیت جانشینی شوقی را نداشته و توسط خود ایشان طرد شده بودند. بنابراین عده‌ای از بهائیان مسألۀ ولایت امری و استمرار آن را بداء شده تلقی کردند. عدّۀ دیگری نیز معتقد شدند جامعۀ بهائی مدتی ولی امرالله بدون بیت‌العدل را تجربه کرد و حالا شوقی خواسته که آنها بیت‌العدل بدون ولی امر را نیز تجربه کنند! برخی نیز گفتند ولی امرالله در زمان حیاتش با جا گذاشتن مکتوبات فراوان هر چه را که بهائیان جهت تبیین نصوص لازم داشتند به یادگار گذاشته و در حال حاضر با آمدن و تشکیل بیت‌العدل و ذخایر باقی مانده از شوقی افندی می‌توانند به تنهایی به عنوان مرکز امر وظایف خود و وظایف ولی امرالله را نیز در آینده به عهده گیرند و تا 1000 سال بعد که ظهور جدیدی آمد، اگر صلاح دانست مجدداً مؤسسه ولایت امرالله را بنا خواهد نمود. برخی ادعا کردند هرچند جسم شوقی وجود ندارد، ولی هدایات او از عالم بالا همواره ما را راهنمایی خواهد کرد! عده‌ای نیز هنوز منتظر پیدا شدن وصیت نامۀ شوقی، نه در حیفا و عکا، بلکه در فرانسه و اروپا هستند، غافل از این که تعیین جانشین طبق نصوص بهائی به نوشتن وصیت نامه نیست، بلکه ولی امر باید در زمان حیات به نحوی جانشین خود را تعیین می‌کرد که هیچ‌گونه ابهامی برای بهائیان باقی نمانده و دچار اختلاف نمی‌شدند. به گفتۀ عبدالبهاء: «ای احبّای الهی، بايد وليّ امر الله در زمان حيات خويش من هو بعده را تعيين نمايد تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد.» (عبدالبهاء، الواح وصایا، ص13)

ایادیان امرالله و روحیه خانم، همسر شوقی، در جلسۀ سرّی و مشترک بعد از مرگ شوقی توافق کردند در مورد ولی امرالله و موضوع جانشینی و استمرار ولایت امرالله در آینده هیچ‌گونه مطلبی را به جامعۀ بهائی اظهار نکرده و موضوع را تا تشکیل بیت‌العدل مسکوت گذارند. هر چند در بین خود بحث و گفتگوی زیادی انجام دادند، ولی این گفتگوها صورتجلسه نشد. آنها بهائیان را امیدوار نگه داشتند و گفتند موضوع در حال بررسی است و در آینده راه حلی برای استمرار ولایت امرالله از سوی بیت‌العدل مشخص خواهد شد، ولی بعد از انتخاب بیت‌العدل در سال 1963 و تحکیم اقتدار ایادی امر مقیم ارض اقدس، بیت‌العدل رسماً در اطلاعیه مورخ 16 اکتبر 1963 خود خطاب به محافل ملی دنیا در شرق و غرب عالم بهائی اعلام نمود که «طریق تعیین ولی امر ثانی وصی حضرت شوقی ربانی بکلی مسدود، و امکان تشریع قوانینی که تعیین من هو بعده را میسر سازد بالمرّه مفقود است. این قرار را به جمیع یاران ابلاغ نمایید.» (غلامعلی دهقان، ارکان نظم بدیع، ص82)

در موضوع برچیده شدن و تعطیل مؤسسۀ ولایت امرالله و عدم تعیین جانشین، روحیه ماکسول بیوۀ شوقی افندی بسیار نقش تعیین کننده داشت. میسون ریمی در خاطرات روزانۀ خود از نقش دیکتاتور مآبانۀ روحیه خانم در جلسات محرمانۀ ایادیان بعد از مرگ شوقی صحبت کرده است. او که گویا هنوز خود را رابط بین شوقی و ایادیان تصور می‌کرد، با انگشت خود خط و نشان می‌کشید و مشتش را روی میز می‌کوبید و می‌گفت: من مطمئن هستم که شوقی افندی همچنان ولی امر بهائیت است و ما را از ملکوت ابهی هدایت می‌کند! بنابراین هیچ جانشینی مورد نیاز نیست و یا قرار نیست باشد و اعلام کرد که باب ولایت امر بسته شده است. (خاطرات روزانه میسون ریمی،

http://members.inet/~guardian/daily.observe)

در طول بحث ایادیان یک نفر گفت که بیت‌العدل اعظم ممکن است گاردین دیگری منصوب و نظام ولایت امر بهائی دوباره برقرار گردد. روحیه گفت که مطلقاً مخالف است که گاردین دیگری داشته باشیم و اگر کسی منصوب شود، او حیفا و تشکیلات بهائی را رها می‌کند و خود را به جایی در مناطق وحشی تبّت می‌رساند تا از چشم همۀ بهائیان پنهان شود. (الوین ورنون جانسون، ، BAHA’IS IN EXILE (بهائیان در تبعید)، ص25)

شاید عصبانیت روحیه خانم خیلی بی‌جا نباشد، چون روحیه خانم بدون حضور ولی امرالله می‌توانست رهبری نامحدود در آیین بهائی را برای خود حفظ نماید، ولی با تعیین شدن یک ولی امرالله جدید او باید عمارت محل استقرار گاردین را تخلیه کند و دیگر هیچ اختیاری ندارد و بعد از آن در جایگاه برجسته و مقام عالی که برای خود تدارک دیده بود، نخواهد بود.

با توجه به موارد ذکر شده در پاسخ به این سؤال که در اختلافی که بین بهائیان طرفدار بیت‌العدل و بهائیان طرفدار ولی امرالله پیش آمد، کدام‌یک از دو گروه بهائیت واقعی را ارائه می‌دهند، باید گفت به نظر می‌رسد هر دو گروه راه اشتباهی را پیمودند و به دلایل زیر هیچ‌یک از حقیقت برخوردار نبوده و نیستند.

دلیل اول

سخن عبدالبهاء رهبر بهائیان است که می‌گوید: «ای احبای الهی، صریح کتاب الهی این است که اگر دو نفس در مسأله[ای] از مسائل الهیه جدال و بحث نمایند و اختلاف و منازعه نمایند، هر دو باطلند … اگر اندک معارضه‌ای به میان آید سکوت کنند … و حقیقت حال را از مبیّن سؤال کنند.» (عبدالبهاء، مکاتیب عبدالبهاء، ج3، ص33و34)

سؤال اساسی این است که در اختلاف پیش آمده رافع اختلاف کیست؟ بیت‌العدل؟ ایادیان امر؟ میسون ریمی؟ و چون رافع اختلاف حضور ندارد، هر دو طرف راه اشتباه را در پیش گرفته‌اند.

دلیل دوم

هیچ یک از دو گروه یاد شده از مشروعیت کامل برخوردار نیستند، چرا که طبق نصوص بهائی ولی امر و بیت‌العدل اعظم باید همواره در کنار هم باشند و در صورت نبود هر یک نظام بهائیت فروریخته و به یک حزب خودساخته تبدیل خواهد شد.

دلیل سوم

شوقی افندی به دستور عبدالبهاء به وظیفۀ اصلی خود که معرفی جانشین بعدی در زمان حیاتش بود، عمل نکرده و این کوتاهی می‌تواند مورد اعتراض باشد.

دلیل چهارم

میسون ریمی به صرف این که رئیس شورای بین المللی بهائی است و جایگاه مهمی در بهائیت داشته است، نمی‌تواند خود را ولی امر ثانی بهائیت معرفی نماید. او دلایل کافی برای این ادعا ندارد.

دلیل پنجم

ایادیان و روحیه خانم هیچ‌کدام مصون از خطا نبودند، علی الخصوص بعد از مرگ شوقی تا سال 1963 که بیت‌العدل را تشکیل دادند و لذا به سادگی می‌توانند در انسداد باب ولایت به بیراهه رفته باشند.

دلیل ششم

طبق دستور شوقی افندی در نقشۀ 10 ساله و الواح دیگر، لازم بود که شورای بین المللی بهائیِ منصوب شوقی قبل از سال 1963 (تشکیل بیت‌العدل) به محکمه جهانی بهائی تبدیل گردد، و محکمه جهانی بهائی باید مقدمۀ تشکیل بیت‌العدل اعظم باشد که این کار توسط ایادیان وتو شد. ایادیان هیچ گونه اختیاری در لغو و عدم تشکیل محکمه بهائی در تاریخ مقرر نداشته‌اند.

دلیل هفتم

میسون ریمی در 5 سال اول بعد از صعود شوقی ربانی، ساکت بود و در همه جا از ایادیان امر حمایت کرد، در حالی که بعد از فوت شوقی می‌توانست بلافاصله به عنوان ولی امر ثانی ادعا کرده و اقداماتی را قبل از این که دیر شود انجام دهد، ولی در این امر کوتاهی کرد و به نوعی بازیچۀ دست ایادیان امرالله شد. او زمانی که رهبری ایادیان و بیت‌العدل را قطعی دید، هوس کرد که خود نیز که بالاتر از آنها بود، ادعایی داشته باشد.

دلیل هشتم

ایادیان امرالله و روحیه بیوۀ شوقی افندی، در زمان حیات شوقی، نقش کارگزار را داشتند و موظف بودند فقط به دستورات شوقی عمل نمایند. شوقی اجازۀ تصمیم‌گیری را هیچگاه به کسی واگذار نمی‌کرد. این که چون شوقی بعد از فوت برای خود جانشینی تعیین نکرده و جامعۀ بهائی با فقدان رهبری مواجه شده است. دلیل نمی‌شود که کاسه داغ‌تر از آش شده و خودسرانه به جای شوقی نشسته و اختیارات شوقی را به نام خود مصادره نمایند و این دستور که ایادیان از بین خود 9 نفر را انتخاب کنند که همواره در خدمت ولی امر باشند (ایادیان مقیم ارض اقدس) دلیل نمی‌شود که آنها بعد از شوقی امتیازی دارند، زیرا این 9 نفر باید در خدمت ولی امرالله (شوقی) باشند که با فوت شوقی باید در خدمت ولی امر بعدی قرار می‌گرفته، نه این که رهبری جامعۀ بهائی را بیش از 5 سال تصاحب نموده و افراد زیادی را به دلیل حمایت از میسون ریمی از جامعۀ بهائی طرد نمایند.

دلیل نهم

میسون ریمی در اواخر عمر خود، باب مخالفت با شوقی را گذاشت و انتقاداتی را به عملکرد شوقی داشت، هرچند بهائیان ارتدکس ادعا می‌کنند که مخالفت‌های ریمی با شوقی در زمانی بوده است که ریمی ولی امر نبوده و امورات را به دیگران واگذار کرده بود. ولی باز این دلیل نمی‌شود که او به ولی امرالله منتخب عبدالبهاء اعتراض نماید. در ادامه به بعضی از انتقادات ریمی به شوقی اشاره خواهد شد.

دلیل دهم

ایادیان اجازه نداشتند که ایادی امراللهِ منتخب شوقی را از سمتش برکنار کنند. همچنین اجازه نداشتند که منصوب شوقی ربانی در هیئت بین المللی بهائی را برکنار کرده و افراد انتخابی جدیدی را به آن اضافه نمایند. ایادیان باید حرف‌های میسون ریمی را بررسی کرده و به دنبال ولی امرالله می‌گشتند و وقتی ریمی از محفل ملی امریکا درخواست نموده که ادعای او و مواضعش توسط کنفرانس شیکاگو به اطلاع محافل دیگر برسد، چرا ایادیان با آن مخالفت کردند و حاضر به شنیدن و یا انتشار آن برای سایر بهائیان نشدند؟

انحراف عبدالبهاء از حکم وصایت بهاءالله

مهم‌ترین مسأله این که بر اساس کتاب عهدی بهاءالله شارع آیین بهائی قرار بود بعد از عبدالبهاء محمدعلی افندی برادر کوچکش به جانشینی عبدالبهاء انتخاب گردد. ولی بعداً به بهانۀ این که محمدعلی افندی نقض عهد کرده و به راه انحراف رفته است، او را از جانشینی خلع کرده و به جای او شوقی افندی را به جانشینی عبدالبهاء انتخاب کردند، در حالی که وقتی شارع بهائی که مصون از خطاست در وصیت نامۀ خود پسر دوم خود را به جانشینی تعیین و معرفی می‌نماید، عبدالبهاء حق نداشته وصیت پدر را زیر پا گذاشته و او را متهم کرده و از بهائیت اخراج نماید. بنابراین انتصاب شوقی به ولایت امری مشروعیت قانونی نداشته است. اگر همان زمان به این عمل عبدالبهاء یا افراد دیگر اعتراض می‌شد، چند سال بعد ایادیان به خود اجازه نمی‌دادند که منصب شوقی ربانی را تصاحب کرده و به جای او بنشینند. از طرف دیگر در صورت قبول این استدلال میسون ریمی نیز به نوعی وجاهت ولایت امری را نداشته و خود را جانشین کسی معرفی نمی‌کرد که خودش خلاف عرف و تشریع به جایگاه ولی امری تکیه زده بود.

ز- جانشینان میسون ریمی

ریمی در اوایل سال 1960 حیفا را ترک کرد و به واشنگتن دی سی رفت و به عنوان ولی امر دوم آیین بهائی، افرادی را به جانشینی خود منصوب کرد تا آنها راه او را بعد از مرگش ادامه دهند. او با ارسال نامه‌های مختلف افرادی را به عنوان ولی امر بعد از خود منصوب کرد. لذا بعد از مرگش افراد مختلفی به بهانه‌های مختلف خود را منصوب ریمی معرفی کرده و مدتی در منصب جانشینی او قرار گرفتند. از افرادی که توسط میسون ریمی و با دعوت او به صحنه آمدند می‌توان از دونالد هاروی (Donald Harvey) و جوئل مارانجلا (Joel Marangella) یاد کرد. شیوۀ میسون ریمی این بود که با ارسال نامه‌های سربسته و مهرشده افرادی را برای جانشینی بعد از خود منصوب می‌کرد و از فرد جدید می‌خواست که این نامه را در هر موقع که صلاح بود و لازم بود باز کرده به محتویاتش عمل نمایند.

دونالد هاروی

در 15 می 1967 ریمی رسماً دونالد هاروی یکی از پیروانش را به جانشینی خود پس از مرگش به عنوان «سومین ولی امر» منصوب کرد. هاروی یک بهائی امریکایی و ساکن فرانسه بود. در زمان او ظاهراً به دلیل دخالت‌های مکرر میسون ریمی در کارها موفقیت چشمگیری از او مشاهده نشد. هاروی قبل از فوتش در تاریخ 17/11/1984 با امضاء نامه‌ای ژاک سوقومونیان (J. Soghomonian) را به عنوان جانشین و ولی امر چهارم منصوب کرد و در سال 1991 درگذشت. سوقومونیان در ششم سپتامبر 2013 در مارسی فرانسه و بعد از 22 سال رهبری گروهش دار فانی را وداع گفت. او در زمان حیات خود عنایت الله یزدانی (E. S. Yazdani) را طبق نامه مورخ 10 فوریه 2005 به جانشینی خود برگزید و او به عنوان پنجمین ولی امر بهائیت به کار مشغول شد و در حال حاضر مشغول فعالیت می‌باشد و پیروانی در امریکا، فرانسه، استرالیا، ایران، هند و پاکستان دارد.

جوئل مارانجلا

در 12 نوامبر 1969 جوئل مارانجلا از پیروان اولیه ریمی ادعای جانشینی دونالد هاروی را رد کرد و دستخطی از میسون ریمی ارائه کرد که به موجب آن در سال 1960 از جانب ریمی به عنوان جانشین و سومین ولی امر آیین بهائی منصوب شده است و داستان انتصاب خود را تعریف کرد.

مارانجلا یک آمریکایی بود که به دستور شوقی افندی به فرانسه مهاجرت کرده و در سال 1958 به عضویت محفل ملی فرانسه انتخاب شد. اعضای محفل فرانسه بعد از ادعای ولی امری میسون ریمی به او پیوستند و لذا این محفل توسط ایادیان تعطیل شد و اعضای جدیدی برای آن انتخاب شد. او که در 22 سپتامبر 1918 متولد شده و از 21 سالگی به بهائیت پیوسته بود، یکی از ولی امرهای فعال و با سواد بود که «گروه طرفدار استمرار ولایت» یا «بهائیان ارتدکس» را پایه‌گذاری کرد.

مارانجلا که در اواخر عمر انتقادات زیادی را متوجه میسون ریمی نمود در قبل از مرگش آقای نصرت الله بهره‌مند[11] را طی اعلامیه مورخ 22/9/2006 به جانشینی خود معرفی نمود. نصرت‌الله بهره‌مند یک ایرانی مطلع به نصوص بهائی و فرزند دکتر حسن بهره‌مند از طرفداران میسون ریمی بود که در حال حاضر در استرالیا ساکن است و رهبری بهائیان ارتدکس را به عهده دارد.

جوزپه په په

جوزپه په په[12] شخصی بود که نه عضو جامعۀ بهائی بود و نه نقشی در اقدامات ناقضین مختلف داشت. ریمی در سفری به فلورانس ایتالیا با مرد جوانی به نام «جوزپه په په» آشنا شد. بعداً هنگامی که ریمی پس از طردش در فلورانس ساکن شد، به عنوان منشی و پیشکار او منصوب گردید. په په بالاخره به طور قانونی به فرزندی میسون ریمی درآمد. او بود که با مساعدت کنسولگری امریکا در فلورانس در سال 1974 وسایل تدفین میسون ریمی را فراهم کرد. په په با شگفت‌انگیزی و اندوه مشاهده نمود که لیلاند جنسن از این وابستگی پسرخواندگی استفاده کرده و در نامۀ سرگشاده‌ای اعلام کرد که په په ولیعهد و جانشین بر حق میسون ریمی با عنوان ولی امر چهارم محسوب می‌شود و برای این که بتواند این مقام را احراز کند باید اجازه دهد توسط روحانی اعظم به عنوان پادشاه ملکوت تاجگذاری شود. استنباط قوی از این نوشتجات این بود که منظور از آن روحانی اعظم جنسن است. په په به گروه جنسن اعتراض کرد و بیان کرد که اقدامات او بدون اجازۀ په په انجام گرفته است.

نیل چیس

در سال 2001 یعنی پنج سال بعد از مرگ جنسن و هفت سال پس از مرگ په په، نیل چیس[13] یکی از اعضای «دومین شورای بین المللی بهائی» که توسط جنسن تأسیس گردیده بود، مدعی شد که از طرف په په به عنوان ولی امر و جانشین او تعیین گردیده است. (میسون ریمی و کسانی که او را دنبال کردند، بازبینی ژانویه 2008، انتشار با اجازۀ بیت‌العدل)

همان طور که بیان شد، جوزپه په په رسماً و قانوناً به عنوان فرزند ریمی انتخاب شد و چون خود په په فرزندی نداشت، نیل چیس را به عنوان پسر عزیزم خطاب کرد. نیل چیس ادعا کرد که چون په په مرا به عنوان «پسر عزیزم» خطاب کرده است، لذا او از اغصان و فرزندان بهاءالله است. لذا در حال حاضر خود را از نوادگان عبدالبهاء و ولی امر آیین بهائی می‌داند.

نیل چیس که امریکایی است و از افراد قدیمی در بهائیت است، در حال حاضر پیروانی را در آمریکا، فرانسه، ایران، هند، بنگلادش، آلمان و آفریقای جنوبی دارد. نیل چیس بیت‌العدل را در امریکا تشکیل داده و خود ریاست آن را به عهده گرفته است. (چالش رهبری در جامعۀ بهائی، پس از مرگ شوقی‌افندی، ص109)

در حال حاضر به غیر از نصرت‌الله بهره‌مند و عنایت‌الله یزدانی و نیل چیس فرد دیگری ادعای ولی امری بهائیت را ندارد.

برای اطلاع بیشتر دربارۀ جانشینان میسون ریمی و سرنوشت آنها به مقالۀ «چالش رهبری در جامعۀ بهائی، پس از مرگ شوقی‌افندی، نوشته شده توسط مسعود منفرد، منتشر شده در فصلنامه بهائی شناسی، شماره 13 : بهار 99، ص100 – 125 مراجعه نمایید.

عکس العمل تشکیلات بهائی طرفدار بیت‌العدل نسبت به مدعیان ولی امری

تشکیلات بهائی با انتشار جزوۀ «میسون ریمی و کسانی که او را دنبال کردند» سعی کرده برای هر یک از مدعیان ولایت امری، سرنوشت شومی را ترسیم نماید تا جامعۀ بهائی از کنار گذاشتن مؤسسۀ ولایت احساس خسران نکند، همچنین نشان دهد که مدعیان ولایت امری در حال حاضر همگی منقرض شده و دیگر بروز خارجی ندارد، در حالی که این اشتباه است. گروه‌های یاد شده در بالا همگی فعال هستند و با قدرت مشغول فعالیت هستند.

 

اگر ما الواح وصایا را میثاق الهی دانسته و آن را هم طراز کتاب اقدس قرار دهیم و ولایت امری شوقی افندی را به استناد الواح وصایای عبدالبهاء پذیرفته باشیم، این بهائیان ارتدکس هستند که مدافع الواح وصایا هستند، نه تشکیلات فعلی طرفدار بیت‌العدل. با توجه به مفاد الواح وصایا، این طرفداران بیت‌العدل هستند که نقض عهد کرده و یک ستون مهم آیین بهائی را تخریب کردند، نه بهائیان ارتدکس و طرفداران مؤسسۀ ولایت امرالله. از طرفی بهائیان طرفدار بیت‌العدل سعی دارند طرفداران ولایت امر را به دلیل تعداد کم نفوذشان کنار بگذارند، زیرا معتقدند این افراد به مرور زمان از بین می‌روند و دیگر نخواهند بود و از آنها به عنوان گروه‌های ناچیز و در شرف مرگ یاد می‌کنند. در حالی که حقانیت و درستی عقیده به تعداد طرفدار و یا مخالف ربطی ندارد و مانعی برای پیشرفت آن محسوب نمی‌گردد. حقیقت را نمی‌توان با عدد قضاوت کرد. آنها معتقدند مسیری را که خدا برایشان مقرر کرده دنبال کرده‌اند و به آن وفادار می‌مانند حتی اگر دنیا در بی وفایی غرق شده باشد.

شوقی افندی می‌گوید که امر بهائی را نمی‌توان بر حسب منابع مادی و یا مقدار عددی قضاوت کرد، بلکه باید با ملاحظات غیرمحسوس دیگر مورد قضاوت قرار گیرد: «نه به واسطۀ منابع مادی که اعضای این جامعۀ نوپا اکنون می‌تواند فراهم کند، نه با قدرت عددی حامیان کنونی آن و نه با هیچ گونه منابع مستقیم و ملموسی که طرفداران آن می‌توانند به نیازمندان و افراد دلسرد اعطا کنند، ارزش آن مشخص نشود.» (شوقی افندی، نظم جهانی بهاءالله، ترجمه و اقتباس هوشمند فتح اعظم، چاپ سوم، ص46، ناشر مؤسسۀ معارف بهائی کانادا).

ه‍- انتقادات میسون ریمی از شوقی

میسون ریمی در اواخر عمر نسبت به عملکردهای شوقی ربانی معترض شد و در اظهارات مختلف خود شوقی را به باد انتقاد گرفت.

جوئل مارانجلا سومین ولی امر منصوب میسون ریمی در نامۀ مورخ 12 نوامبر 1969 در آلمان می‌نویسد:

«میسون ریمی بی اندازه اولین ولی امر (شوقی) را نسبت به هر چه گفته و انجام داده محکوم ساخته و دیدگاهش با آنچه در اعلامیه و یادداشت‌های یومیه و سایر نوشتجاتش که در سال‌های اولیه ولایتش نوشته شده بود، مباینت داشت. در چند موقع به نظرم رسید که به میسون ریمی بنویسم اعتراضات مکرر شما از کارهای اولین ولی امر بهائی (شوقی) مفید فایده نبوده، بلکه اگر به انصاف قضاوت کنید، در چشم و نظر بهائیان، موقعیت ادعای ولایت امری شما را تضعیف خواهد نمود. من حس کردم که هر روز ما فتوحاتی را که در میثاق الهی به دست آورده بودیم، یکی بعد از دیگری از چنگ ما خارج شده و اکثر بهائیان با وفا نیز با من در این موضوع شریک و سهیم بودند که مساعی حاصله رفته رفته خنثی و بی اثر می‌شود.

مؤسسات اداری بهائی که تحت ولایت امر موروثی به وجود آمده بود، طولی نکشید که به واسطۀ عملکرد میسون ریمی به کلی از بین رفت. … من با مشاهده مقالات و مخالفت‌های منتشر شده به این حقیقت رسیدم که دیگر رداء ولایت امر بر شانۀ میسون ریمی قرار ندارد.»

میسون ریمی در اعلامیۀ مورخ 28 ژانویه 1968 خطاب به یکی از بهائیان می‌نویسد: «… بعضی از دوستان اظهار داشتند که شوقی افندی ابداً از بیست و چهار شیخ چیزی بیان ننمود. ولی امرالله (شوقی) برنامۀ سازمان و تبلیغ خود را بر اساس و شالودۀ آیین بابی مستقر، و کتاب مطالع الانوار را ملاک تبلیغ خود قرار داد و حوادث ایام باب را که بابیان در آن وقت از آینده و ظهور شریعت بهاءالله هیچ خبر و اطلاعی نداشتند، ترسیم و منعکس می‌ساخت.

ریمی گفت بابیت و بهائیت دو آیین مستقل و منفصل از یکدیگر هستند. بابیت و بهائیت هر یک دارای اهداف مختلفه و مخالف همدیگرند. آیین بابی هیچ چیز را بنا نمی‌کند، بلکه ویرانگر است. آیین بابی چیزی برای دنیای خارج و بیرون از ایران نداشته است، باب اتباع خود را کاملاً از ترک ایران ممنوع ساخت و هیچ یک را برای ترک گفتن ایران اجازه نداد. به عبارت دیگر، آیین بابی برای همۀ عالم نبود و تنها برای ایران و ایرانیان بوده است! شوقی افندی جامعۀ اهل بهاء را با زور به قبول آیین بابی وادار کرد. این البته اشتباه کاملی بوده است. شوقی افندی سازمان خود را در اطراف و گرداگرد آیین بابی بنا نمود. بر او لازم بود که آن را گرداگرد و پیرامون بهائیت بسازد که نکرد. او در این مورد مشوش و پریشان بوده است.» مخلص شما، میسون ریمی (ترجمه اعلامیۀ مورخ 28 ژانويه 1968)

میسون ریمی در اعلامیه مورخ 31 ژانویه 1967 از فلورانس ایتالیا نیز ضمن بیان مطالب مختلف، به اعتراض به آیین بابی اشاره نموده و می‌نویسد:

«طبق آیین باب کلیۀ کتب و رسائل علمی و غیربابی باید سوزانده شود و به هیچ عنوان نباید مورد مطالعه قرار گیرد، در صورتی که فرد مؤمن بابی شیئ ذی قیمتی را در اختیار داشت، چنین شیئ نفیسی باید به باب تقدیم می‌شد. به گفتۀ ادوارد براون آیین بابی دیانتی است تا حدودی غیرقابل درک و در عین حال جامع الاطراف می‌باشد. باب یازده واحد بیان را ظاهر و واحدهای بعدی را برای اکمال به صبح ازل احاله کرد. کلیۀ امور امریه باید دقیقاً و بلاواسطه در مدت 9 سنۀ کامله، یعنی در طول مدت ظهور به وسیلۀ هیکل مبارکشان انجام و تشریع و یا به رشتۀ تحریر درآید و پس از حیات مبارک این کار به دست بابیان به امرشان اداره و فیصله می‌یافت.»

طرفداران میسون ریمی ادعا می‌کنند که مخالفت میسون ریمی با شوقی و اعتراضات او در زمانی بوده است که ریمی از ولایت امری خلع شده و افراد دیگری را به عنوان جانشین معرفی کرده است. لذا به دلیل کهولت سن و فراموشی خیلی قابل اعتناء نیست. از طرفی انتقادات میسون ریمی بر علیه شوقی در زمانی مطرح گردیده که ریمی از طرف تشکیلات بهائی بیت‌العدلی، طرد شده بود و لذا تشکیلات بهائی نمی‌تواند ادعا کند که به خاطر این سخنان نسبت به طرد میسون ریمی اقدام گردیده است.

و- مرگ میسون ریمی

میسون ریمی در ساعت 8:45 دقیقه بعد از ظهر چهارم فوریه 1974 در سن صد سالگی در فلورانس ایتالیا درگذشت. بیت‌العدل در تلگراف 5 آوریل 1974 خود خطاب به عموم محافل ملی بهائی نوشت:

«چارلز میسون ریمی که به سبب قیام موهونش در ادعای مقام ولایت پس از صعود (مرگ) حضرت شوقی افندی منجر به طرد او از جامعۀ پیروان امرالله گردید، در فلورانس ایطالیا در سن صد سالگی بدون مراسم مذهبی و در حالی که پیروان سابقش او را رها کرده بودند از دنیا رفت.

داستان چنین انحراف تأسف‌آمیز از طرف شخصی که مورد افتخارات بزرگ از طرف حضرت عبدالبهاء و حضرت ولی امرالله بود، نمونۀ دیگری از عبث بودن هر اقدامی که عهد و میثاق مبرم حضرت بهاءالله را تضعیف نماید، مجسم می‌سازد.

با تحیات ابدع ابهی – بیت‌العدل اعظم»

نتیجه‌گیری

مرگ شوقی‌افندی بدون تعیین جانشین، بحران مشروعیت عمیقی در بهائیت ایجاد کرد. از یک سو، ایادیان امرالله و سپس بیت‌العدل با انحلال نهاد ولایت امر، عملاً یکی از دو رکن اساسی نظم بدیع بهائی (طبق الواح وصایا) را نادیده گرفتند. از سوی دیگر، ادعای میسون ریمی هرچند مبتنی بر جایگاه پیشین او در تشکیلات بود، اما فاقد نص صریح انتصاب از سوی شوقی‌افندی بود.

اختلاف اصلی بر سر تفسیر متن مقدس (الواح وصایا) است:

طرفداران استمرار ولایت امر استدلال می‌کنند که بدون استمرار سلسلۀ ولایت، بیت‌العدل فاقد مشروعیت است و تشکیلات کنونی از مسیر اصلی منحرف شده است.

طرفداران بیت‌العدل کنونی، با استناد به «عدم تعیین جانشین توسط شوقی»، ولایت امر را ختم‌شده تلقی کرده و خود را تنها مرجع قانونی می‌دانند.

این بحران چند نتیجۀ کلیدی دارد:

شکاف در وحدت جامعۀ بهائی: انشعاب گروه‌های مختلف بهائیان ارتدکس نشان داد که ادعای «وحدت» در بهائیت در مواجهه با اختلافات اساسی، شکننده است.

استفاده از ابزار طرد: تشکیلات بهائی برای حفظ کنترل، به‌طور سیستماتیک، از طرد و حذف مخالفان استفاده می‌کند که این روش با شعارهای دموکراسی و مشورت و تحری حقیقت در تعارض است. به‌علاوه طبق نصوص بهائی، حق طرد افراد از جامعۀ بهائی مختص ولی امر است، و ایادیان و بیت‌العدل اجازۀ چنین کاری را ندارند.

تغییر نصوص به مرور زمان:  تشکیلات بهائی همواره برای تطبیق با شرایط جدید، نصوص و تعالیم گذشته را حذف می‌کنند یا تغییر دهند.

عدم پاسخگویی به شبهات: به جای پرداختن به استدلالات منتقدان، تشکیلات بهائی با برچسب‌زنی (مانند «اختلال روحی» به ریمی) و طرد، سعی در خاموش کردن صدای اعتراض داشته است.

در نهایت، هر دو جریان اصلی (ولایت‌محور و بیت‌العدل‌محور) با چالش‌های مشروعیتی روبرو هستند و بحران رهبری در بهائیت، پرسش‌هایی جدی دربارۀ ادعای کمال، استحکام و الهی بودن این آیین ایجاد کرده است.

منابع

 

چارلز میسون ریمی، یادداشت‌های روزانه از 1874 تا 1974، ناشر شورای ملی بهائی ایالات متحده آمریکا، آمریکا، نیومکزیکو، چاپ اول، سال 2005.

ــــــــ، طراحی و معماری بناهای یادبود، مزارها و مشرق الاذکارهای بهائی در سبک‌های شرقی و غربی.

ــــــــ، مشاهدات یک سیاح بهائی، چاپ دوم، نوامبر 1914، 172صفحه، بخش الهیات کتابخانه دانشگاه پرینستون.

———, Architectural composmons in the Indian s‌tyle, Augus‌t 1923.

———, A Pilgrimage to the holy land, Baha’I Archire, 1922, USA.

———, Proclamation of the second Guardian to the Baha’is, 1960, USA.

ــــــــ، ملاحظات روزانه، در 11 جلد، مرکز جهانی بهائی، حیفا.

ــــــــ، پیام‌های میسون ریمی، اردیبهشت 1339.

ــــــــ، ترجمۀ پیام مورخ 1960 میسون ریمی.

ــــــــ، ترجمه اعلامیۀ مورخ 28 ژانويه 1968 در مورد شوقی ربانی خطاب به یکی از بهائیان.

ــــــــ، ترجمۀ اعلامیه مورخ 31 ژانویه 1967 از فلورانس ایتالیا.

عباس افندی ملقب به عبدالبهاء، مکاتیب عبدالبهاء، جلد 3، مؤسسۀ ملی مطبوعات امری، ایران.

ــــــــ، الواح وصایای مبارکه، محفل روحانی ملی بهائیان پاکستان، مطبعۀ استرلینگ گاردن رود، کراچی، 1960.

ماهنامه نجم باختر، سال 4، شماره 9، نهم دسامبر 1923.

شوقی افندی، توقیعات مبارکه حضرت ولی امرالله، آپریل 1945 تا اوگست 1952، مؤسسۀ ملی مطبوعات امری، 125 بدیع.

ــــــــ، توقیعات مبارکه حضرت ولی امرالله، اکتبر 1952 تا اکتبر 1957، مؤسسۀ ملی مطبوعات امری، 119 بدیع.

ــــــــ، دور بهائی، ترجمۀ لجنۀ ملی ترجمۀ نشر آثار امری ایران، نشر سوم، لجنۀ ملی نشر آثار امری به زبان‌های فارسی و عربی، لانگنهاین، آلمان غربی، 144 بدیع، 1988 میلادی.

ــــــــ، لوح 105 که به افتخار احبای شرق صادر شده است، مؤسسۀ مطبوعات امری، ایران.

عبدالعلی علائی، مؤسسه ایادی امرالله، مؤسسۀ مطبوعات امری، ایران.

ماهنامۀ «مجله اخبار امری»، زیر نظر محفل ملی بهائیان ایران، از سال 1326 تا 1357 شمسی، مؤسسۀ مطبوعات امری، ایران.

پیام‌های ایادیان امرالله به تاریخ 28 آوریل 1960، 5 اردیبهشت ماه 1339، ارض اقدس.

مسعود منفرد، چالش رهبری در جامعۀ بهائی، پس از مرگ شوقی‌افندی، فصلنامه بهائی شناسی، شماره 13 : بهار 99، ص100 – 125.

بیت‌العدل، میسون ریمی و کسانی که او را دنبال کردند، بازبینی ژانویه 2008، انتشار با اجازۀ بیت‌العدل.

ــــــــ، پیام بیت‌العدل دربارۀ فوت ریمی مورخ 5 آوریل 1974 – 29/1/1353.

جوئل مارانجلا، اعلامیه مورخ 12 نوامبر 1969، آلمان.

Johnson, Vernon Elvin, BAHA’IS IN EXILE (AN ACCOUNT OF FOLLOWERS OF BAHA’U’LLAH OUTSIDE THE MAINS‌tREAM BAHA’I Faith), Rose Dog Books, Pittsburgh, PA 15238, 2020.

Marangella, Joel, The Illigitimate Region of the Cus‌todians, http://bahai-guardianship.com/cus‌todians.html.

https://ahdvamisagh.wordpress.com

http://bahai-library.com/?file=uhjminis‌trycus‌todians

http://pharislaric.susanmaneck.com

http://members.inet/~guardian/daily.observe

http://negahedigari.blogfa.com/pos‌t-28.aspx

[1]. Admiral George Collier Remey

 

[2]. Joseph (Giuseppe) Pepe

 

[3]. شوقی افندی در مجموع 27 نفر را به عنوان ایادی امرالله در چند مرحله انتصاب نمود. این ایادیان بعد از مرگ شوقی افندی در سال 1957 نقش بسیار حساسی را به عهده گرفتند و به بهانۀ این که شوقی بعد از مرگ جانشینی برای خود تعیین نکرده است، عملاً رهبری جامعۀ بهائی بعد از شوقی را به عهده گرفته و منشاء اختلافات و انشعابات در بهائیت شدند. در ادامۀ مقاله توضیحات بیشتری در این موضوع ارائه شده است.

 

[4]. Udo Schaefer، حقوقدان و نویسندۀ فعال و مشهور بهائی.

 

[5]. Eugene Schmidt، عضو هیئت معاونت اروپا در سال 1954 و عضو محفل ملی آلمان.

 

[6]. عضو و منشی محفل محلی لکنو در هند در سال 1957.

 

[7]. S‌tanwood Cobb، نویسنده و شاعر بهائی و مؤسس محفل بهائیان واشنگتن در سال 1933.

 

[8]. Brent Poirier

 

[9]. attorney@cybermesa.com

 

[10]. Baha’I Internet Agency (BIA)

 

[11]. Nosrat`u`llah Bahremand

 

[12]. Giuseppe Pepe

 

[13]. Neal Chase

 

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط سردبیر
بارگذاری در برگی از تاریخ

دیدگاهتان را بنویسید

بررسی

English Translate of Abstracts of Farsi Articles in Quarterly No. 37

Book Review of Fara’id, Part Six:  Specific Views Presented in the Book Akbar Birami  …