صفحه اصلی پژوهش متن نوشته های باب و سیّد حسین کاتب درباره ی مقام صبح ازل (۱)

متن نوشته های باب و سیّد حسین کاتب درباره ی مقام صبح ازل (۱)

12 خواندن ثانیه
0
0
277

۱٫      نوشته­ی باب مشهور به «لوح وصایت»

متن لوح:

الله اکبر تکبیراً کبیراً

هذا کتاب من عند الله المهیمن القیّوم الی الله المهیمن القیّوم.

قل کل من الله مبدؤون. قل کل الی الله یعودون.

هذا کتاب من علی قبل نبیل ذکر الله للعالمین الی من یعدل اسمه اسم الوحید ذکر الله للعالمین.

قل کل من نقطة البیان لیبدؤون.

ان یا اسم الوحید! فاحفظ ما نزل فی البیان و أمر به فانک لصراط حق عظیم.

(مهر) اننی انا حجة الله و نوره.

الله اکبر تکبیراً کبیراً

ان یا کریم! قد وهبناک واحداً من حق واحد الاول لتحفظن کل ما نزل من عند الله و لتبلغن الی اسم الوحید و لتسئلن عمّن یکتب آیات الله ما انتم مراد الله لاتعلمون.

(مهر) شهد الله انه لا اله الا هو العزیز المحبوب.[۱]

توضیح ناشر:

توقیع معروف نقطه­ی اولی در تنصیص به این که نگاه‌داری بیان و امرنمودن به آن با صبح ازل است. بعد از تکبیر می­نویسد: «این کتابی است از جانب خداوند مهیمن قیوم به­سوی خداوند مهیمن قیوم. همه از خداوند ابتدا شده و به­سوی خداوند بازگشت می­نمایند. این کتابی است از علی قبل نبیل[۲] به کسی که نامش معادل با اسم وحید است.»[۳] و در پایان این لوح، ضمن بیان این که ابتدای همه از نقطه­ی اولی است، حفظ آنچه در بیان نازل شده و امر به آن را به صبح­ ازل دستور داده و او را صراط عظیم حق معرفی می­نماید و ذیل لوح را هم با مهری که سجع آن «اننی انا حجة الله و نوره» می­باشد مهر کرده و نکته­ی شایان توجه در این توقیع تاریخی این است که به هر عنوانی خود را در آن وصف نموده، عیناً مرآت خویش را نیز توصیف کرده است.

صفحه­ی مقابل که به «ان یا کریم» خطاب نموده و در اصل خط نقطه­ی اولی با همان نخستین صفحه­ی خطاب به وحید، هردو متصل به یکدیگر می­باشد، خطاب به کریم است[۴] و پس از تکبیر می­نویسد: «ای کریم! ما به تو یک واحد از حق واحد اول را بخشیدیم تا آنچه را که از نزد خداوند نازل شده، نگاهداری نموده و به اسم وحید برسانی و هرچه را از مراد خداوند نمی­دانید، از کسی که آثار خداوند را می­نویسد،[۵] بپرسید و سجع مهر ذیل آن: «شهد الله انه لا اله الا هو العزیز المحبوب» می­باشد.[۶]

نکته­ای که ناشر در شرح این لوح به آن پرداخته، نقش مهمی در بررسی جایگاه صبح ازل در نگاه باب دارد. باب خود را مظهر ظهور الله می­دانست. با توجه به این موضوع است که جمله­ی نخست این لوح (هذا کتاب من عند الله المهیمن القیوم) معنی­دار می­شود. به عبارت دیگر، در نگاه او، این خداوند است که از زبان او سخن می­گوید. بر همین مبناست که باید به جمله­ی دوم (الی الله المهیمن القیوم) پرداخت. این جمله درباره­ی مخاطب است که صبح ازل باشد و نشان می­دهد که او نیز در نگاه باب، مظهر ظهور الله بود.

نکته­ی مهم دیگر این لوح این است که باب، هم خود و هم صبح ازل را «ذکر الله للعالمین» نامیده است. این خطاب نیز بیانگر همان شأن پیش­گفته­ی صبح ازل در نگاه باب است. وی سپس، حفظ آیات بیان و امر به آن را به صبح ازل دستور داده و پس از آن، او را «صراط حق عظیم» خوانده است.

مجموع مطالب این لوح نشان از آن دارد که صبح ازل در زمان صادر شدن آن مقامی بسیار والا در نگاه باب پیدا کرده بود. روشن است که بابیان باید از چنین کسی پیروی می­کردند. ازلیان آن نوشته را با عنوان «لوح وصایت» می­شناختند.[۷]

صبح ازل رونوشتی از این لوح را در کتاب مستیقظ آورد و در اختیار بابیان قرار داد.[۸] حدود ۵۴ سال بعد از آن، زمانی که ادوارد براون نسخه­ای از کتاب نقطة الکاف را ـ که قدیمی­ترین تاریخ بابیان می­دانست ـ به طبع رساند، در مقدمه­اش رونوشتی دیگر را ـ که به خط صبح ازل بود ـ آورد و در سطح عموم شناساند.[۹] واکنش بهائیان به کتاب نقطةالکاف و مقدمه­ی آن بسیار سخت بود. آنان کوشش کردند تا آن کتاب را که آشکارا به بزرگی مقام صبح ازل نزد باب اشارت داشت، بی­اصالت و ساخته­ی دست ازلیان جلوه دهند.[۱۰] در همین مسیر بود که به­سبب ­دستورهای پی­درپی عبدالبهاء، کتاب کشف الغطاء عن حیل الأعداء ازسوی دو داعی مشهور بهائی، میرزا ابوالفضل گلپایگانی و سیّد مهدی گلپایگانی، به نگارش درآمد و با ادبیاتی سخت به نکوهش صبح ازل، پیروانش و براون پرداخت.[۱۱] سختی رویکرد نویسنده­ی دوم نسبت به ازلیان تا آنجا بود که برای بزرگداشت مقام بهاء الله، به طعن­ غیرمستقیم باب نیز پرداخت![۱۲]

با توجه به اصل این لوح که به خط خود باب است ـ و از قبرس توسط قمرتاج دولت‌آبادی به ایران آورده شد ـ درستی و اصالت رونوشت­های صبح ازل که در کتاب­های مستیقظ و نقطة الکاف آمده، نتیجه می‌شود.

نکته­ی مهم دیگر درباره­ی این لوح، تأیید اصالت آن از سوی ابوالقاسم افنان است. این شخص که از خاندان معروف افنان به­شمار می­رفت،[۱۳] سال­ها سمت کلیدداری منزل باب در شیراز را ـ که یکی از دو مکان­ حج بهائیان است ـ برعهده داشت.[۱۴] وی در شرح این لوح نوشته:

میرزا یحیی این لوح را به خط خود رونویسی کرده، برای پروفسور براون فرستاد…. علاوه بر این، ازلی­ها نیز در همین اواخر این لوح را در کتابی زیر عنوان قسمتی از الواح خط نقطه­ی اولی و آقا سیّد حسین کاتب چاپ و منتشر کرده­اند.[۱۵]

افنان در بخشی از گفتار خود بر آن است که در این لوح «هیچ اشاره­ی صریحی به مسأله­ی وصایت و انتخاب جانشین نشده است.»[۱۶] با توجه به آنچه پیش از این آمد، میزان درستی دیدگاه او روشن است اما نکته اینجاست که او با این که هیچ نظری به مقام صبح ازل ندارد، اصالت صدور این لوح را نفی نکرده است.

[۱]. پیشین، صص ۱ و ۲٫

[۲]. توضیح ناشر: نبیل عدداً با محمد برابر و مراد از علی قبل نبیل علی­محمّد است.

[۳]. توضیح ناشر: وحید عدداً با یحیی برابر و از اسماء صبح ازل است و چنان­که ملاحظه می­شود، در اصل لوح، در این موضع، خود و صبح ازل، هردو را ذکر الله للعالمین نامیده است.

[۴]. توضیح ناشر: کریم مراد ملا عبدالکریم قزوینی (کاتب معروف نقطه­ی اولی) و از شهدای سال ۱۲۶۸ قمری تهران است که به وضع فجیعی کشته شد و در آثار احمد هم نامیده شده.

[۵]. توضیح ناشر: مراد آقا سیّد حسین کاتب است که او نیز در واقعه­ی ۱۲۶۸ به شهادت رسید.

[۶]. [قمرتاج دولت‌آبادی و محمّدصادق ابراهیمی.] قسمتی از الواح نقطه­ی اولی و آقا سیّد حسین کاتب، صص ب و پ.

[۷]. عطیّه روحی، شرح حال مختصری از زندگانی حضرت ثمره (صبح ازل)، ص ۴٫

[۸]. میرزا یحیی صبح ازل، مستیقظ، بی­جا.، بی­نا.، بی­تا.، ص ۳۸۱٫

[۹]. حاجی میرزا جانی کاشانی، نقطة الکاف، مقدمه­­ی ناشر کتاب، ص لد.

[۱۰]. به­عنوان نمونه، روح­الله مهرابخانی از نقطة الکاف را «کتاب مجعول» خوانده و نامه­ای از میرزا ابوالفضل گلپایگانی را آورده که در آن به دخالت میرزا مصطفی کاتب در نگارش «کتاب محرَّف نقطة الکاف خبیث» اشاره دارد. (روح­الله مهرابخانی، شرح احوال جناب میرزا ابوالفضائل گلپایگانی، صص ۴۴۸ و ۴۴۹)

[۱۱]. براون، نقطة الکاف را از روی نسخه­ی خطی ـ که در کتابخانه­ی ملی پاریس نگهداری می­شود ـ به طبع رساند. (حاجی میرزا جانی کاشانی، نقطة الکاف، مقدمه­ی ناشر کتاب، صص ید و یه) در کتابخانه­ی دانشگاه پرینستون نسخه­ای دیگر از این کتاب موجود است که زمان کتابت آن به یک­سال پیش از کتابت نسخه­ی براون بازمی­گردد. لازم به ذکر است که پیش از این، مقاله­ای در کتاب­شناسی نسخه­ی دانشگاه پرینستون به طبع رسیده است: William McCants and Kavian Milani, The History and Provenanace of an Early Manuscript of the Nuqtat al-Kaf dated 1268 (1851-52)

[۱۲]. سیّد مهدی گلپایگانی ابتدا صورت عریضه­ی ناصرالدین­میرزا ولی­عهد به محمّدشاه قاجار را ـ که درباره­ی مجلس محاکمه­ی باب در تبریز بود ـ آورده است. سپس، برای نشان­ دادن قهر و سطوت بهاء الله نسبت به پادشاهان، به ذکر توبه­نامه­ی باب و الواح قهرآمیز بهاء الله پرداخته و در عمل باب را خوار کرده است: «چون در این عریضه، انابه و استغفارکردن باب و التزام پا به مهر سپردن آن حضرت مذکور است، مناسب چنان به نظر می­آید که صورت همان دستخط مبارک [توبه­نامه] را نیز محض تکمیل فائده در این مقام مندرج سازیم و موازنه­ی آن را با الواحی که از قلم جمال قدم [بهاء الله] در سجن اعظم [عکا] به­جهت ملوک و سلاطین عالم نازل گردیده، به دقت اولی­البصائر واگذاریم.» وی سپس متن کامل توبه­نامه­ی باب را آورده است. (میرزا ابوالفضل گلپایگانی و سیّد مهدی گلپایگانی، کشف الغطاء عن حیل الأعداء، ص ۲۰۴)

[۱۳]. معنی اصطلاحی «افنان» در ادبیات بهائیان بدین شرح است: «به­موجب آثار نازله از قلم حضرت بهاء الله، این کلمه به منتسبین حضرت نقطه­ی اولی اطلاق گشته و این سلسله­ی جلیله غالباً از طریق انتساب به والده­ی ماجده و حرم مبارکه­ی آن حضرت این افتخار را یافته و به نام افنان شهرت پیدا کرده‌اند.» (محمّدعلی فیضی، خاندان افنان سدره­ی رحمان، ص ۱۰)

[۱۴]. بهاء الله در کتاب اقدس می­گوید: «قد حکم الله لمن استطاع منکم حج البیت دون النساء….» (میرزا حسینعلی بهاء الله، کتاب اقدس، صص ۲۷ و ۲۸) و شوقی ربانی در شرح آن نوشته: «حج بیت که بر رجال است، بیت اعظم در بغداد و بیت نقطه در شیراز مقصود است. هریک را که حج نمایند کافی است. هرکدام نزدیک­تر به هر بلد است، اهل آن بلد آن را حج کنند.» (شوقی ربّانی، رساله­ی سؤال و جواب، ص ۵۲)

[۱۵]. ابوالقاسم افنان، عهد اعلی، ص ۵۶۵٫

[۱۶]. پیشین، ص ۵۰۲٫

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط مجله بهائی شناسی
بارگذاری در پژوهش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی

The Babi Uprising in Zanjan

by John Walbridge Published in Iranian Studies, 29:3-4, pages 339-362 ۱۹۹۶ Winter/Fall    …