صفحه اصلی پژوهش روش های برداشت از آیات و روایات در کتاب ایقان

روش های برداشت از آیات و روایات در کتاب ایقان

54 خواندن ثانیه
0
0
197

روش های برداشت از آیات و روایات در کتاب ایقان

مهدی حبیبی

اشاره

مقاله ای که از منظر خوانندگان عزیز بهائی شناسی می گذرد ، حاصل پایان نامه ی محققانه ی آقای مهدی حبیبی در دوره ی کارشناسی ارشد است . اصل این پایان نامه بعد از بازنگری کلی با عنوان «نقدی بر شاه بیت غزل بهائیت »، در سال ۱۳۹۴ ، توسط انتشارات گوی به عنوان کتابی مستقل منتشر شده و این مقاله، خلاصه و نقاوه ی بخشی از آن تحقیق است.

 

چکیده

بهائیت از جمله آیین های منشعب شده از آیین بابی در قرن نوزدهم میلادی است. بنیان گذار این آیین، میرزا حسین علی نوری ملقب به بهاءالله، از روش های مختلفی برای اثبات آیین خود استفاده کرده است. از جمله این روش ها، استفاده از منابع اسلامی، آیات و روایات است. مهم ترین کتاب بهاءالله، کتاب ایقان است. با توجه به اهمّیت این کتاب نزد بهائیان، این پژوهش، به روش شناسی بهره برداری بهاءالله از آیات و روایات در استدال به مبانی آیین بهائی در کتاب ایقان پرداخته است. با پژوهش بر روش ها ی استدلال به آیات و روایت در این کتاب، روش های بحث شده در این مقاله عبارتند از: مغالطه، تطبیق آیات بر مصادیق خودخواسته ، تضمین آیات و روایات ، تفسیر به رأی، نقل ناصحیح ، نقل ناکامل ، جعل روایت و استفاده از احادیثی با مشکل سندی . در این پژوهش ، با مروری بر هر یک از روش های فوق ، به ارائه نمونه هایی از هر روش پرداخته شده است.

کلید واژه

بهائیت ، بهائی ، بهاءالله ، حسین علی نوری ، کتاب ایقان.

مقدمه

بهائیت آیینی است که میرزا حسین علی نوری ملقب به بهاءالله در قرن نوزدهم میلادی در ایران بنیان گزاری کرده است. این آیین در امتداد آیین بابی به رهبری سید علی محمد شیرازی ملقب به باب پدید آمد . آیین بابی نیز از میان شیعیان شیخی منشعب شده است. بهائیان خود را دین جدید معرفی می کنند که پیامبر آ نها بهاءالله است . با توجه به پیشینه این آیین در میان مسلمانان و خصوصاً شیعیان ، بهائیان تلاش می کنند مبانی آیین خود را با استناد به آیات قرآن و روایات اسلامی و به خصوص شیعی تبیین کنند . از این رو در هنگام تبلیغ در میان شیعیان بیان می کنند که ما نیز به تمام انبیا و ائمه علیهم السلام ایمان داریم و اعتقاد داریم که آنان از طرف خداوند برای هدایت مردم آمده اند. اما یک تفاوت مهم میان شیعیان و بهائیان وجود دارد و آن این است که بهائیان معتقد هستند سید علی محمد شیرازی ملقب به باب ، مهدی منتظر و موعود اسلام است که پس از ظهور ایشان دوران دین اسلام به پایان رسید و خداوند پیامبر جدیدی را برای هدایت بشر فرستاد که نام او بهاءالله است .

از این رو ، آ نها چنین بیان می کنند که علی محمد شیرازی ملقّب به باب ، امام دوازدهم شیعه است و او مبشّر بهاءالله است و میرزا حسین علی نوری ، ملقب به بهاءالله، پیامبر دوران جدید است ! ۱ لازم به ذکر است که گاه سید باب را هم به عنوان پیامبر مستقلی معرفی می کنند که آیین بابی را آورده است ۲٫ بهائیان بنا بر آموزه های بهاءالله ، یکی از مهم ترین رسالت های خود را تبلیغ می دانند. لذا تبلیغ در آیین بهائی یکی از مهم ترین وظایف پیروان این آیین است. ۳

از جنبه دیگر، افرادی که از نظر علمی سعی در تقویت آیین بهائی و مستدل کردن آن کردند، افرادی بودند که نسبت به منابع دینی آگاه بودند و به منابع شیعیان دسترسی داشتند . از این رو، در میان استدلال های خود از روایات و تفاسیر مختلف استفاده کرده اند.

بنا بر گزارش مک ایون، خاورشناس برجسته ، در حال حاضر نیز در مجامع غربی اکثر کرسی های بهائی شناسی در دانشگاه های مختلف به افراد بهائی تعلق دارد و این موضوع باعث شده تا تحلیل ها و مقالات ارائه شده توسط آنان دارای بی طرفی علمی نباشد و صبغه ی جانبدارانه داشته باشد . ۴ تا کنون نقدهای زیادی از دیدگاه های گوناگون تاریخی، اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و غیره علیه بهائیان نوشته شده است ؛ امّا نقدهایی که بر اساس مکتب اهلبیت علیهم السلام به دیدگاه بهائیان در استفادۀ آنان از آیات و روایات بپردازد ، کم است. در بعضی از منابع به طور جداگانه به بررسی و نقد برخی از آیات و روایاتی که بهائیان از آن ها سوء استفاده کرده اند ، پرداخته شده است.

آقای محمّد رضا تهرانی معروف به افضل کتاب ایقان چاپ اصلاح شده ۱۳۱۸ قاهره را مورد مطالعه قرار داده و هشتاد و چهار خطای ادبی و محتوائی آن را در کتاب « فلتات اهل ایمان در خطئات متن ایقان » شمرده است. ایشان در کتاب خویش بیش از پانزده خطای ادبی از کتاب ایقان گرفته اند و ادعاهای او را با احادیث دیگر رد کرده اند ۵٫ بدیهی است که بروز خطای ادبی در کتابی الهی ، غیر قابل پذیرش است.

ابوالفضل گلپایگانی، یکی از بزرگ ترین مبلغین و نویسندگان بهائی، کتاب استدلالی قطوری به نام «فرائد » دارد ، که آن را در جواب یک ردیه بر کتاب ایقان نوشته است . در کتاب «بز بگیر شرح دزد بگیر » تعدادی از روایات که بهاءالله و ابوالفضل گلپایگانی استفاده کرده اند و در آ نها دست برده اند ، نشان داده شده است ۶ .

کتاب « حق المبین » نقد اعتقادات و بیانات و احکام و استدلالات بهائیان را انجام داده است ۷٫ میرزا جواد تهرانی در جلد اول کتاب «بهائی چه می گوید؟ » به بررسی استدلالات کتاب فرائد پرداخته و در جلد دوم استدلالات شیعی در مقابل بهائیان را بیان کرده و برخی دیگر از شبهات و استدلالات آنان را بررسی نموده است ۸٫ در این تحقیق ، ابتدا یک معرفی اجمالی از کتاب ایقان و اهمیت آن نزد بهائیان ارائه شده است. مسئلۀ اصلی این تحقیق ، یافتن روش استفاده بهاءالله از آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام برای اثبات مبانی بهائیت است.

از این رو ، در ادامه ی این پژوهش، روش های استفاده شده در کتاب ایقان در مواجهه با آیات و روایات برای تبیین مبانی آیین بهائی مورد بررسی قرار گرفته است . پس از تقسیم بندی روش های ذکر شده، نمونه هایی از هر کدام در این مقاله آورده شده و به بحث گذاشته شده است.

کتاب ایقان

معرفی

کتاب ایقان، مهم ترین اثر بهاءالله است . این کتاب در اواخر دوره اقامت در بغداد نوشته شده است ( ۱۲۷۸ ه.ق. مطابق با ۱۸۶۲ میلادی). به اعتقاد بهائیان این کتاب نیز مانند دیگر آثار بهاءالله وحی منزل از خداوند بر او بوده است .

این کتاب در جواب سؤالات حاجی میرزا سید محمد خال، دایی سیدعلی محمد باب برای اثبات قائمیت باب نگاشته شده است. بنا بر ادعای بهائیان ، این کتاب در مدت دو روز از قلم بهاءالله نازل شده است . ۹ اما این ادعا با توجه به متن کتاب ایقان دارای ناسازگاری است ۱۰ . کتاب ایقان در مورد بیان اسرار کتب آسمانی ادیان قبل و توضیح معانی بشارت های آ نها در مورد علامت های ظهور منجی از قبیل معنای قیامت ، تاریک شدن خورشید ، سقوط ستارگان و دیگر علامت ها است . این کتاب به زبان فارسی نوشته شده است.

اهمیت کتاب در نظر بهائیان

این کتاب در نظر بهائیان مهم ترین کتاب استدلالی در اثبات دعاوی میرزا علی محمد شیرازی ملقب به باب و خود بهاءالله است، و کتاب دیگری برای کشف حقایق مهم تر و معتبرتر و بالاتر از این کتاب وجود ندارد .

شوقی افندی، جانشین دوم بهاءالله در کتاب قرن بدیع در فصل هشتم در ذیل عنوان «آثار نازله از قلم اعلی » درباره ی این کتاب می گوید: « در بين جواهر اسرار مخزونه و لئالی ثمينه مکنونه که از بحر زخّار علم و حکمت حضرت بهاءاللّه ظاهر گرديده اعظم و اقدم آن کتاب مستطاب ايقان است که در سنين اخيره دوره اقامت بغداد ١٢٧٨ ( ه. ق. مطابق با ١٨٦٢ ميلادی ) طيّ دو شبانه روز از قلم مبارک نازل گرديده و با نزول آن بشارت حضرت باب تحقّق پذيرفت و وعده الهی که حضرت موعود بيان فارسی را که ناتمام مانده تکميل خواهد فرمود به انجاز پيوست. » ۱۱

بدین ترتیب ، شوقی افندی (دومین جانشین بهاءالله ) ، که بهائیان او را ولی امرالله خطاب می کنند ، کتاب ایقان را اعظم و اقدم آثار بهاءالله معرفی می کند و آن را تحقق وعدۀ الهی می داند که خداوند به وسیله ی آن بیان فارسی را که ناتمام بود و طبق گفته ی باب «من یظهره الله » آن را کامل کند ، تکمیل نمود . البته تعداد باب های ناقص کتاب بیان، بسیار بیشتر از دو باب کتاب ایقان است .

روش های استفاده از آیات و روایات در کتاب ایقان

مغالطه

یک نکته ی مهم که هنگام خواندن کتاب ایقان باید به آن توجه کرد ، این است که میرزا حسین علی نوری به تناسب موضوع سخن خود ، از آیات قرآن کریم و روایات استفاده کرده است. در استفاده از بسیاری از آیات و روایات موجود در این کتاب مغالطه انجام شده است. ضرب المثلی که بسیار مناسب این گونه استفاده های نامطلوب است ، این است که گفته می شود « هر گردویی گرد است ، اما هر گردی گردو نیست ». این ضرب المثل بیانگر یکی از اصول مهمّ منطق است که وقتی پدیده ی ( الف ) به پدیده ی ( ب ) منجر می شود، دلیلی نداریم که هرگاه پدیده ی ( ب ) را مشاهده کردیم ، به وجود پدیده ی ( الف ) پی ببریم، چرا که ممکن است پدیده ی ( ج ) – که متفاوت با پدیده ی ( الف( است – نیز به پدیده ی ( ب ) منجر شود و لذا نمی توان گفت که حتماً پدیده ی ( الف ) وجود داشته است که پدیده ی ( ب ) رخ داده است. در اصطلاح منطق گفته می شود که عکس مستوی موجبه ی کلیه ، موجبه ی جزییه است. ۱۲ در این مثال عکس مستوی گزاره ی «هر گردویی گرد است » برابر «بعضی از گردها گردو هستند » می شود.

یکی از مهم ترین دلایلی که بهاءالله برای نشان دادن پیامبری سید باب ارائه کرده، این است که مردم علیه او و بر ردّ او کارهایی را انجام داده اند. دلیلی که او بیان کرده ، چنین است که از آیات قرآن شاهد آورده که مردم نسبت به پیامبران دیگر هم ، چنین کارهایی انجام می دادند و آن ها را اذیت می کردند و مورد آزار قرار می دادند . لذا باب نیز که از جانب برخی از مردم مورد اذیت و آزار قرار گرفته، لاجرم پیامبر بوده است . در همین راستا او ضمن نقل آیه ی ( يا حَسَرةً عَلَی العِبادِ ما يأتيهِمْ مِن رَسُولٍ إّلا کَانُوا بِهِ يَستَهزِؤونَ ) ۱۳ توضیح مفصلی در این ارتباط بیان کرده ۱۴ ، صفحات متعددی را به بیان داستان پیامبران گذشته و بلایایی که مخالفان ایشان بر سر آ نها آورده اند ، اختصاص داده است.

به علاوه در بین احادیث استفاده شده نیز همین مسئله را مشاهده می کنیم. بهاءالله با نقل حدیث ( ما اُوذِيَ نَبِيٌّ بمِثلِ ما اوذيتُ ) ۱۵ از پیامبر ، چنین استفاده ای را کرده است که مردم پیامبران را اذیت می کردند و سید باب نیز آزار زیادی را متحمل شد و این یکی از نشانه های پیامبری اوست .
پاسخ اولیه ای که به او داده می شود این است آنچه که ایشان دربارۀ ظلم ها و ستم هایی که امت ها نسبت به پیامبرانشان روا داشته اند گفته اند ، درست است ؛ امّا آیا این مسئله به این نتیجه منجر می شود که به دلیل شباهت رفتارهای مردم با سید باب و یا خود بهاءالله با رفتار آن امّت ها با پیامبرانشان، پس این دو شخص هم از فرستادگان الهی هستند؟

شبیه همین بهره برداری را در مورد نوشته های سید باب و خود او می بینیم . او با استفاده از آیه ی ( و الذین کَفَرُوا بِآياتِ اللّه وَ لِقاِئهِ اولئِکَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِی وَ اولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ ) ۱۶ و برخی دیگر از آیات چنین شبهه ای را مطرح کرده که مردم به آیات خداوند کافر می شدند و سخنان پیامبر را قبول نمی کردند و در حال حاضر هم این چنین است. ۱۷ اگر مردم به حرف پیامبر اسلام ایمان نمی آوردند ، و حالا می بینیم عدّه ای نیز به سید باب و به بهاءالله ایمان نمی آورند، پس این دو شخص از پیامبران هستند؟

تطبیق آیات بر مصادیق خود خواسته

روش دیگری که بهاءالله در مواجهه با آیات و روایات در پیش گرفته ، تطبیق مصادیق با آن ها است. یکی از کسانی که همان ابتدا بر علیه سید باب کتاب نوشت و ادّعاها و سخنان او را رد کرد ، میرزا کریم خان کرمانی بود که پس از سید کاظم رشتی، رهبر شیخیان کرمان شد . او کتابی در ردِّ ادّعاهای سید باب به نام «ارشادالعوام » نوشت . بهاءالله در کتاب ایقان در چند جا اشاره ای به او کرده ، و او و افرادی که سخنان باب را رد کنند ، مصداق آیاتی ذکر می کند که مربوط به دوزخیان است.

« در مراتب علم و جهل و عرفان و ايقان او در کتابی که ترک نشد از آن امری ذکر شده، اين است که می فرمايد: «إنَّ شجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعَامُ الِاثيمِ » و بعد بيانات ديگر می فرمايد تا اينکه منتهی می شود به اين ذکر: «ذُقْ إنَّکَ انتَ العَزِيزُ الکَريم » ملتفت شويد که چه واضح و صريح وصف او در کتاب محکم مذکور شده.» ۱۸

جای سؤال از بهاءالله است که از کجا می توان این گونه تعیین مصداق هایی را انجام داد ؟ آیا اینکه لفظ کریم در آن آیه آمده است و نام شخصی هم که علیه سید باب کتابی نوشته کریم است، می توان چنین نتیجه گرفت که او اهل جهنم است؟ این گونه اشتراک لفظی منجر به این نوع از استدلال نمی شود. در واقع استدلال بهاءالله در این مورد ، نوعی مغالطه اشتراک لفظ است.

تضمین آیات و روایات

از دیگر روش های استفاده شده در کتاب ایقان ، به کار بردن تضمین است. تضمین یکی از آرایه های ادبی است که در آن از قسمتی از آیه یا روایت یا سخن مشهور و بزرگان در میان سخن استفاده می شود . در اینجا منظور تضمین هایی است که با استفاده از آیات قرآن کریم و روایات صورت پذیرفته است . دربعضی از مواردی که بهاءالله از آیه یا روایتی استفاده کرده است ، تنها آن آیه را با توجه به بخشی از آن به کار برده است. برای مثال او می گوید:
« ای عزيز، در اين صبح ازلی که انوار « الله نُورُ السَّمواتِ وَ الأرض ۱۹ » عالم را احاطه نموده ». واضح است که استفاده از این آیه در اینجا ، هیچ ارتباط معنایی با چیزی که بهاءالله منظور نظر اوست ، ندارد . بهاءالله می خواهد بگوید که در این زمان نور او در عالم درخشیده است ، اما از آیه ای استفاده کرده که در آن گفته شده که خداوند متعال نور آسمان ها و زمین است. سال ها پیش از این که او به این دنیا قدم گذارد خداوند متعال نور آسمان ها و زمین بوده است و پس او هم تا ابد نور آسمان ها و زمین خواهد بود و به راحتی ارتباطی میان نظر او و معنای این آیه نمی توان متصور شد. نکته ی مهمی که در این جا باید تذکر داد ، جنبه ی روانی موضوع است . هنگامی که در میانه ی سخن از آیه و روایت استفاده می شود ، ناخو دآگاه شنونده ی مذهبی که با آیات و روایات آشنایی دارد ، سخن وی را مرتبط با آن چه که استفاده کرده است می پندارد، و به دلیل پیشینه ی ذهنی و ایمانی که به درستی آ ن ها دارد ، احتمال قبول و نفوذ سخن وی را بیشتر می نماید . این در صورتی است که به واقع از نظر معنایی ارتباطی میان منظور سخن و آیه یا روایت استفاده شده وجود ندارد .

تفسیر به رأی

از جمله روش های تفسیری بهاءالله در کتاب ایقان ، روش تفسیر به رأی است . تفسیر به رأی به این معنی است که برای مستدل کردن نظرات خویش ، آیات قرآن کریم را با سلیقه خویش و خواست خویش تفسیر کرده تا نتیجه مورد نظر به دست آید . در این نوع از تفسیر، نظر مفسر بر آیات قرآن بار می شود.

و یکی از مهم ترین موارد تفسیر به رأی درباره ی آیات مربوط به قیامت و مفهوم قیامت است . قدیمی ترین منبع در زمینه ی این تفسیر ، نوشته های سیّد باب است. او قیامت هر امت را از زمان بعثت پیامبر بعدی تا پایان زندگی او بر روی زمین بیان می کند . ۲۰ در ادامه ی راه باب، بهاءالله در کتاب ايقان به اثبات این نظریّه پرداخته و تلاش کرده تا ثابت کند قيامت به همین معنا است . لذا به تأویل و تفسیر عبارات بسیاری از جمله شمس و قمر، تفطر سماء، تبدّل أرض ، غمام ، موت ، حیات، بعث ، صور اسرافیل ، لقاءالله ، رجعت ، حشر و خلق جدید پرداخته است. رو شن است که این نظریه ی او با مفاهیم اسلامی کاملاً متفاوت است .

کریستوفر باک نیز به همین مسئله اشاره کرده و گفته که او معنای قیامت را به رهبری تغییر داده است. ۲۱ برای مثال یک نمونه را ذکر می کنیم و آن معنای صور است که متفاوت از معنای مشهور گفته شده است . در کتاب ایقان معنای صور دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تفسیر شده است:
« بلکه مقصود از صور، صور محمّدی است که بر همه ممکنات دميده شد و قيامت ، قيام آن حضرت بود بر امر الهی . و غافلين که در قبور اجساد مرده بودند همه را به خلعت جديده ايمانيّه مخلّع فرمود و به حيات تازه بديعه زنده نمود . اين است وقتی که آن جمال احديّه اراده فرمود که رمزی از اسرار بعث و حشر و جنّت و نار و قيامت اظهار فرمايد جبرئيل وحی اين آيه آورد: « فَسَيُنغِضُونَ إلَيکَ رُؤوسَهُمْ و يَقُولُونَ مَتَی هُوَ قُل عَسَی اُنْ يَکُونَ قَريباً. ۲۲»» ۲۳ چنین شأن نزولی برای آیۀ ذکر نشده است. اما اگر به کل آیه و آیات قبل و بعد آن دقّت کنیم، می بینیم که نمی توان چنین معنایی را برداشت کرد.

( وَ قالُوا أُ إِذا کنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَديدا ( ۴۹ ) قُلْ کونُوا حِجارَةً أو حَديدا ( ۵۰ ) أوْ خَلْقاً مِمَّا يَکبُر في صُدُورِکمْ فَسَيَقُولُونَ مَن یُعیدنا قل الذی َفطَرکم أوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إلَيْک رُؤُسَهُمْ وَ يَقُولُونَ مَتى هُوَ قُلْ عَسى أن یکون قریباً ( ۵۱ ) يَوْمَ يَدْعُوکمْ فَتسْتَجيبُونَ بِحَمْدِهِ وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إلاَّ قَليلاً ( ۵۲ ()
ترجمه: ]کفار[ گفتند هر گاه ما استخوان ها و ريزه ريزه شويم آيا از نو برانگيخته خواهيم شد ( و دوباره زنده می شويم ) بگو سنگ شويد و يا آهن شويد يا چيزي که بزرگ تر از آهن و سنگ باشد بشويد ( يعنی هر چه قدر هم می خواهيد عصبانی شويد، خداوند اين عمل را خواهد نمود و شما را برخواهد انگيخت ) پس کفار می گويند بعد از مردن چه کسی ما را بر می گرداند ؟ بگو آن خدايی که شما را اول بار پديد آورد ، پس سرهاشان را می جنبانند به سوی تو و ( از روی استهزاء ) می گويند چه وقت خدا ما را بر می گرداند ؟ بگو اميد است که نزديک باشد ، و آن روزی است که او شما را می خواند پس شما جواب او را با ستايش او می دهيد و گمان می کنيد که جز اندکی درنگ نکرده ايد ( و حال آن که ممکن است سال ها گذشته باشد از زمان مرگتان تا هنگام بعث و نشورتان(

ملاحظه می شود که اين آيات نص و صريح در وعده به قيامت موعودی است که استخوان ها و ذرات بدن در آن روز جمع می شوند و شخص مرده به مرگ جسمانی به صورت جسمانی برانگيخته می شود و ابداً ربطی به حشر و حيات روحانی در نشئه ی دنيا ندارد ، زيرا که عالم شدن جاهل و مؤمن شدن کافر که بعث و حيات روحانی است ، ربطی به استخوان و ذرات بدن و از هم پاشيدن و جمع شدن آ نها ندارد .

اما از آنجا که صدر آيات مخالف با معنای دلخواه بهاءالله است آن ها را حذف نموده و فقط از ( فسينغضون اليک رؤسهم ) شروع کرده است . در اینجا نیز علاوه بر نقل ناکامل ، تفسیر به رأی را مشاهده می کنیم.
نکته ی بعد درباره ی صور آن است که اگر همان یک آیه در قرآن که بهاءالله پیش از این ذکر کرده بود ۲۴ ، شاید راحت تر می توانست چنین توجیهی را بر آن بار کند ، اما خوشبختانه آیاتی که در آن ها درباره ی صور گفته شده ، زیاد است و مخالف چیزی است که بهاءالله بیان کرده است . آیات درباره ی صور به دو دسته تقسیم می شوند:

۱٫ با فعل مستقبل و فعل مضارع بیان شده است: ( و هو الذی خَلَق السموات و الارضَ بِالحَقِّ و يَوْمَ يَقُولُ کنْ فَيَکونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْک يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ وَ هُوَ الْحَکيمُ الْخَبيُر) ۲۵ و او کسى است که آسمان ها و زمين را به حق آفريد ، و هرگاه که می گويد: «باش » ، بی درنگ موجود شود ؛ سخنش راست است؛ و روزى که در صور دميده شود، فرمانروایی از آنِ اوست ؛ داننده غيب و شهود است؛ و اوست حکيم آگاه.

( يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَ نَحْشُر الْمُجْرِمينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً) ۲۶
]همان [روزى که در صور دميده می شود ، و در آن روز مجرمان را کبودچشم برمی انگيزيم. ( وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فی الارضِ إلاّ مَن شاء الله و کُلُّ اَتَوْهُ داخِرينَ ﴾ ۲۷ و روزى که در صور دميده شود ، پس هر که در آسمان ها و هر که در زمين است به هراس اُفتد ، مگر آن کس که خدا بخواهد و جملگى با زبونى رو به سوى او آورند. ( يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأتون أَفواجا ) روزى که در «صور » دميده شود ، و گروه گروه بياييد.

۲٫ با إذا که ظرف زمان مستقبل است بیان شده است:
( فإذا جاءَ وَعْدُ رَبّی جَعَلَهُ دَکاءَ وَ کانَ وَعْدُ رَبّی حَقًّا ( ۹۸ ) وَ تَرَکنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ في بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً ( ۹۹ ) ) ۲۹
و چون وعده ی پروردگارم فرا رسد ، آن ]سدّ[ را درهم کوبد ، و وعده ی پروردگارم حق است.(۹۸) و در آن روز آنان را رها می کنيم تا موج آسا بعضى با برخى درآميزند و ]همين که[ در صور دميده شود ، همه ی آ نها را گرد خواهيم آورد. ( فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا ْأنسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لايَتَساءَلُونَ )۳۰ پس آن گاه که در صور دميده شود ، ]ديگر[ آن روز ميانشان نسبت خويشاوندى وجود ندارد ، و از ]حا ل[ يکديگر نمی پرسند.
( فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ ) ۳۱

پس آن گاه که در صور يک بار دميده شود. نتیجه آنکه نفخه ی صور در آینده اتفاق خواهد افتاد و نمی توان آن را به معنای ارتفاع ندای پیامبر در نظر گرفت. لازم به ذکر است که او برای اینکه راه اعتراض را ببندد ، بیان کرده که تأویل و تفسیر فقط مخصوص راسخان در علم است و مردم هم نباید به کسی غیر از آنان برای تفسیر و توضیح بیانات انبیا و اولیای پیشین مراجعه کنند و به طور ضمنی نیز سید باب و خود را در زمره ی آنان محسوب کرده است. در اینجا نیز به وضوح مغالطه او آشکار است.
( میرزا حسین علی نوری )

نقل ناصحیح

در برخی از موارد بهاءالله آیاتی که نقل کرده است ، با آیات موجود در قرآن کریم تفاوت دارد . در باره ی روایات نیز به همین شکل است و در این پژوهش ، ملاحظه شده است که نقل او از روایات در بسیاری از موارد متفاوت با روایات نقل شده در کتب روایی است . از طرف دیگر بهاءالله ادعا می کند که باب و خود او امّی و درس نخوانده هستند و هرگاه اراده می کند ، مطالب موجود در کتاب ها در جلوی صورت او در لوحی ظاهر می شود و آن را می بینند و می نویسند.

«انا ما قرئنا کتب القوم و ما اطلعنا بما عندهم من العلوم کلما اردنا ان نذکر بيانات العلماء و الحکماء يظهر ما ظهر في العالم و ما في الکتاب و الزبر في لوح امام وجه ربک نري و نکتب »۳۲ ترجمه: به درستی که ما کتاب های قوم را نخوانده ایم و نسبت به آ نچه از علوم نزد آنان است، اطلاع نداریم ، هرگاه که م یخواهیم که بیانات علما و حکما را ذکر کنیم ، آنچه که در عالم درکتاب ها ظاهر شده است ، در لوحی جلوی صورت پروردگار تو ظاهر می شود ، می بینیم و می نویسیم.

گذشته از شواهد درس خوانده بودن این دو شخص ، این تحقیق صحّت ادعای وی را با مطالعه بر روی نقل های او از آیات و روایات و مقایسه با اصل آن ها در قرآن کریم و منابع روایی ، به طور جدی به چالش می کشد.
مهم ترین نمونه ای که میان آیه ی قرآن کریم با آ نچه که نقل شده تفاوت دارد ، آیۀ ۲۱۰ سوره ی بقره است. این آیه در دو جای ایقان به کار رفته است و در نسخه ی خطی ۱۵۷ صفحه ای ایقان در هر دو جا اشتباه نقل شده است . در صفحۀ ۴۷ نسخه ی خطی نوشته است:
« و اين مضمونات در قرآن هم نازل شده چنانچه می فرمايد : “یوم يأتِي الله فِی ظُلَلٍ مِنَ الغَمامِ .” و علمای ظاهر بعضی اين آيه را از علائم قيامت موهوم که خود تعقّل نموده اند گرفته اند که مضمون آن اين است که روزی که می آيد خدا در سايه ای از ابر؟ » ۳۳

در شکل ۱، تصویر صفحه ۴۷ کتاب ایقان از نسخه ۱۵۷ صفحه ای ( چاپ اول ) و در شکل ۲ ، تصویر صفحه ۵۸ کتاب ایقان از نسخه ۲۱۴ صفحه ای ( چاپ دوم) نمایش داده شده است . در این دو نسخه ، آیه ی قرآن به اشتباه به صورت یوم يأتِي الله فِی ظُلَلٍ مِنَ الغَمامِ آمده است.
البته در چاپ های بعدی کتاب ( مثل چاپ آلمان ) این اشتباه تصحیح شده و آیه مطابق قرآن کریم نقل شده و ترجمه ی آن نیز تغییر یافته است:
« و اين مضمونات در قرآن هم نازل شده چنانچه می فرمايد : “هَل يَنظُرُونَ إلّا اَن يأتِيَهُمُ الله فِی ظُلَلٍ مِنَ الغَمامِ” و علمای ظاهر بعضی اين آيه را از علائم قيامت موهوم که خود تعقّل نموده اند گرفته اند و مضمون آن اين است : آيا انتظار می کشند مگر اينکه بيايد آ ن ها را خدا در سايه ای از ابر؟ » ۳۴

در شکل ۳، تصویر صفحه ۵۰ کتاب ایقان چاپ هوفایم آلمان نمایش داده شده است . دراین چاپ ، آیه قرآن به صورت صحیح «هَل يَنظُرُونَ إلاّ اَن يأتِيَهُمُ الله فِی ظُلَلٍ مِنَ الغَمامِ » آمده است. باک نیز به این مسئله اشاره کرده است ، ولی دلیل آن را اشتباهات کاتب آن ذکر کرده است و گفته که بهاءالله آن را تصحیح نموده است . ۳۵ اما اشکال سخن او چنین است که در ابتدای کتاب ایقان نوشته است « نازله از قلم حضرت بهاءالله » و بنابر این اشکال را بر دوش کاتب گذاشتن به نظر نادرست است . چرا که در این چاپ ها نه تنها آیه قرآن اصلاح شده ، بلکه در مواردی متن کتاب ایقان دچار تغییر شده است، تا با آیه قرآن اصلاح شده همخوانی داشته باشد .

( شکل ۱: صفحه ی ۴۷ ایقان ۱۵۷ صفحه ای )
( شکل ۲: صفحه ی ۵۸ ایقان ۲۱۴ صفحه ای )
( شکل ۳: صفحه ی ۵۰ ( چاپ هوفمایم آلمان )

به علاوه، بهاءالله با استفاده از این آیه ی نادرست خواسته تا آن را به عنوان بشارتی بر آمدن مظهر خدا قلمداد کند . در حالی که آیه ی اصلی استفهام انکاری است و امتناع آمدن خدا را بیان می کند. لذا تغییر آیه نیز با توضیحات او سازگاری ندارد . با پژوهش در کتاب ایقان ، آیات قرآنی دارای غلط در چاپ های اولیه کتاب ایقان که بعدا در چاپ های بعدی اصلاح شده اند، در جدول شماره ۱ نمایش داده شده است .

جدول ۱ : تعدادی از آیاتی که در کتاب ایقان اشتباه نقل شده است
آیه غلط در ایقان آیه درست
یوم يأتِي الله فِی ظُلل مِن الغَمام ( ص ۵۳ و ۸۹ خطی ) هَل يَنظُرُونَ إلاّ اَن يأتِيَهُمُ الله فِی ظُلَلٍ مِنَ الغَمامِ ( بقره/ ۲۱۰ )
و لکنه رسول الله و خاتم النبیین ( ص ۱۰۴ خطی ) و لکن رَسولَ الله و خاتَمَ النَّبیینَ ( احزاب / ۴۰ )
هو الغالب فَوقَ کُلِّ شی ء ( ص ۸۲ چاپی ) و هو القاهِرُ فَوقَ عبادِهِ ( انعام / ۱۸ و ۱۶ )
اتّقوا الله یعلِّمکم الله ( ص ۴۵ چاپی) اتّقوا الله و یعَلِّمُکم الله ( بقره / ۲۸۲ )

ذکر این نکته شایسته است که تغییر در کتاب ایقان در چاپ های مختلف ، فقط مربوط به ذکر اشتباه آیات قرآن نیست . بلکه در مواردی به دلیل اشتباهات نحوی کتاب ایقان ، در چاپ های بعدی این کتاب عبارات اصلاح شده اند. از این میان می توان به تغییر کلمه فلتقدسن در چاپ اولیه کتاب ایقان به عبارت قدّسوا اشاره کرد. ۳۶

نقل ناکامل

بهاءالله در کاربرد بعضی از آیات و روایات ، با نقل ناکامل آن ها مطلب مورد نظر خود را بر آن بار کرده است . در این موارد با مراجعه به آیه و روایت نقل شده ، مشاهده می شود که معنای روایت مخالف معنایی است که او آن را بیان کرده است . البته این حالت را می توان به گونه ای زیرمجموعه ی تفسیر به رأی آورد ، اما از آن جهت که فهم آن بسیار ساده تر از حالت تفسیر به رأی است ، برای آن عنوان جدایی در نظر گرفته شده است.

نمونه ای از این مورد در بخش تفسیر به رأی ذکر شد که در آن با نقل ناکامل آیه ای معنای دیگری به آن نسبت داده شده بود. نمونه ی دیگر از این مجموعه ، مربوط به حدیثی است که بهاءالله از حضرت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده که در آن فرموده اند «اَمَّا النَّبيُّونَ فَاَنَا » و با استفاده از آن می خواهد نشان دهد که میان تمامی انبیا وحدت وجود دارد و به این وسیله ادعا کند که تمامی انبیا خاتم النبیین بوده اند و خاتمیت مخصوص حضرت پیامبر اکرم نیست. ۳۷ این عبارت قسمتی از حدیث زیر است:
« ذَکرَهُ الشَّيْخُ أَبُو جَعْفَرٍ الطُّوسِيُّ رَحِمَهُ الله فِي کتَابهِ مِصْبَاحِ الْنْوَارِ قَالَ فِي حَدِيثِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم لعِمِّهِ العَبَّاسِ بمَشْهَدٍ منَ القْرَاَبةِ وَ الصَّحَاَبةِ رَوَى أَنَسُ بْنُ مَالکِ قَال صَلَّى بنَا رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم فِي بَعْضِ الْايَّامِ صَلَاةَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا بوَجْهِهِ الْکرِيمِ فَقُلْتُ لَهُ يَا رَسُولَ الله إنِ رَأيَتَ أنْ تُفَسِّرَ لَنَا قَوْلَهُ تَعَالَى فَأُولئِک مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ الله عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِک رَفِيقاً فَقَالَ صلی الله علیه و آله و سلم : أَمَّا النَّبِيُّونَ فَأَنَا وَ أَمَّا الصِّدِّيقُونَ فَأَخِي عَلِيٌّ وَ أَمَّا الشُّهَدَاءُ فَعَمِّي حَمْزَةُ وَ أَمَّا الصَّالحُونَ فَابْنَتِي فَاطِمَةُ وَ أَوْلَدُهَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ »۳۸
ترجمه: شيخ طوسى رحمه الله علیه در کتاب مصباح الأنوار از انس نقل می کند : روزى با پيامبر اکرم نماز صبح را خوانديم. سپس ایشان روی کریمانه ی خود را به سمت ما برگرداندند . به ایشان عرض کردم : ای رسول الله ، اگر صلاح است براى ما اين آيه را تفسير بفرمائيد: فَأولئِک مَع الَّذينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أولئکَ رَفِيقاً فرمودند : منظور از پيامبران منم و صديقين برادرم علي اما شهداء عمويم حمزه و صالحين دخترم فاطمه و اولاد او حسن و حسين علیهم السلام . ملاحظه می شود که حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در این حدیث شریف ، منظور از النبیّین در آیه ی ذکر شده را فرموده اند که خودشان هستند . حال آن که بهاءالله با استفاده از این فرمایش می خواهد ثابت کند که ایشان با تمامی پیامبران یکی هستند . جالب است که اشراق خاوری نیز در کتاب قاموس ایقان ۳۹ چندین حدیث با همین مضمون را که در ذیل همین آیه آمده ، نقل کرده است.

جعل روایت و اشکالات سندی

گاه نیز در کتاب ایقان مشاهده می شود که بهاءالله روایاتی را استفاده کرده که جعلی است و گاه هم ظاهراً خود او به جعل روایت دست زده است. همچنین در چندین مورد از روایاتی استفاده کرده است که یا سند ندارد و یا سند ضعیف و مرسل دارد. مثال هایی از این مجموعه را می توان استفاده از احادیث بدون سندی که تنها در برخی از منابع عرفانی پیدا می شود ذکر کرد . اما یک نمونه ی مهم، حدیثی است که بهاءالله آن را به عنوان دلیلی برای اثبات ادّعای خود درباره ی قیامت نقل می نماید:
« و بعد از همه اين دلائل محکمه متقنه که هيچ عاقلی را گريزی نه و هيچ عارفی را مفرّی نه آيا روايت مشهور را نشنيده اند که می فرمايد: « اذا قامَ القائمُ قامَتِ القيامَة »؟ و همچنين أئمّه هدی و انوار لاتطفی «هَل يَنظُرُونَ إلاّ اَن يَأتِيَهُمُ الله فِی ظُلَلٍ مِنَ الغَمامِ” ۴۰ را که مسلّماً از امورات محدثه در قيامت می دانند به حضرت قائم و ظهور او تفسير نموده اند.» ۴۱
علی رغم اینکه بهاءالله این حدیث را «مشهور » دانسته است ، در هيچ يک از کتب روایی شيعه چنین حدیثی نقل نشده و آن را در تألیفات هیچ یک از محدثین نمی توان پیدا کرد .

با این حال اشراق خاوری ، در کتاب قاموس ایقان آن را نقل کرده و در مورد آن توضیحاتی نوشته و سند آن را نیز ارائه کرده است ۴۲ . در شکل شماره ۴ ، تصویر صفحه ۵۳ کتاب قاموس ایقان آورده شده است . او این روایت مشهور را از کتابی با نام «شرح رساله ی عرشیه » نوشته ی شیخ احمد احسائی نقل کرده و بخشی را که متضمّن جمله ی مورد گفتگو است عیناً نقل می نماید . البته شرح رساله ی عرشیه شیخ احسائی در زمره ی کتب حدیثی برشمرده نمی شود ، اما مراجعه به آن نتیجه ای جالب در بردارد : عبارت «اذا قام القائم قامت القیامه » حتی در این کتاب هم وجود خارجی ندارد ! ۴۳ در شکل شماره ۵ ، تصویر نسخه خطی رساله عرشیه آورده شده است. در واقع اشراق خاوری این عبارت را در بین عبارات شیخ احمد احسایی گنجانده و در کتاب خود نقل کرده است .

بنابراین تنها سند ارائه شده توسط بهائیان بر این روایتِ به قول بهاءالله مشهور، جعلی و دروغین است.
( شکل ۴: صفحه ی ۵۳ کتاب قاموس ایقان )
( شکل ۵: بخشی از رساله ی عرشیه که در کتاب قاموس ایقان نقل مستقیم شده است )

نتیجه گیری

این پژوهش، به روش شناسی بهره برداری بهاءالله از آیات و روایات در استدال به مبانی آیین بهائی در کتاب ایقان پرداخته است. با پژوهش بر روش ها ی استدلال به آیات و روایت در این کتاب ، روش های شناخته شده عبارتند از: مغالطه ، تطبیق آیات بر مصادیق خودخواسته ، تضمین آیات و روایات ، تفسیر به رأی ، نقل ناصحیح ، نقل ناکامل ، جعل روایت و استفاده از احادیثی با مشکل سندی . در این پژوهش ، با مروری بر هر یک از روش های فوق ، نمونه هایی از هر روش ارائه شده است.

در این پژوهش ، همچنین به تغییر نسخه های کتاب ایقان در چاپ های مختلف نیز پرداخته شده است که این مورد ، به نوبه خود چالش بزرگی برای آیین بهائی ، با ادعای الهی بودن است.

 

فهرست منابع

] ۱[ قرآن کریم.
] ۲ [ ابیوردی، علی، بز بگیر شرح دزد بگیر.
] ۳[ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب علیهم السلام ( لابن شهرآشوب(، علامه، قم، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.
] ۴[ احسائی، احمد، شرح عرشیه.
] ۵[ استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ۱جلد، مؤسسة النشر الإسلامي، ايران، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق.
] ۶[ اشراق خاوری، عبدالحمید، قاموس ایقان، مؤسّسه ملّی مطبوعات امری، ۱۲۸ بدیع.
] ۷[ افندی، شوقی، کتاب قرن بدیع، ترجمه ی نصرالله مودت، مؤسسه معارف بهائی بلسان فارسی، دانداس کانادا، ۱۹۹۲ م.
] ۸ [ افندی، عباس ( عبدالبهاء) ، مفاوضات عبدالبهاء، مؤسّسه چاپ و انتشارات مرآت، ۱۹۹۸ م.
] ۹[ باک، کریستوفر، : Symbol & Secret Qur’an Commentary in Baha’ullah’s
Kitab-i Iqan، kalimat press ، آمریکا،۱۹۹۵ م.
] ۱۰ [ تهرانی، جواد، بهائی چه می گوید؟، دارالکتب الاسلامية، چاپ سوم، ۱۳۴۶ ش.
] ۱۱ [ تهرانی، محمّد رضا ( معروف به افضل( ، فلتات اهل ایمان در خطئات متن ایقان.
] ۱۲ [ حقیقت ، رضا، آیین بهائی و آرمان های ادیان: دو مناظره مکتوب، انتشارات گوی، چاپ اول، ۱۳۹۳ .
] ۱۳ [ شاهرودی، احمد، حق المبین.
] ۱۴ [ شیرازی، علی محمد، منتخب آیات از حضرت نقطه اولی، مؤسّسه ملّی مطبوعات امری، ۱۹۷۸ م.
] ۱۵ [ مازندرانی، فاضل، اسرار الآثار خصوصی، مؤسسه مطبوعات امری، ۱۲۴ بدیع.
] ۱۶ [ مطهری، مرتضی، آشنائی با علوم اسلامی ۱ ( منطق، فلسفه ) ، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۸۷ ش.
[۱۷] MacEoin, Denis. “The crisis in Babi and Baha’i studies: part of a wider crisis in academic- freedom?.” British Journal of Middle Eastern Studies 17.1 (1990): 55-61.
] ۱۸ [ مهتدی، فضل الله، معروف به صبحی، پیام پدر.
] ۱۹ [ نوری، حسین علی ( بهاءالله )، ایقان، ۱۵۷ صفحه ای، کتابخانه ی مجلس شورای اسلامی.
] ۲۰ [ نوری، حسین علی ( بهاءالله )، ایقان، مؤسّسه ملّی مطبوعات بهائی آلمان، هوفمايم، آلمان، چاپ اوّل، ۱۹۹۸ م، ۱۹۷ صفحه ای.
] ۲۱ [ نوری، حسین علی ( بهاءالله ) ، منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله.

 

 

پی نوشت

__________________________________________________________________________________

۱٫ مهتدی، فضل الله، معروف به صبحی، پیام پدر، ص ۲۶ و ص ۵۱ .
۲٫ افندی، عباس (عبدالبهاء)، مفاوضات عبدالبهاء، ص ۱۲۴ .
۳٫ نوری، حسین علی، منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، ص ۲۰۱ ، بند ۱۴۴ .
۴ .MacEoin, Denis. “The crisis in Babi and Baha’i studies: part of a wider crisis in academic freedom?.” British Journal of Middle Eastern Studies 17.1 (1990): 55-61.
۵٫ تهرانی، محمّد رضا ( معروف به افضل) ، فلتات اهل ایمان درخطئات متن ایقان.
۶٫ ابیوردی، علی، بز بگیر شرح دزد بگیر.
۷٫ شاهرودی، احمد، حق المبین.
۸٫ تهرانی، جواد، بهائی چه می گوید؟، دارالکتب الاسلامية، چاپ سوم، ۱۳۴۶ .
۹ . افندی، شوقی، کتاب قرن بديع، ص ۲۸۵ .
۱۰ . برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به کتاب رضا حقیقت، آیین بهائی و آرما نهای ادیان: دو مناظره مکتوب، انتشارات گوی، چاپ اول، ۱۳۹۳ .
۱۱ . افندی، شوقی، کتاب قرن بدیع، ترجمۀ نصرالله مودت، مؤسسه معارف بهائی بلسان فارسی، دانداس کانادا، ۱۹۹۲ ميلادی، ص ۲۸۵ .
۱۲ . مطهری، مرتضی، آشنائی با علوم اسلامی ۱ (منطق ، فلسفه(، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۸۷ ، بخش منطق، درس دهم، عکس، و نیز: خوانساری، محمد، دوره ی مختصر منطق صوری، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۶۰ ش، ص ۱۲۰ ، و نیز: خوانساری، محمد، منطق صوری، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۵۲ ش، ج ۲، ص ۱۰۷ .
۱۳ . يس/ ۳٠ .
۱۴ . نوری، حسین علی (بهاءالله)، ایقان، مؤسّسه ملّی مطبوعات بهائی آلمان، هوفمايم، آلمان، چاپ اوّل، ۱۹۹۸ ميلادی، ۱۹۷ صفحه ای، ص ۲ و ۳٫
۱۵ . ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، علامه، قم، ۱۳۷۹ ق، چاپ اول ، ج ۳، ص ۲۴۷ .
۱۶ . عنکبوت/ ۲۳ .
۱۷ . نوری، پیشین، ص ۱۳۹ و ۱۴۰ .
۱۸ . نوری، پیشین، ص ۱۲۵ و ۱۲۶ .
۱۹ . نور/ ۳۵ .
۲۰ . شیرازی، علی محمد، منتخب آیات از حضرت نقطه اولی، مؤسّسه ملّی مطبوعات امری، ۱۹۷۸ م، برگرفته از نرم افزار
کتابخانه ی بهائی ، ص ۷۴ .
۲۱ . باک، کریستوفر،Commentary in Baha’ullah’s Kitab-i Iqan Symbol & Secret: Qur’an
kalimat press ، آمریکا، ۱۹۹۵ م، ص ۲۳۴ .
۲۲ . اسراء / ۵۱ .
۲۳ . نوری، پیشین، ص ۷۶ .
۲۴ . ق/ ۲٠ – ۲۱ : و نُفخَ فی الصُّورِ ذَلِکَ يَومُ الوَعيدِ و جَاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سَائقٌ و شَهِيدٌ.
۲۵ . الأنعام/ ۷۳ .
۲۶ . طه/ ۱۰۲ .
۲۷ . النمل/ ۸۷ .
۲۸ . النبأ/ ۱۸ .
۲۹ . الکهف/ ۹۸ و ۹۹ .
۳۰ . المؤمنون/ ۱۰۱ .
۳۱ . الحاقة/ ۱۳ .
۳۲ . مازندرانی، فاضل، اسرار الآثار خصوصی، مؤسسه مطبوعات امری، ۱۲۴ بدیع، ج ۱، ص ۱۹۱ .
۳۳ . نوری، حسین علی (بهاءالله) ، ایقان، ۱۵۷ صفحه ای، کتابخانه ی مجلس شورای اسلامی، ص ۵۳ .
۳۴ . نوری، ایقان، مؤسّسه ملّی مطبوعات بهائی آلمان ، ۱۹۷ صفحه ای، ص ۵۰ .
۳۵ . باک، پیشین، ص ۲۶ .
۳۶ . حقیقت، پیشین.
۳۷ . نوری، پیشین، ص ۱٠۰ تا ۱۰۲ .
۳۸ . استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، مؤسسة النشر الإسلامي، ايران، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق، برگرفته از نرم افزار جامع الاحادیث نور ۳٫۵ ،ص ۱۴۳ .
۳۹ . اشراق خاوری، عبدالحمید، قاموس ایقان، مؤسّسه ملّی مطبوعات امری، ۱۲۸ بدیع، ج ۱، ص ۱۳۴ .
۴۰ . منظور از این عبارت اشاره به آیه بقره/ ۲۱٠ می باشد ولی این آیه در چاپ های اولیه کتاب ایقان اشتباه ذکر شده است و در چاپ های بعدی اصلاح شده و آیه به صورت صحیح آورده اند .
۴۱ . نوری، پیشین، ص ۹۵ .
۴۲ . اشراق خاوری، پیشین، ج ۱، ص ۵۲ .
۴۳ . احسائی، احمد، شرح عرشیه، ج ۳، ص ۹٫

  • بهارانه‌ها

    بهارانه‌ها *نویسنده: دکتر عبدالحسین فخاری ما و بهار! ما ايرانيان را با بهار، سروسرّى است؛ …
  • طلیعه

    بسم الله الرحمان الرحیم سخن سردبیر   خدای را سپاس که خود را به انسانها شناساند و با آ…
  • چالش رهبري در جامعه بهائي پس از مرگ عبدالبهاء

    بازخواني اعتبار الواح وصاياي عبدالبهاء   *مسعود منفرد *دکتری علوم قرآن و حدیث از دانش…
بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
  • بهارانه‌ها

    بهارانه‌ها *نویسنده: دکتر عبدالحسین فخاری ما و بهار! ما ايرانيان را با بهار، سروسرّى است؛ …
  • طلیعه

    بسم الله الرحمان الرحیم سخن سردبیر   خدای را سپاس که خود را به انسانها شناساند و با آ…
  • چالش رهبري در جامعه بهائي پس از مرگ عبدالبهاء

    بازخواني اعتبار الواح وصاياي عبدالبهاء   *مسعود منفرد *دکتری علوم قرآن و حدیث از دانش…
بارگذاری توسط سردبیر
بارگذاری در پژوهش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی

بهارانه‌ها

بهارانه‌ها *نویسنده: دکتر عبدالحسین فخاری ما و بهار! ما ايرانيان را با بهار، سروسرّى است؛ …