صفحه اصلی پژوهش نقد کتاب فرائد؛ قسمت چهارم؛ محل ظهور آخرين حجت خداوند

نقد کتاب فرائد؛ قسمت چهارم؛ محل ظهور آخرين حجت خداوند

28 خواندن ثانیه
0
0
35

اکبر بيرامي

 

چکیده

بهائیان برای مشروعیت ‌بخشیدن به ادعاهای باب و بهاء، می‌کوشند با تحریف و تغییر در باورهای حتمی مهدویت، محل ظهور آخرین حجت الهی را که بر پایه روایات، در سرزمین وحی، کنار کعبه و مابین رُکن و مقام توصیف شده‌است، به منطقۀ فلسطین اشغالی کنونی و به‌طور دقیق، بندر عکّا بکوچانند. نویسندۀ فرائد در این راه، افزون بر استدلال‌های نادرست و ناتمام، دروغ‌پردازی‌های ویژه‌ای نیز دارد. این مقاله به بررسی و نقد این شبهه، خواهد پرداخت.

کلیدواژه‌ها: فرائد، گلپایگانی، محل ظهور، قائمیت، بابیت، بهائیت، عکا، شیراز.

 

مقدمه

نویسندۀ فرائد در راستای مشروعیت ‌بخشیدن به باب و بهاء، تلاش کرده تا صرف‌نظر از سخنان فراوان پیشوایان شیعه که محل ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  را شهر مکّه و مابین رُکن و مقام توصیف کرده‌اند، مکان جدیدی برای ظهور آن حضرت تعیین کند و با این مکان‌یابی نوین، تعارض میان آغاز ادعای باب در شیراز و بهاء در عراق و ترکیه با احادیث متواتر اهل‌بیت علیهم السلام  را در حد بضاعتش حل کند. او سعی می‌کند  مکان واقعی ظهور یعنی «مکه» را میان دو محل دیگر قرار داده و سه مکان را به‌عنوان مکان برخاستن ندای ظهور تعیین کند:

مطلع این دو نیّر اعظم (علی‌محمد باب و حسین‌علی بهاء) بلاد شرقیّه است و محلّ ارتفاع ندای قائمیّت مکه معظّمه و محلّ قیام و ارتفاع ندای ظهور ثانی مدینۀ منوّرۀ عکّا و اراضی مقدّسۀ سوریّه.[1]

نوشته‌های او در این زمینه دچار تشتت و آکنده از هم‌بافت نمودن موضوعات پراکنده است و عبارات وی آمیخته با تفسیربه‌رأی است و به دلیل‌تراشی نزدیک‌تر است تا بیان براهین شرعی و علمی.

مکانیابی ادعاهای حسینعلی بهاء در دولت عثمانی

نکته‌ای که نویسندۀ فرائد به آن هیچ اشاره‌ای نمی‌کند این است که نخستین مکان ادعای «من یظهره الله»ی حسین‌علی بهاء، باغ نجیب‌پاشا در حومۀ شهر بغداد بوده است  و نه عکّا. پس از آن ادعا، شکاف میان او و برادرش میزرا یحیی صبح ‌ازل، بار دیگر، بالا گرفت و منتهی به تبعید او از بغداد به ادرنۀ ترکیه شد. او در ادرنه، مدارک دالّ بر پیامبری خویش را نگاشته و گسترش داد. بار دیگر میرزا یحیی که از خیانت برادرش حسین‌علی، خشمگین بود، با مکتوبات فراوان و حضور در دستگاه‌های امنیتی و قضایی عثمانی، مکرراً مقامات عثمانی را از خطر برادرش آگاهانیده و ادعا کرد که حسین‌علی بهاء درصدد هماهنگی برای ایجاد یک شورش بزرگ با همکاری شورشیان بُلغاری است. ادعایی که کارگروه تجسس دولت عثمانی تکذیب کرد،؛ اما چنین نتیجه‌گیری شد که حسین‌علی و یحیی، هردو مدعی پیامبری و مهدویت هستند و بقای آنان در شهرهای مرکزی یا مهم دولت عثمانی، با خیزش فتنه‌های گوناگون همراه خواهد شد. به این سبب تصمیم گرفته شد که یحیی و نُخبگان طرفدارانش به فاماگوستای قبرس و حسین‌علی و نُخبگان یارانش به عکّا که مکانی دور از مرکز بود، تبعید شوند. حسین‌علی بها و دوستان و خانواده‌اش، در سال 1868 م وارد عکّا شده و بی‌درنگ به زندان بزرگی در قلعه عکّا فرستاده شدند و 9 سال در زندان عکّا زیستند.

وی کتاب اقدس را در دوران حبس در عکّا نوشت و سپس در سال 1876م دراثر ضعف فزایندۀ دولت عثمانی و سرنگونی سلطنت والی عکّا، از زندان آزاد شد. او چند ماه پس از آزادی از زندان و خروج از قلعه و ورود به شهر عکّا، جان سپرد و همان جا مدفون گردید.

پس محوریت‌ بخشیدن به عکّا، به‌وسیلۀ نویسندۀ فرائد، نوعی فریب اذهان است، چراکه محل اصلی ادعای پیامبری حسین‌علی بهاء، بغداد و سپس ادرنه بوده است و از سوی دیگر، دوران زیست حسین‌علی در عکّا، نه‌تنها همراه با ظهور و توسعۀ بهائیت نبود، بلکه توأم با حبس او و بهائیان سرشناس و ناکامی فزایندۀ آیینش بود. تاریخ‌پژوهان می‌دانند که اگر حسین‌علی بهاء و یارانش به عکّا تبعید نشده بودند، بهائیت در عراق و ترکیه، رُشد انبوهی می‌داشت؛ اما تبعید و حبس حسین‌علی بهاء در عکّا، گزند مُهلکی بر گسترش بهائیت  به‌شمار می‌رفت. روح حاکم بر کتاب اقدس ــ نگاشته در عکّا ــ نیز نشان می‌دهد که حسین‌علی، اصل آیین برساختۀ خود را در خطر نابودی می‌دید و به‌همین سبب در اقدامی قابل‌تأمل، جانشین خود را در نوشته‌ای که قرار بود کتابی آسمانی و مبتنی بر منطق قرآن نگاشته شود، معین کرد و به‌منظور حفظ بقای بهائیت، مقدمات نظری برای تأسیس یک بنیاد برای مدیریت بهائیان (بیت‌العدل) را در این کتاب، ارائه نمود. رویدادی که پس از وفات او و اختلاف میان میرزا عباس‌افندی (معروف به عبدالبهاء) و پسر دیگرش، میرزا محمدعلی (معروف به غصن اکبر) بر سر جانشینی او، از ارزش این کتاب نزد عموم کاست و منتهی به انکار مهم‌ترین اثر حسین‌علی بهاء به‌وسیلۀ برخی از بهائیان شده و با حساسیت مجدّد دولت عثمانی روبه‌رو گردید و درنهایت با حکم تبعید عبدالبهاء به آفریقا به پایان رسید. تبعیدی که به لطف خیزش یک جنبش ملی‌گرا در قلب دولت عثمانی، تحت عنوان جنبش ترک‌های جوان و مشغولیت دولت عثمانی به آن، انجام نگرفت و عبدالبهاء توانست از تجربۀ سرنوشت پدرش، در امان بماند.

از دیدگاه نگارنده، علت تمرکز نویسندۀ فرائد به شهر عکّا، درواقع بازآفرینی روحیۀ بهائیان است. وی می‌خواهد به بهائیان ‌چنین القا کند که عکّا، که محل گرفتاری حسین‌علی بهاء و مرگ او بود، درواقع محل ظهور و خروج و پیروزی آیین او خواهد بود و آنان نباید امید خویش را از کف دهند.

نگاهی مختصر به احادیث مکان ظهور آخرین حجت الهی

احادیث متواتر اهل‌بیت علیهم السلام ، محل ظهور حضرت مهدی علیه السلام  را شهر مکّه و به‌طور دقیق در کنار کعبه و میان رُکن و مقام دانسته‌اند. رُکن، اصطلاحی است که برای هرکدام از زاویه‌های کعبه استعمال می‌شود که متشکل از چهار زاویه است، رُکنی که به سمت شمال است، رُکن عراقی؛ آنکه به سمت جنوب است، رُکن یمانی؛ آنکه به سمت غرب است، رُکن شامی و آنکه حاوی حجرالأسود است، رُکن أسود (رُکن حجر) نام گرفته است. هرگاه که واژۀ رُکن، بدون پی‌آمد (عراقی، شامی و…) ذکر شود، منظور از آن، رُکن اسود است و مراد از مقام، مقامی است که حضرت ابراهیم علیه السلام  پس از بنا نمودن کعبه، آنجا ایستاد و رو به کعبه، خداوند را پرستش نمود و نماز گزارد، پس منظور از مابین رُکن و مقام، یعنی جایگاهی معیّن میان این دو فاصلۀ کوتاه. به برخی از روایات وارده دراین‌باره توجه فرمایید:

روایت اول. بیعت در کنارۀ کعبه همراه یاران ۳۱۳ نفر

عَنْ جَابِرٍ اَلْجُعْفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ علیه السلام : يُبَايَعُ اَلْقَائِمَ بَيْنَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ ثَلاَثُمِائَةٍ وَ نَيِّفٌ عِدَّةَ أَهْلِ بَدْرٍ فِيهِمُ اَلنُّجَبَاءُ مِنْ أَهْلِ مِصْرَ وَ اَلْأَبْدَالُ مِنْ أَهْلِ اَلشَّامِ وَ اَلْأَخْيَارُ مِنْ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ فَيُقِيمُ مَا شَاءَ اَللَّهُ أَنْ يُقِيمَ .

جابر جعفى مى‌گويد: امام باقر علیه السلام  گفت: سيصد و خُرده‌ای نفر به شمار اهل بدر، مابین ركن و مقام با قائم بيعت مى‌كنند كه در ميان ايشان پاکان و بزرگوارانى از اهل مصر و دلیرانی از اهل شام و خوبانى از اهل عراق حضور دارند و آن حضرت هرقدر كه خداوند بخواهد، حکمرانی مى‌کند.[2]

مطابق این حدیث شریف، هم ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  و هم بیعت یاران ویژه‌اش با وی، در کنار خانۀ کعبه و میان رُکن و مقام انجام خواهد شد.

روایت دوم. ظهور حضرت مهدی و همراهی فرشتۀ الهی

عَنْ عَلِيِّ‌بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ علیه السلام : كَأَنِّي بِالْقَائِمِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ يَوْمَ اَلسَّبْتِ قَائِماً بَيْنَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ بَيْنَ يَدَيْهِ جَبْرَئِيلُ علیه السلام  يُنَادِي اَلْبَيْعَةَ لِلَّهِ فَيَمْلَأُهَا عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.

على‌بن مهزيار مى‌گويد: امام جواد علیه السلام  فرمود: گويا قائم را مى‌بينم كه در روز عاشورا كه روز شنبه خواهد بود، بين ركن و مقام ايستاده و جبرئيل در پيشاپيش ايشان ندا مى‌كند كه بيعت براى خداست، پس ایشان زمين را همان‌گونه كه پر از ظلم و جور شده، آکنده از عدل مى‌كند.[3]

روایت سوم. بیعت با مهدی مابین رُکن و مقام و همراهی عهد نبوی

عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ علیه السلام  فِي حَدِيثٍ: …اَلْقَائِمُ يَوْمَئِذٍ بِمَكَّةَ قَدْ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى اَلْبَيْتِ اَلْحَرَامِ إِلَى أَنْ قَالَ: فَيُبَايِعُونَهُ بَيْنَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ وَ مَعَهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ‌اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، قَدْ تَوَارَثَهُ اَلْأَبْنَاءُ عَنِ اَلْآبَاءِ وَ اَلْقَائِمُ يَا جَابِرُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ اَلْحُسَيْنِ‌بْنِ عَلِيٍّ يُصْلِحُ اَللَّهُ أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ .

جابر از امام باقر علیه السلام   حدیثی نقل کرد که فرمود: … قائم در آن روز، در مکه است؛ پشتش را به بیت‌الله الحرام متّکی خواهد نمود …تا اینکه فرمود: …پس میان رُکن و مقام با او بیعت می‌کنند و همراه او عهدی از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  است که فرزندان از پدران به ارث برند؛ پس ای جابر، قیام‌کننده، مردی از نژاد حسین‌بن علی علیهما السلام است که خداوند امرش را در یک شب سامان خواهد داد.[4]

روایت چهارم. بیعت مهدی میان رُکن و مقام و تعیین اسامی او

عَنْ حُذَيْفَةَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ ذَكَرَ اَلْمَهْدِيَّ فَقَالَ: إِنَّهُ يُبَايَعُ بَيْنَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ … اِسْمُهُ أَحْمَدُ وَ عَبْدُاَللَّهِ وَ اَلْمَهْدِيُّ فَهَذِهِ أَسْمَاؤُهُ ثَلاَثَتُهَا.

حذیفه یمانی گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شنیدم که در توصیف مهدی گفت: با او مابین رُکن و مقام بیعت می‌شود؛ از نام‌های سه‌گانه‌اش، احمد، عبدالله و مهدی است.[5]

روایت پنجم. جبرئیل در کنار قائم

عن الصادق: … لَكَأَنِّي بِهِ فِي يَوْمِ اَلسَّبْتِ اَلْعَاشِرِ مِنَ اَلْمُحَرَّمِ قَائِماً بَيْنَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ، جَبْرَئِيلُ عَلَى يَمِينِهِ يُنَادِي اَلْبَيْعَةَ لِلَّهِ فَيَصِيرُ إِلَيْهِ شِيعَتُهُ مِنْ أَطْرَافِ اَلْأَرْضِ تُطْوَى لَهُمْ طَيّاً حَتَّى يُبَايِعُوهُ فَيَمْلَأَ اَللَّهُ بِهِ اَلْأَرْضَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.

امام صادق علیه السلام  گوید: … گویی قائم را می‌بینم که در روز شنبه، دهم محرم در میان رُکن و مقام برخاسته است و جبرئیل سمت راست اوست و ندا می‌دهد که بیعت فقط برای خداست. پس شیعیان او از گوشه‌گوشۀ هستی به سمت او سرازیر می‌شوند تا با او هم‌پیمان شوند، پس خداوند به دست او زمین را همچنان که از نامردی و ستم لبریز شده، آکنده از برابری و عدالت سازد.[6]

مصادر غیرشیعی نیز بر ظهور آخرین منجی از مکّه و از کنار کعبه، تأکید دارند؛ چنان‌که ابن‌حبان بستی در کتاب الصحیح، روایتی به سند حسن ــ مبتنی بر پایه‌های رجالی سُنی ــ آورده که پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود:

يبايع لرجل بين الركن و المقام  و لن‌يستحل هذا البيت إلا أهله، فإذا استحلوه، فلاتسئل عن هلكة العرب.

با آن مرد میان رُکن و مقام بیعت می‌شود و این خانه را جز اهلش به دست نخواهند گرفت؛ پس آنگاه که او بر مکه چیرگی یافت، دیگر از هلاکت عرب مپرس![7]

نگاهی به دلایل نویسندۀ فرائد

بااین‌وجود، نویسندۀ فرائد گمان دارد که جایگاه اصلی ظهور مهدی موعود، ابتدا شرق، سپس مکه و سپس عکّا است! منظور او از شرق، شیراز است؛ اما چون هیچ سخنی برای مشروعیت ‌بخشیدن به رویدادهای آیین نوپدید بابی و بهائی نیافته، به روایاتی بی‌ربط پناه آورده و دراین‌باره حقیقتاً واژگان را از معنا تهی ساخته است. مجموع شبهات وی در این زمینه، به‌قرار ذیل است:

اول. خروج مهدی از شرق!

نویسندۀ فرائد با طرح روایتی، ادعا می‌کند که مهدی از شرق خروج می‌کند و با توجه ‌به اینکه اهل‌بیت علیهم السلام  در عراق یا حجاز زیسته‌اند، پس شرق آنان لزوماً ایران است؛ بدون تفصیل و تبیین، مراد از شرق را شیراز می‌پندارد و بر علی‌محمد باب تطبیق می‌دهد. اشارۀ او به این دو روایت است:

الف. النجم من قبل المشرق

عن أبي‌عبدالله علیه السلام  قال خطب أميرالمؤمنين عليه‌ السلام بالمدينة فحمد الله و أثنى عليه و صلّى على النبي و آله ثم قال: … ولعمري أن لو قد ذاب ما في أيديهم لدنا التمحيص للجزاء و قرب الوعد و انقضت المدة و بدا لكم النجم ذوالذنب من قبل المشرق و لاح لكم القمر المنير فإذا كان ذلك فراجعوا التوبة و اعلموا أنكم إن اتبعتم طالع المشرق سلك بكم مناهج الرسول  صلی الله علیه و آله و سلم  فتداويتم من العمى و الصم و البكم و كفيتم مؤنة الطلب و التعسف و نبذتم الثقل الفادح عن الأعناق و لايبعد الله إلا من أبى و ظلم و اعتسف و أخذ ما ليس له وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ.

امام صادق علیه السلام  گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام  در مدینه خطبه‌ای خواند و خداوند را ستود و بر پیامبر و خاندانش درود فرستاد و سپس فرمود: … به جانم سوگند که اگر آنچه در دست دارند ذوب شود، زمان آزمایش برای جزا فرا خواهد رسید و وعده نزدیک شود و مدت به پایان می‌رسد. ستاره‌ای دنباله‌دار از سوی شرق نمایان می‌شود و ماه روشن در افق پدیدار می‌گردد. آنگاه به توبه رجوع کنید و بدانید که اگر از طلوع‌کنندۀ شرق پیروی کنید، به‌رسم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  رهنمون می‌شوید و از کوری، ناشنوایی و لالی درمان می‌شوید و رنج طبیب نمی‌برید و شما را از زحمات و سختی‌ها رها می‌سازد و بار سنگین را از دوش شما برمی‌دارد و خدا جز کسی را که سرپیچی کند و ظلم و ستم کند، دور نمی‌سازد و آنچه برایش نیست، بگیرد وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ.[8]

نویسندۀ فرائد، عبارت: «و بدا لكم النجم ذوالذنب من قبل المشرق» را دلیلی آشکار برای خروج مهدی از شهر شیراز می‌داند:

و این خطبۀ فصیحه، صریح است که آن نیّر سعادت، یعنی موعود امّت از جانب مشرق ظهور خواهد فرمود و بر نهج حضرت رسول به تشریع شرع جدید قیام خواهد نمود.[9]

نقد و بررسی

این روایت، به گواهی علامه مجلسی رحمةالله علیه، روایتی ضعیف و غیرقابل‌اعتماد است.[10] فارغ از آن، مراد از ستارۀ دنباله‌دار از سوی مشرق، یک ستارۀ آسمانی واقعی است و نویسندۀ فرائد هنگام نقل این خبر، عبارت: «ذوالذنب = دنبالهدار» را حذف کرده است وگرنه معنای آن مبرهن است که منظور از آن ستاره، یک جرم نورانی دنباله‌دار در آسمان خواهد بود و به فرض پذیرش روایت، می‌تواند منظور از آن ستارۀ درخشان آسمانی باشد که چشم زمینیان را به خود خواهد دوخت و نشانه‌ای برای ظهور مهدی برشمرده خواهد شد؛ همچنان که مجلسی رحمةالله علیه در شرح این قسمت از روایت می‌گوید:

«و بدا لكم النجم ذوالذنب» و هو من علامات ظهور القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف .[11]

اما نویسندۀ فرائد، علی‌محمد باب را «ستاره» و شرق را «شهر شیراز» فرض نموده و به این نتیجه رسیده که منظور از ستارۀ دنباله‌دار از سمت شرق، همانا علی‌محمد باب از شیراز است. دیدگاهی که فاقد دلیل قانع‌کننده است.

طالع المشرق در روایت فوق، می‌تواند معانی مختلفی به خود بگیرد، مجلسی رحمةالله علیه باور دارد:

طالع المشرق، أي المهدي علیه السلام  إذ مكة شرقية بالنسبة إلى المدينة، أو لأن اجتماع العساكر عليه و توجهه إلى فتح البلاد إنما يكون من الكوفة و هي شرقية بالنسبة إلى الحرمين.

طالع المشرق یعنی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، چراکه مکه نسبت به مدینه در شرق قرار می‌گیرد و یا اینکه گردآمدگی لشکرها به سمت او و حرکت برای فتح سرزمین‌ها از سوی کوفه خواهد بود که نسبت به مکه و مدینه، در شرق قرار دارد.[12]

باید دانست که این‌ها جملگی برداشت شخصی است؛ پس نه برداشت ضعیف نویسندۀ فرائد و نه برداشت علامه مجلسی، قابلیت تأیید ندارد و حتمی نیست. به‌ویژه که اصل روایت در معرض تردید است.  از طرف دیگر برای معنایابی هیچ‌کدام از اینها، برهانی وجود ندارد. نص عبارت نیز در تضاد با مبانی بهائیت است؛ چه آنکه روایت تأکید دارد که «و بدانید که اگر از طلوعکنندۀ شرق پیروی کنید، بهرسم پیامبر صلّیاللهعلیهوآله رهنمون میشوید»، درحالی‌که بنیاد بابیت و بهائیت، بر شالودۀ خروج از مسیر پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم  و ورود در آیین نوپدید باب و بهاء است! نویسندۀ فرائد خود از این معنای واضح باخبر است، اما بر خلاف آن نظر می‌دهد و می‌نویسد:

مقصود این نیست که آن حضرت به شریعت اسلامیّه عامل خواهد شد چون که جمیع ائمّۀ هدی به شریعت حضرت خاتم الانبیاء عامل بودند و به‌قدر ذرّه از ظاهر شرع اسلامی تجاوز نمی فرمودند. این تخصیص مقصود از آن قیام به دعوت جدیده و تشریع شریعت تازه است.[13]

درحالی‌که روایت فوق، آشکارا به پیروی از «منهج» نبوی پافشاری می‌کند. منهج در لغت یعنی راهی آشکار و در اصطلاح یعنی راهی روشن که منتهی به کسب معرفتی متعالی شود. پس منهاج نبوت یعنی راه ‌و رسم آشکارای نبی خدا؛ درحالی‌که برآیند رفتاری بهائیت، خروج از آیین خاتم‌الانبیا صلی الله علیه و آله و سلم  و ورود در آیین مدعیان نبوت، همانند باب و بهاء است. در نگاه اسلامی، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، آن قائم به حقّی است که وعدۀ خداوند را که فرمود: «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» را محقق خواهد نمود. به همین سبب پیروی از او نسبت به امامان پیشین علیهم السلام ، ویژگی دارد و آدمی را در تحقق این وعدۀ الهی، شریک می‌سازد؛ پس جنبۀ تخصیص، این نیست که باید دین تازه اختراع شود، بلکه از منظر مشارکت و راهبری در تحقق بزرگ‌ترین وعدۀ الهی است.

ب. المهدی مبدؤه المشرق

عن أميرالمؤمنين: … المهدي أقبل جعد بخده خال، يكون مبدؤه من قبل المشرق و إذا كان ذلك خرج السفياني فيملك قدر حمل امرأة تسعة أشهر، يخرج بالشام فينقاد له أهل الشام إلا طوائف من المقيمين على الحق يعصمهم الله من الخروج معه.

حضرت علی علیه السلام  خطاب به حارث همدانی؟رض؟ گفت فرمود: … مهدی خواهد آمد؛ با مویی مجعّد و بر گونه‌اش خالی خواهد بود، آغاز او از سوی مشرق خواهد بود و زمانی که این اتفاق بیفتد، سفیانی خواهد آمد و مدت نه ماه بر مسند قدرت خواهد نشست. او از شام خارج می‌شود و اهل شام به او تسلیم می‌شوند، جز گروهی از افرادی که بر حق ایستاده‌اند و خداوند آن‌ها را از پیوستن به سفیانی حفظ خواهد کرد.[14]

نویسندۀ فرائد می‌نویسد:

مجلسی رحمةالله علیه در کتاب غیبت بحار در باب علامات از حارث همدانی که از مشاهیر اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام  است روایت فرموده است که آن حضرت فرمود: “المَهدی أَقبَلُ جَعدُ بِخَدّهِ خالُ یَکونَ مَبدوُه ٌمِنَ َقِبَل المَشرقِ.” یعنی مهدی مخمورالعین و پیچیده‌موی است و در گونۀ آن حضرت خالی است و مبدأ ظهور مبارکش از طرف مشرق است.

نقد و بررسی

نویسندۀ فرائد، این روایت را بُریده نقل کرده و دراثر آن معنای حدیث، تحریف شده است. دیدیم در ادامه حدیث، می‌آید: «و زمانی که این اتفاق بیفتد، سفیانی خواهد آمد و به مدت نُه ماه بر مسند قدرت خواهد نشست!» درحالی‌که طبق روایات اسلامی، تسلط سفیانی بر شامات، مدت‌ها پیش از ظهور حضرت مهدی خواهد بود و نه پس از آن! پس اینکه مبدأ ماجرای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  از سوی مشرق باشد، اشاره به ظهورش ندارد؛ بلکه مُشیر به مقدمات ظهور است و مراد از آن خروج خراسانی از مشرق و آغاز حقخواهی او خواهد بود، اما این سخن که: “مهدی از مشرق خروج کند و پس از خروج او، سفیانی در شام قیام کند و پس از مدت‌ها نبرد، بر شامات تسلط یابد و نُه ماه بر سرزمین شام حکمرانی کند”، مطابق روایات اسلامی در زمینه مهدویت، نادرست است و به همین سبب نویسندۀ فرائد، دنبالۀ حدیث را بُریده و به‌صورت تحریف‌شده نقل کرده تا بتواند میان مقصودش و این روایت، تقارب معنایی ایجاد کند! اقدامی که از نظر علمی و پژوهشی، ناپسند است.

شیخ علی کورانی رحمةالله علیه دربارۀ این حدیث می‌نویسد:

مبدأ أمره، لأن ظهوره من مكة قطعي، فلا بد أن يكون معناه مبدأ أمره و حركة أنصاره من جهة المشرق.

منظور از «آغاز او» یعنی آغاز امر مهدی، چراکه باور به ظهور مهدی از مکه، به قطعیت رسیده است و باید معنای این حدیث این باشد که آغاز امر مهدی و جنبش یاران او از سوی شرق خواهد بود.[15]

این معنا با احادیث متعدد، همخوانی کامل دارد؛ روایات خروج خراسانی از مشرق و روایات پرچم‌های سیاه (رایات سود) و اخبار دیگر همگی در این راستا قرار می‌گیرد.

دوم. بیتالمقدس، بهترین جا برای زندگی

عن نزال‌بن سبرة قال خطبنا أميرالمؤمنين… خَيْرُ اَلْمَسَاكِنِ يَوْمَئِذٍ بَيْتُ‌اَلْمَقْدِسِ وَ لَيَأْتِيَنَّ عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ يَتَمَنَّى أَحَدُهُمْ أَنَّهُ مِنْ سُكَّانِهِ.

نزال‌بن سبره گوید:  امیرالمؤمنین علیه السلام  ما را خطاب قرار داد و فرمود: … در آن روز، بهترین سکونت‌گاه‌ها، بیت‌المقدس است و بر مردم زمانی خواهد رسید که هرکدامشان آرزو کنند که از ساکنان بیت‌المقدس بودند.[16]

وجه استدلال نویسندۀ فرائد به این روایت، محوریت‌بخشی به بیت‌المقدس و ارتباط آن با عکّا است تا بتواند محل ظهور منجی را به عکّا نسبت دهد.

نقد و بررسی

این روایت که سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام  در پاسخ به پرسشی از صعصعه‌بن صوحان؟رض؟ را بازتاب داده، روایتی ضعیف است و برای نخستین‌بار در کتاب کمال‌الدین آمده و حاوی چندین راوی مجهول و یک راوی ضعیف (ضحاک‌بن مزاحم) است، فارغ از این نکته باید توجه داشت:

این روایت هیچ ارتباطی با ادعاهای نویسندۀ فرائد ندارد و خود او نیز توضیحی دربارۀ ارتباط این روایت با ادعای ظهور مهدی از عکّا یا شیراز ارائه نمی‌کند! بلکه این روایت، دوران دجّال را توصیف می‌کند که جامعه دچار انحطاط و شکستگی می‌شود و فتنه‌هایی بروز می‌کند و در آن دوران، زیستن در بیت‌المقدس نسبت به دیگر اماکن بهتر است. ارتباط این معنا با لزوم ظهور مهدی از عکّا یا شیراز نامعلوم و درواقع منتفی است.

نویسندۀ فرائد بنا بر عادت، این روایت را هم به‌صورت تحریف‌شده، نقل کرده است، چراکه در ادامه، صعصعه از قول امیرالمؤمنین علیه السلام  می‌گوید که آن حضرت، منجی مردم در آن دوران را این‌چنین توصیف فرموده است:

 

إِنَّ اَلَّذِي يُصَلِّي خَلْفَهُ عِيسَى‌ِبْنُ مَرْيَمَ علیه السلام  هُوَ اَلثَّانِي عَشَرَ مِنَ اَلْعِتْرَةِ اَلتَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ اَلْحُسَيْنِ‌بْنِ عَلِيٍّ علیه السلام  وَ هُوَ اَلشَّمْسُ اَلطَّالِعَةُ مِنْ مَغْرِبِهَا يَظْهَرُ عِنْدَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ فَيُطَهِّرُ اَلْأَرْضَ وَ يَضَعُ مِيزَانَ اَلْعَدْلِ فَلاَيَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً فَأَخْبَرَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ علیه السلام  أَنَّ حَبِيبَهُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَهِدَ إِلَيْهِ أَنْ لاَيُخْبِرَ بِمَا يَكُونُ بَعْدَ ذَلِكَ غَيْرَ عِتْرَتِهِ اَلْأَئِمَّةِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ.

او (حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ) كسى است كه عيسى علیه السلام  پشت سر او نماز مى‌خواند، دوازدهمين امام از عترت و نهمين امام از فرزندان حسين‌بن على علیهما السلام  است و آفتابى است كه از مغرب خود طلوع كند و از میان ركن و مقام ظاهر شود و زمين را پاکیزه سازد و موازين عدالت را برپا كند و هیچ‌کس به ديگرى ستم نكند و امیرالمؤمنین به ما خبر داد كه حبيبش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  از او پيمان گرفته كه حوادث پس از آن را جز بر خاندانش صلوات اللّه عليهم اجمعين نگويد.[17]

روایت تصریح می‌کند که حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ، دوازدهمین پیشوای شیعه و نهمین فرزند حسین شهید علیه السلام  است و مابین رُکن و مقام ظهور خواهد کرد، اما این گزاره‌ها را نویسندۀ فرائد تحریف کرده است.

نه علی‌محمد باب و نه حسین‌علی بهاء، ربطی به بیت‌المقدس ندارند، یکی از شیراز  برخاست و دیگری از عراق و ترکیه. اوّلی در مکانی نامعلوم و دومی در عکّا دفن شد. میان عکّا و قدس هم مسافت زیادی است، اولی یک بندر در شمال ‌غرب فلسطین و دومی شهری سراسر خُشک در قلب فلسطین است.

سوم. فرج عظیم از سوی دمشق

عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ مُحَمَّدِبْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ علیه السلام  أَنَّهُ قَالَ: تَوَقَّعُوا اَلصَّوْتَ يَأْتِيكُمْ مِنْ قِبَلِ دِمَشْقَ لَكُمْ فِيهِ فَرَجٌ عَظِيمٌ .

از امام باقر علیه السلام  روايت شده كه آن حضرت فرمود: منتظر صدایی باشيد كه از جانب دمشق ناگهان به شما رسد و در آن، گشايشى بزرگ براى شما خواهد بود.[18]

نقد و بررسی

نویسندۀ فرائد ارتباطی میان این روایت و لزوم خروج مهدی از شیراز یا ترکیه یا عکّا ارائه نکرده و وجه ارتباط این روایت با ادعای او نامعلوم است. احتمالاً همان‌طور که وی سرزمین قدس در فلسطین را تابعی از منطقه عکّا در نظر گرفته، اینجا نیز دمشق را نیز تابع جغرافیایی عکّا در نظر گرفته است و گشایش عظیم از دمشق را همانا آغاز به کار بهائیت در عکا تصویر نموده است.

البته نویسندۀ فرائد توضیحاتی را که ارائه نمودیم مطرح نکرده است و این روایت را چونان تیری ‌در تاریکی رها کرده است. لازم به بیان است که فارغ از غلط بودن تمامی گزاره‌های احتمالی فوق (اینکه قدس و یا دمشق را تابع جغرافیایی شهر کوچک عکّا بدانیم!)، این روایت دربارۀ سُفیانی و خروج او از دمشق است  که خروج او مقدمه‌ای بر ظهور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف  خواهد بود و عموم دلبستگان به حضرتش را از نزدیک شدن ظهور ایشان، باخبر خواهد نمود، به همین سبب امام باقر علیه السلام  ماجرای خروج سفیانی از دمشق را درنهایت به نفع جامعه بشری و سبب گشایش الهی قلمداد می‌کند. همچنان که آن حضرت علیه السلام  در سخنی آشکارتر، می‌فرماید:

يَا جَابِرُ لاَيَظْهَرُ اَلْقَائِمُ حَتَّى يَشْمَلَ اَلنَّاسَ بِالشَّامِ فِتْنَةٌ يَطْلُبُونَ اَلْمَخْرَجَ مِنْهَا فَلاَيَجِدُونَهُ

امام باقر علیه السلام  فرمود: ای جابر! قائم ظهور نمی‌کند تا زمانی که مردم در شام به فتنه‌ای برخورند که علاقه‌مند به برون‌رفت از آن باشند، ولی راهی نیابند.[19]

یعنی بهائیان در خطایی بزرگ، سخنان اهل‌بیت علیهم السلام  دربارۀ سفیانی (به‌عنوان بزرگ‌ترین محور شرارت نسبت به ظهور حضرت مهدی) را به پیشوای خودشان حسین‌علی بهاء، تطبیق داده‌اند!

چهارم. دریاچۀ طبریه

حَدَّثَنَا عَبْدُاَللَّهِ‌بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ‌بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: … تَلُوذُ بِفِنَائِكَ مِنْ مَلَإٍ بَرَأَهُمُ اَللَّهُ مِنْ طَهَارَةِ اَلْوِلاَدَةِ وَ نَفَاسَةِ اَلتُّرْبَةِ مُقَدَّسَةً قُلُوبُهُمْ مِنْ دَنَسِ اَلنِّفَاقِ مُهَذَّبَةً أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ رِجْسِ اَلشِّقَاقِ لَيِّنَةً عَرَائِكُهُمْ لِلدِّينِ خَشِنَةً ضَرَائِبُهُمْ عَنِ اَلْعُدْوَانِ وَاضِحَةً بِالْقَبُولِ أَوْجُهُهُمْ نَضِرَةً بِالْفَضْلِ عِيدَانُهُمْ يَدِينُونَ بِدِينِ اَلْحَقِّ وَ أَهْلِهِ فَإِذَا اِشْتَدَّتْ أَرْكَانُهُمْ وَ تَقَوَّمَتْ أَعْمَادُهُمْ فَدَّتْ بِمُكَانَفَتِهِمْ طَبَقَاتُ اَلْأُمَمِ إِلَى إِمَامٍ إِذْ تَبِعَتْكَ فِي ظِلاَلِ شَجَرَةِ دَوْحَةٍ تَشَعَّبَتْ أَفْنَانُ غُصُونِهَا عَلَى حَافَاتِ بُحَيْرَةِ اَلطَّبَرِيَّةِ فَعِنْدَهَا يَتَلَأْلَأُ صُبْحُ اَلْحَقِّ… .

عبدالله‌بن جعفر حمیری از ابراهیم‌بن مهزیار نقل کند که: … کسانى به آستان تو پناه مى‌آورند كه خداى تعالى طهارت مولد و پاكى سرشت آنان را مى‌داند، كسانى كه قلوبشان از پليدى نفاق و آلودگى تفرقه پاك است و بدنشان براى دین‌داری نرم و براى معادیان خشن است، براى پذيرش حقّ‌ خوش‌رو هستند و باورمندان به دين حقّ‌ و اهل آن هستند و چون اركان و ستون‌های آنان نيرومند گردد به‌واسطه اجتماع آن‌ها، طبقات ملل به امام نزديك شوند در وقتى كه آنان در سايۀ درخت بزرگى كه شاخ‌وبرگ آن بر اطراف درياچۀ طبريّه سركشيده با تو بيعت كنند، آنگاه صبح حقيقت بدمد و تيرگى باطل از ميان برود…[20]

نویسندۀ فرائد می‌نویسد:

و از احادیث مشهوره که محلّ و موقع ظهور از آن به‌صراحت مستفاد می‌شود، حدیث علی‌بن مهزیار است و این حدیث را حضرت سیّد جلیل السیّدهاشم البحرینی در کتاب مدینة المعاجز در حدیث صد و بیستم از احادیث ظهور مهدی روایت فرموده است و نیز مجلسی علیه الرّحمه آن را در کتاب غیبت مرقوم داشته است و آن حدیث مفصّلی است و ازجمله عبارت آن این است که حسن‌بن علی علیهما السلام  در اوصاف مؤمنین به مهدی موعود می‌فرماید… .[21]

نقد و بررسی

همانند موارد پیشین، در اینجا نیز نویسندۀ فرائد، هم مرتکب خطا و هم تحریف متن شده و درنهایت نتیجه‌ای به‌دور از مفاد روایت گرفته است.

این روایت از ابراهیم‌بن مهزیار رحمةالله علیه نقل شده است نه علی‌بن ‌مهزیار؟رضو؟، درحالی‌که صاحب فرائد می‌گوید:  «و از احادیث مشهوره که محلّ و موقع ظهور از آن بهصراحت مستفاد میشود حدیث علیبن مهزیار است».

وی روایت را به‌گونه‌ای توصیف نموده است که ابراهیم‌بن مهزیار این سخن را از امام حسن عسکری علیه السلام  شنیده و نقل کرده است، درحالی‌که این‌چنین نیست. بلکه طبق این روایت، ابراهیم‌بن مهزیار، با خودِ حضرت صاحب‌الزمان، حجت‌ابن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  دیدار و گفت‌وگو می‌کند و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  سخن پدرشان امام حسن عسکری علیه السلام  را برای ابراهیم‌بن مهزیار بازگو می‌کنند! به گزیده‌های ذیل که از روایت طولانی ابراهیم‌بن مهزیار برچیده شده، توجه فرمایید:

عَنْ إِبْرَاهِيمَ‌بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: قَدِمْتُ مَدِينَةَ اَلرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَبَحَثْتُ عَنْ أَخْبَارِ آلِ أَبِي‌مُحَمَّدٍ اَلْحَسَنِ‌بْنِ عَلِيٍّ اَلْأَخِيرِ علیه السلام  فَلَمْ أَقَعْ عَلَى شَيْءٍ مِنْهَا فَرَحَلْتُ مِنْهَا إِلَى مَكَّةَ مُسْتَبْحِثاً عَنْ ذَلِكَ فَبَيْنَمَا أَنَا فِي اَلطَّوَافِ إِذْ تَرَاءَى لِي فَتًى… فَعُدْتُ إِلَيْهِ مُؤَمِّلاً مِنْهُ عِرْفَانَ مَا قَصَدْتُ لَهُ فَلَمَّا قَرُبْتُ مِنْهُ سَلَّمْتُ فَأَحْسَنَ اَلْإِجَابَةَ… قُلْتُ أَنَا إِبْرَاهِيمُ‌بْنُ مَهْزِيَارَ فَعَانَقَنِي مَلِيّاً ثُمَّ قَالَ مَرْحَباً بِكَ يَا أَبَاإِسْحَاقَ… قُلْتُ هَلْ تَعْرِفُ مِنْ أَخْبَارِ آلِ أَبِي‌مُحَمَّدٍ اَلْحَسَنِ علیه السلام  شَيْئاً قَالَ لِي وَ اَيْمُ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِفُ… قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَشَخَصْتُ مَعَهُ إِلَى اَلطَّائِفِ أَتَخَلَّلُ رَمْلَةً فَرَمْلَةً حَتَّى أَخَذَ فِي بَعْضِ مَخَارِجِ اَلْفَلاَةِ فَبَدَتْ لَنَا خَيْمَةُ شَعَرٍ… فَبَدَرَنِي إِلَى اَلْإِذْنِ وَ دَخَلَ مُسَلِّماً عَلَيْهِمَا وَ أَعْلَمَهُمَا بِمَكَانِي فَخَرَجَ عَلَيَّ أَحَدُهُمَا وَ هُوَ اَلْأَكْبَرُ سِنّاً محمدبْنُ اَلْحَسَنِ علیه السلام  وَ هُوَ غُلاَمٌ أَمْرَدُ نَاصِعُ اَللَّوْنِ وَاضِحُ اَلْجَبِينِ أَبْلَجُ اَلْحَاجِبِ مَسْنُونُ اَلْخَدَّيْنِ أَقْنَى اَلْأَنْفِ أَشَمُّ أَرْوَعُ كَأَنَّهُ غُصْنُ بَانٍ وَ كَأَنَّ صَفْحَةَ غُرَّتِهِ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بِخَدِّهِ اَلْأَيْمَنِ خَالٌ… فَلَمَّا مَثُلَ لِي أَسْرَعْتُ إِلَى تَلَقِّيهِ فَأَكْبَبْتُ عَلَيْهِ أَلْثِمُ كُلَّ جَارِحَةٍ مِنْهُ فَقَالَ لِي مَرْحَباً بِكَ يَا أَبَاإِسْحَاقَ… ثُمَّ قَالَ إِنَّ أَبِي علیه السلام  عَهِدَ إِلَيَّ أَنْ لاَأُوَطِّنَ مِنَ اَلْأَرْضِ إِلاَّ أَخْفَاهَا وَ أَقْصَاهَا إِسْرَاراً لِأَمْرِي وَ تَحْصِيناً لِمَحَلِّي لِمَكَايِدِ أَهْلِ اَلضَّلاَلِ… يَا أَبَاإِسْحَاقَ أَنَّهُ قَالَ علیه السلام  يَا بُنَيَّ… إِذْ تَبِعَتْكَ فِي ظِلاَلِ شَجَرَةِ دَوْحَةٍ تَشَعَّبَتْ أَفْنَانُ غُصُونِهَا عَلَى حَافَاتِ بُحَيْرَةِ اَلطَّبَرِيَّةِ فَعِنْدَهَا يَتَلَأْلَأُ صُبْحُ اَلْحَقِّ وَ يَنْجَلِي ظَلاَمُ اَلْبَاطِلِ وَ يَقْصِمُ اَللَّهُ بِكَ اَلطُّغْيَانَ وَ يُعِيدُ مَعَالِمَ اَلْإِيمَانِ يَظْهَرُ بِكَ اِسْتِقَامَةُ اَلْآفَاقِ وَ سَلاَمُ اَلرِّفَاقِ يَوَدُّ اَلطِّفْلُ فِي اَلْمَهْدِ لَوِ اِسْتَطَاعَ إِلَيْكَ نُهُوضاً… ثُمَّ قَالَ يَا أَبَاإِسْحَاقَ لِيَكُنْ مَجْلِسِي هَذَا عِنْدَكَ مَكْتُوماً إِلاَّ عَنْ أَهْلِ اَلتَّصْدِيقِ وَ اَلْأُخُوَّةِ اَلصَّادِقَةِ فِي اَلدِّينِ… الخ.

ابراهیم‌بن مهزیار گوید: سوی مدینه‌النبی رفتم تا از خاندان ابومحمد حسن‌بن علی عسکری علیه السلام  خبری جویم؛ نتیجه‌ای نگرفتم و از مدینه به‌سوی مکه رفتم و درصدد جست‌وجو بودم. در حال طواف بودم که جوانی به چشمم درآمد… با این امید که گم‌شدۀ خود را بیابم، سراغ او رفتم، نزدیکش رفته و سلام دادم، با گرمی پاسخم را داد… خود را معرفی کرده و گفتم ابراهیم‌بن مهزیار هستم؛ مرا به‌گرمی در آغوش گرفت و گفت درود بر تو ای ابااسحاق… گفتم: آیا از خانوادۀ ابومحمد حسن‌بن علی علیه السلام ، خبری داری؟ گفت: به خدا سوگند که خبر دارم!… ابراهیم گوید: همراه او کوبه‌کو سوی طائف رفتم و از فلات‌هایی عبور کردیم تا اینکه به خیمه‌ای پشمین رسیدم… آن مرد، پیش از من داخل شد تا اجازه گیرد و با درود و سلام به آن ‌دو ـ خانوادۀ امام حسن عسکری ـ وارد شد و از بودن من در آنجا خبردارشان کرد؛ یکی از آنان که سنّ بیشتری داشت، از خیمه درآمد و او حضرت محمدبن الحسن علیه السلام  بود؛ جوانی نورس و خوش‌چهره و پیشانی‌بلند و ابروکشیده و چهره‌ای پُر و برآمده و بینی قلمی و قامتش همانند سرو بلندی در باد؛ چهره‌اش گویی که ستاره‌ای درخشان است و بر گونۀ راستش خال است…وقتی روبرویم ظاهر شد، خودم را سمتش انداختم و بوسه‌بارانش کردم، گفت: مرحبا یا ابااسحاق! … سپس فرمود: پدرم ـ امام حسن عسکری – با من عهد کرده است که جز در جای دور از دسترس و مخفی، مسکنی برنگزینم تا امر من از همگان مخفی بماند و محل زندگانی‌ام از شرارت گمراهان در امان باشد… ای ابااسحاق پدرم به من فرمود که: پسرم… گروه‌گروه از انسان‌های پاک از تو پیروی خواهند کرد و در سایۀ درختی بارور برخواهند آمد که شاخه‌های آن تا کرانۀ دریاچه طبریه نیز کشیده خواهد شد و آنجاست که صبح حقیقت بدمد و تاریکی ستمگری به سر آید و خداوند به دست تو کمر طغیان را درهم شکند و آموزه‌های ایمانی بازگردد و هستی به‌راستی خود برگردد و بار دیگر دوستی میان دوستان برقرار شود، آن‌قدر که نوزاد در گهواره نیز اگر بتواند به یاری‌ات برخیزد… سپس امام ‌زمان فرمود: ای ابااسحاق، این مجلسی که باهم داشتیم نزد تو مکتوم و پنهان بماند و آن را جز نزد دوستان راستین و باورمندان پایمرد، جای دیگر بازگو مکن… الخبر.

 

می‌بینیم که صاحب روایت، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  است و ابراهیم‌بن مهزیار این روایت را از امام‌زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  نقل می‌کند و اساساً روایت ناظر بر چندین سال پس از وفات امام حسن‌بن علی عسکری علیه السلام  است؛ اما نویسندۀ فرائد به‌کلی این ماجرا را پنهان می‌کند. یعنی وی هم اسم راوی را عوض می‌کند (ابراهیم‌بن مهزیار را علی‌بن مهزیار معرفی می‌کند) و هم اصل روایت را تحریف می‌کند و هم گویندۀ اصلی روایت را که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  هستند، به‌کلی از متن حذف می‌کند و درنهایت هم نتیجۀ خطا می‌گیرد. وی در شیوه استنتاج این روایت می‌نویسد:

و طبریّه که در این حدیث مذکور است شهری است مشهور از بلاد اراضی مقدّسه و قریب به عکّا است و او را دریاچه‌ای است معروف به بحیرۀ طبریّه و نهر اردن مشهور که در کتب مقدّسۀ تورات و انجیل کثیرالذکر است از این بحیره خیزد.[22]

حال‌آنکه فارغ از هرآنچه گفتیم، این روایت، از بنیاد، دربارۀ محل خروج از سمت دریاچه طبریه سخن نمی‌گوید! بلکه حاوی این معنا است که حضرت مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف  با نگاه ویژۀ الهی، آن‌چنان لشکر بزرگ و وسیعی خواهد داشت که سرشاخه‌های سپاه بزرگ مهدوی‌اش به کرانۀ دریاچه طبریه نیز برسد! لذا افزون بر تمامی تحریفات و اکاذیب نویسندۀ فرائد، اصل معنا نیز در خدمت باورهای بهائیان نیست.

پنجم. ندا از مکان قریب

نویسندۀ فرائد گوید:

در سورۀ ق می‌فرماید: “وَ اَستَمِع یَومَ یُنادِ المُنادِ مِن مَکانٍ قَریبٍ (41) یَومَ یَسمَعُونَ الصَّیحَةَ بِالحَقّ ذَلِکَ یَومُ الخَرُوُجِ (۴۲).”  یعنی گوش دار روزی را که منادی ندا خواهد فرمود از مکانی نزدیک (یعنی نزدیک به بلاد عربیّه که محلّ نزول همین آیۀ مبارکه است)، در روزی که می شنوند صیحه را به حقّ، آن روز است روز خروج و مفسّرین از اهل‌تسنّن و اهل‌تشیّع متّفقاً در تفسیر این آیه فرموده‌اند که ندای الهی از صخرۀ بیت‌المقدس بلند می‌شود یعنی از جبل کرمل که در تورات به جبل مقدّس و جبل بیت‌الله از آن تعبیر فرموده است.[23]

او ادعا دارد با توجه ‌به اینکه خداوند از برآمدن ندای صیحۀ روز رستاخیز در «مکانی نزدیک» خبر داده است، مفسران شیعه و سنی اجماع نظر دارند که منظور از این مکان نزدیک، همانا بیت‌المقدس است و با توجه ‌به اینکه بیت‌المقدس و عکّا هر دو در فلسطین هستند، پس منظور از صیحۀ رستاخیز همانا دعوت حسین‌علی بهاء و منظور از مکان قریب همانا عکّا است!

نقد و بررسی

نه مراد از صیحه در این آیه، برآمدن مهدی موعود است و نه مراد از مکان قریب، لزوماً بیت‌المقدس است و نه مفسران شیعه و سُنی بر معنایابی نویسندۀ فرائد، اجماع نظر دارند! تمامی گزاره‌های نویسندۀ فرائد، نادرست و ادعای اجماع مفسران، دروغ است.

آیات انتهایی سوره «ق»، درصدد توصیف روز محشر است؛ همان‌طورکه می‌فرماید:

وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ ﴿۴۱﴾ يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ ﴿۴۲﴾ إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي و َنُمِيتُ وَ إِلَيْنَا الْمَصِيرُ ﴿۴۳﴾ يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ ﴿۴۴﴾ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَ مَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵﴾

و روزى كه منادى از جايى نزديك ندا درمی‌دهد به گوش باش (۴۱) روزى كه بانگ را به حق می‌شنوند، آن، روز بيرون آمدن است (۴۲) ماييم كه خود زندگى می‌بخشیم و به مرگ می‌رسانیم و برگشت به‌سوی ماست (۴۳) روزى كه زمين به‌سرعت از اجساد آنان جدا و شكافته می‌شود، اين روز حشری است كه بر ما آسان خواهد بود (۴۴) ما به آنچه می‌گویند داناتريم و تو به‌زور وادارندۀ آنان نيستى، پس با قرآن هركه را از وعدۀ هراسناکم می‌ترسد، پند ده (۴۵).

مراد از «آمدن بانگ منادی از مکان نزدیک» در آیه ۴۱، یعنی پژواک بانگ رستاخیز، آن‌قدر مهیب و بزرگ است که اگرچه از سوی عرش اعلی الهی نواخته خواهد شد؛ اما هر جنبنده‌ای آن را احساس خواهد کرد و خواهد پنداشت که منبع این صدا در نزدیکی خود اوست و وی پیش از همۀ اهل محشر به منبع صدا نزدیک‌تر است و بیش از دیگران ترسیده است. همچنان که در تفسیر نمونه آمده است:

تعبير به «مَكانٍ قَرِيبٍ» اشاره به اين است كه اين صدا آن چنان در فضا پخش مى‌شود كه گويى بيخ گوش همه است و همه آن را يكسان از نزديك مى‌شنوند.[24]

فخر رازی می‌نویسد:

و قوله تعالى: مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ‌ إشارة إلى أن الصوت لا يخفى على أحد بل يستوي في استماعه كل أحد و على هذا فلايبعد حمل المنادي على اللّه تعالى إذ ليس المراد من المكان القريب نفس المكان بل ظهور النداء و هو من اللّه تعالى أقرب و هذا كما قال في هذه السورة وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ [ق: 16] و ليس ذلك بالمكان.

این سخن خداوند: «از مکانی نزدیک» اشاره به این دارد که ندای رستاخیز بر هیچ‌کس پنهان نخواهد ماند و همگان به حد برابر این بانگ را خواهند شنید؛ پس بعید نیست که منادی رستاخیز، خود خداوند باشد؛ پس مراد از مکان نزدیک، یک نقطه جغرافیایی نیست؛ بلکه محل ظهور بانگ الهی است که مراد را به خداوند نزدیک‌تر می‌کند؛ همانند این آیه شریفه که «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ»، پس اینجا نزدیکی از نظر مکانی نیست.[25]

لازم به بیان است که در یکی‌دو روایت، این آیات در معرض تفسیر باطنی قرار گرفته و بیان شده است که مراد دنیوی از آن، ظهور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف  و رویداد بزرگ، صیحۀ سماوی ــ یکی از نشانه‌های ظهور ــ خواهد بود. در آن روایات نیز اشاره‌ای به اینکه محل برآمدن بانگ، بیت‌المقدس است، وجود ندارد؛ بلکه طبق روایات دیگر در زمینۀ صیحۀ سماوی، محل برآمدن بانگ، شهر مکّه و کنارۀ کعبه خواهد بود.[26]

این نکته را نیز باید دانست که طبق برخی گفته‌ها، محل برآمدن بانگ روز رستاخیز، بیت‌المقدس عنوان شده است، اما اولاً. این صرفاً یک نظریه است و بنا بر تحقیق نگارنده، طبق مدارک معتبر و قابل‌اعتنا، اصلی‌ترین مروّج این دیدگاه، کعب‌الأحبار بوده است[27] و بر خلاف ادعای نویسندۀ فرائد به اجماع نمی‌رسد؛[28] ثانیاً. صاحبان این دیدگاه تأکید دارند که این بانگ، پس از رویداد قیامت و مُردن همگان و برچیده ‌شدن دنیا و متلاشی‌شدن استخوان‌ها و ذوب‌ شدن بدن‌ها در زمین، هنگام برپا شدن جهان آخرت رخ خواهد داد و هیچ ارتباطی به ظهور منجی ندارد.[29]

ششم. دو بانگ، یکی در مکه و دیگری در بیتالمقدس

عَنْ أَبَانِ‌بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُوعَبْدِاَللَّهِ علیه السلام : أَوَّلُ مَنْ يُبَايِعُ اَلْقَائِمَ عجل الله تعالی فرجه الشریف  جَبْرَئِيلُ يَنْزِلُ فِي صُورَةِ طَيْرٍ أَبْيَضَ فَيُبَايِعُهُ ثُمَّ يَضَعُ رِجْلاً عَلَى بَيْتِ‌اَللَّهِ اَلْحَرَامِ وَ رِجْلاً عَلَى بَيْتِ‌اَلْمَقْدِسِ ثُمَّ يُنَادِي بِصَوْتٍ طَلِقٍ تَسْمَعُهُ اَلْخَلاَئِقُ أَتى أَمْرُاَللّهِ فَلاتَسْتَعْجِلُوهُ.

ابان‌بن تغلب گويد: امام صادق علیه السلام  فرمود: نخستین كسى كه با قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف  بيعت كند جبرئيل است كه در صورت پرندۀ سپيدى درآيد و با او بيعت كند، سپس یک پاى خود را بر بيت‌اللّه الحرام نهد و پاى ديگر را بر بيت‌المقدس و سپس به آواز رسايى كه همۀ خلايق بشنوند چنين ندا كند: «أَتى‌ أَمْرُ اَللّهِ‌ فَلاتَسْتَعْجِلُوهُ» امر خدا آمد در آن شتاب نكنيد.[30]

نویسندۀ فرائد گوید:

 

و این حدیث به‌صراحت دلالت می‌نماید که موقع ارتفاع ندا این دو مقام مقدّس گردد و ندای آسمانی از این دو بیت رفیع، مسموع خلائق شود و جمیع بشارات و علامات تحقّق و وقوع یابد.[31]

نقدوبررسی

این حدیث که به سند صحیح در کتاب کمال‌الدین آمده، تصریح می‌کند که جبرئیل امین علیه السلام  هم‌زمان در دو جایگاه یعنی مکّه و قُدس، ندای ظهور قائم را خواهد داد و صیحۀ سماوی رخ خواهد داد. نه سُخنی از خروج قائم از عکّا یا شیراز است و نه این روایت به ادعای نویسندۀ فرائد نزدیک است، بلکه در متن طولانی‌تری از این حدیث که در کتاب دلائل‌الإمامه آمده، تصریح شده است که:

يَضَعُ إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى اَلْكَعْبَةِ وَ الأُخْرَى عَلَى بَيْتِ‌اَلْمَقْدِسِ، ثُمَّ يُنَادِي بِأَعْلَى صَوْتِهِ: أَتى أَمْرُ اَللّهِ فَلاتَسْتَعْجِلُوهُ. قَالَ: فَيَحْضُرُ اَلْقَائِمُ فَيُصَلِّي عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام  رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ يَنْصَرِفُ وَ حَوَالَيْهِ أَصْحَابُهُ وَ هُمْ ثَلاَثُمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ رَجُلاً… الخ.

جبرئیل علیه السلام  یک پا روی کعبه و پای دیگر روی بیت‌المقدس می‌نهد و با بالاترین صدا فریاد می‌دهد که: امر خداوند فروآمد پس در آن شتاب نکنید! سپس قائم آمده و ابتدا دو رکعت در کنار مقام ابراهیم نماز می‌گزارد و سپس برمی‌آید درحالی‌که یارانش که ۳۱۳ مرد هستند، اطرافش را گرفته‌اند.[32]

می‌بینیم که این روایت، صراحتاً محل ظهور مهدی موعود را کنار کعبه و بین رکن و مقام و همراه با ۳۱۳ یار وفادار توصیف می‌کند که با آنچه بر پیشوایان بهائی گذشت، همخوانی ندارد.

از طرفی ندای جبرئیل امین که صیحۀ آسمانی است، آن‌قدر مهیب و جهان‌گیر است که تمامی جهانیان، آن را هم‌زمان خواهند شنید و هرکس به زبان خود آن را درخواهد یافت؛ درحالی‌که از دوران حسین‌علی بهاء تا امروز، این آیین در جهان به‌اندازه‌ای که جلب‌توجه مختصری بکند نیز توفیق نیافته است!

هفتم. بشارت ابنعربی و شعرانی

نویسندۀ فرائد باور دارد که ابن‌عربی صوفی و عبدالوهاب شعرانی ــ عالم سُنی ــ عباراتی دارند که به آمدن حسین‌علی بهاء بشارت می‌دهد. طبق گزارش وی، آنان مهدی موعود را این‌چنین توصیف کرده‌اند:

هُوَ أَجلیَ الجِبهةِ أَقنِی الأَنفِ أَسعَدُ النّاسِ بِهِ أَهلُ الکُوفَةِ یقسِمُ المالَ بِالسَّوِیَّةِ وَ یَعدِلُ فِی الرَعیَّةِ یَأتیهِ الرَّجُلُ وَ یَقُولُ یَا مَهدِی اعطِنِی وَ بَینَ یَدَیِه المَالُ فیُحثی لَهُ فِی ثَوِبهِ مَا استَطَاع أَن یَحمِلَهُ. یَخرُجُ عَلَی فِترَة مِن الدّینِ یَزَعُ اللهُ بِهِ مَا لایَزَعُ بِالقُرآنِ یُمسِی الرَّجُلُ جَاهِلاً وَ جِبَاناً وَ بَخیلاً فَیُصبِحُ عَالِماً شُجَاعاً کَرِیماً ….. یَشهَدُ المُلحَملةَ العُظمَی مَأدَبَة اللهِ بِمَرجِ عَکّاءَ یُبیدُ الظُلمَ وَ أَهلَهُ یُقیمُ الدّینُ وَ یَنفُخُ الرُّوحَ فِی الاِسلامِ یُعِزُّ اللهُ بِهِ الاِسلامَ بَعدَ ذِلّهِ وَ یُحییهِ بَعدَ مَوتِهِ.

او پیشانی‌بلند و بینی‌کشیده است. کامرواترین مردم نسبت به او اهل کوفه هستند، مال را به برابری توزیع کند و با مردم به عدالت رفتار کند. درحالی‌که اموالی پیشاپیش اوست، مردی پیش می‌آید و می‌گوید: ای مهدی! به من عطا کن و مهدی آن‌قدر لباس او را از ثروت پر می‌کند که بتواند حمل کند. وی در دوران فترت دین برخواهد خاست و به دست او آن‌قدر امر الهی گسترش می‌یابد که به‌وسیلۀ قرآن آن اندازه گسترش نیافته بود. مردی را که نادان و ترسو و چشم‌تنگ است لمس می‌کند و او تبدیل به انسانی دانشمند و بی‌باک و گشاده‌دست می‌شود. … نبردی بزرگ در چراگاه عکّا را تجربه خواهد کرد که خوان نعمت الهی است. او ستم و اهلش را خواهد تارانید و دین را برپا خواهد نمود و در کالبد اسلام، روح خواهد دمید و خداوند به دست او اسلام را عزیز خواهد داشت پس از آنکه دچار خواری شد و آن را زنده خواهد داشت پس از آنکه دچار مُردگی شد.

نویسندۀ فرائد با ایجاد ارتباط میان این عبارت که: «نبردی بزرگ در چراگاه عکّا را تجربه خواهد کرد که خوان نعمت الهی است» و اینکه محل دفن حسین‌علی بهاء، شهر عکّا است، می‌نویسد:

این حدیث که جمیع بشارات آن در این ظهور اعظم وقوع یافت انسان بصیر منصف را کفایت می‌نماید و لکن شکّ نیست که هزاران آیت و بشارت، صاحبان قلوب مطبوعه را نفع نمی‌بخشد…[33]

نقد و بررسی

آنچه نویسندۀ فرائد آورده، عبارتی از ابن‌عربی است که وی برآیند روایات مربوط به حضرت مهدی در کتب اهل‌سنت را در قالب چند سطر، خلاصه کرده است؛ پس «حدیث» نامیدن نویسۀ ابن‌عربی صوفی، نادرست است؛ زیرا اصطلاح «حدیث» یعنی عمل، پذیرش یا سُخنی که منتسب به یکی از پیشوایان معصوم و به‌طور ویژه حضرت پیامبر خاتم و امامان پس از وی باشد.[34]

نویسندۀ فرائد همچنان به نقل تحریف‌شدۀ عبارات ادامه داده و فقط آن قسمت از غذا را که خوشش آمده، خورده است! ابن‌عربی پیش از ذکر عبارات فوق، توصیفات دقیق‌تری از مهدی موعود داده که نویسندۀ فرائد هیچ‌کدام را بازتاب نداده است:

اعلم ايدنا الله و اياك ان لله خليفة يخرج و قد امتلات الارض جوراً و ظلماً فيملؤها قسطاً و عدلاً لو لم‌يبق من الدنيا الا يومٌ واحد طوّل الله ذالك اليوم حتي يلي هذه الخليفة من عترة رسول الله صلی الله علیه و اله من ولد فاطمة، جده الحسن‌بن علي‌بن ابي‌طالب رضي الله عنه يواطي اسمه اسم رسول الله صلی الله علیه و اله يبايع الناس بين الركن و المقام يشبه رسول الله في الخلق بفتح الخاء و ينزل عنه في الخلق بضم الخاء لانه لايكون احدٌ مثل رسول الله صلی الله علیه و اله في اخلاقه و الله يقول فيه و انك لعلي خلق عظيم و هو اجلي الجبهة… الک.

بدان ـ خداوند ما و تو را کمک رساند ـ که برای خداوند جانشینی است که خواهد خروشید و زمینی را که از نامردی و ستم پر شده، از عدل و برابری، لبریز خواهد کرد؛ حتی اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقی‌مانده باشد، خداوند آن روز را آن‌قدر درازا خواهد بخشید که این‌چنین شود؛ این خلیفه از عترت نبوی است؛ از فرزندان فاطمه و جدّ او حَسن‌بن علی‌بن ابی‌طالب رضی‌الله‌ عنه است[35]. هم‌نام پیامبر خداست و بین رُکن و مقام با او بیعت خواهد شد؛ هم در آفرینش و هم در رفتار چونان رسول‌ خداست و گویی که خداوند در حق او نیز فرموده که: انك لعلی خُلق عظيم و چهره‌ای با پیشانی ‌بلند… الی آخره.

نویسندۀ فرائد هیچ‌کدام از این گزاره‌ها را ذکر نکرده است و سببش مشخص است. این عبارات حتی از دیدگاه تسنن، اشارۀ مستقیمی به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، دوازدهمین پیشوای شیعیان دارد.

در ادامه نیز ابن‌عربی تأکید دارد که حضرت مهدی چند معرکه و نبرد را تجربه خواهد کرد و ازجملۀ آن معرکه‌ها، نبرد قسطنطنیه و نبرد عکّا است:

يشهد يفتح المدينة الرومية بالتكبير في سبعين الفاً من المسلمين من ولد اسحق يشهد الملحمة العظمي مأدبة الله بمرج عكاء يبيد الظلم و اهله يقيم الدين.

او در نبرد منتهی به فتح شهر رُم (شهر کنستانتین = قسطنطنیه) همراه با هفتادهزار از مسلمانان که جملگی از فرزندان اسحاق نبی هستند، حضور خواهد داشت و در نبرد بزرگ چراگاه عکا که خوان نعمت خداوندی خواهد بود ـ برای حیوانات گوشت‌خوار دشت به سبب زیادی پیکرهای بی‌جان و دفن‌نشده – نیز حضور خواهد داشت و ستم و اهلش را نابود و دین را اقامه خواهد کرد.[36]

نویسندۀ فرائد، فتح قسطنطنیه را نیز عامدانه حذف کرده است؛ چراکه مقایسۀ فتح قسطنطنیه به دست مهدی موعود با آنچه بر سر علی‌محمد باب در تبریز و حسین‌علی بهاء در اسلامبول آمد، به مطایبه نزدیک‌تر است تا واقع. وی در ادامه می‌گوید:

ينزل عليه عيسی‌بن مريم بالمنارة البيضاء شرقی دمشق بين شهرودتين متكئا علی ملكين ملك عن يمينه و ملك عن يساره

آن‌هنگام، عیسی‌بن مریم (از آسمان) بر حضرت مهدی نزول می‌کند، در کنارۀ منارۀ درخشان در شرق دمشق بین دو شهروده و بر دو فرشته که در چپ و راست او هستند، تکیه‌کرده.

و در ادامه می‌گوید:

و في زمانه يقتل السفياني عند شجرة بغوطة دمشق و يخسف بجيشه في البيداء بين المدینه و مكة حتي لايبقي من الجيش الا رجل واحد من جهينة يستبيح هذا الجيش مدينة الرسول صلی الله علیه و آله و سلم  ثلاثة ايام ثم يرحل يطلب مكة فيخسف الله به في البيداء.

و در زمان او – مهدی موعود – سفیانی در کنار درختی در غوطۀ دمشق کشته خواهد شد و لشکریانش در سرزمین بیداء، بین مدینه و مکه، بلعیده خواهند شد و فقط یک نفر از ایشان باقی خواهد ماند؛ این لشکر خون (اهالی) مدینه را برای خود مباح دانسته و پس از سه روز که از مدینه عازم مکه شوند، در میانۀ راه در سرزمین بیداء خداوند ایشان را به زمین فرو می‌کشد.

هیچ‌کدام از این مفاهیم و مفاد را نویسندۀ فرائد بازتاب نداده است که علت آن بی‌ارتباط بودن مفاد این روایت با مطالب مدنظر آیین بهائیت است و این ناهماهنگی سبب شده تا نویسندۀ فرائد بار دیگر به شگرد تحریف، دست یازد.

نیاز به توضیح نیست که در دوران علی‌محمد باب و حسین‌علی بهاء، قسطنطنیه به دست بهائیان فتح نشد، بلکه آنان به دستور دستگاه قضای عثمانی، مجبور به ترک جنوب و مرکز حکومت عثمانی و مهاجرت به فلسطین و ازلیان نیز مجبور به مهاجرت به قبرس شدند. همچنین نزول عیسی‌بن مریم علیه السلام  از آسمان، و خروج سفیانی و شکست‌ خوردنش رخ نداد. رویداد بزرگ خسف بیداء و نبرد خونین در عکّا و پیروزی در آن هم اتفاق نیفتاد.

نتیجهگیری

می‌بینیم که مجموع دلایل ارائه شده به‌وسیلۀ نویسندۀ فرائد، با «تحریف الفاظ»، «تحریف معانی»، «ارائۀ گزاره‌های دروغین»، «دست بردن در روایات» و «عدم ارتباط میان ادعا با بیّنه» همراه بود، بااین‌حال وی پس از ارائه این مطالب می‌نویسد:

و خلاصة القول اگر نفسی که طالب هدایت باشد و نخواهد عمداً مجادلۀ به باطل نماید، در احادیث مرویّه و کتب مقدّسه سماویّه تأمّل کند، به‌صراحت دریابد که جمیع مبشّر است بر اینکه پس از غیبت شمس حقیقت در مدّت هزار سال ثانیاً آن نجم سعادت از بلاد شرق طلوع فرماید و ندای مهدی موعود از مکّۀ معظّمه بلند شود و ندای ظهور ثانی از اراضی مقدّسه یعنی صخرۀ بیت‌المقدس ارتفاع یابد و برحسب این بشارات ولادت این دو ظهور اعظم در ایران وقوع یافت و ندای نقطۀ اولی عزّ اسمه الاعلی از مکّه معظّمه ارتفاع یافت و چون مقرّ جمال اقدس ابهی مدینۀ منوّرۀ عکّا شد، ندای ظهور ثانی از اراضی مقدّسه مسموع اهل عالم گشت. ادعایی که تشخیص میزان درستی آن بر عهدۀ مخاطبان نکته‌دان و هوشیار است.

منابع

 

إثبات الهداة بالنصوص و المعجرات؛ عاملی، شیخ حر؛ مؤسسة الأعلمی، لبنان، بیروت.

اصول الحدیث و احکامه؛ سبحانی تبریزی، جعفر؛ انتشارات امام صادق، ایران، قم.

تفسیر ماوردی؛ ابوالحسن بغدادی بصری، محمدبن محمد؛ دارالکتب العلمیه، لبنان، بیروت.

تفسیر نمونه؛ مکارم شیرازی، ناصر؛ دارالکتب الاسلامیه، 1437 خورشیدی، ایران، تهران.

دلائل الامامه، طبری شیعی، محمدبن جریر؛ انتشارات بعثت؛ ایران، قم.

صحیح ابن‌حبان، محمدبن حبان، دارمی بُستی؛ مؤسسة الرسالة ، 1414 ق، لبنان، بيروت.

غیبت؛ طوسی، محمدبن الحسن؛ دارالمعارف الإسلامية، ایران، قم.

غیبت؛ نعمانی، ابن‌ابی‌زینب؛ نشر صدوق، 1397 ق، ایران، تهران.

الفتوحات المکیه؛ ابن‌عربی، محی‌الدین؛ مؤسسة آل‌البیت علیهم السلام  لإحیاء التراث.

کمال‌الدین و تمام‌النعمه؛ شیخ صدوق، محمدبن علی‌بن بابویه قمی؛ اسلامیه، ایران، تهران.

كشف‌الغمة في معرفةالائمة؛ اربلی، علی‌بن عیسی؛ دارالأضواء، لبنان، بیروت.

مرآةالعقول؛ مجلسی، محمد باقر؛ دارالکتب الإسلامية، لبنان، بیروت.

المعجم الموضوعي لأحاديث الإمام المهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛ کورانی عاملی، علی؛ دارالمعروف، 1436 ق، ایران.

مفاتیح الغیب؛ فخرالدین رازی، ابوعبدالله؛ دار إحياء التراث‌العربvي، لبنان، بيروت.

[1]. فرائد؛ ص 59.

 

[2]. غیبت؛ طوسی؛ ص 476.

 

[3]. همان؛ ص 453

 

[4]. اثبات الهداة؛ ج۵، ص ۱۸۲.

 

[5]. غیبت، طوسی، ص454.

 

[6]. كشف الغمة؛ اربلی؛ ج 3، ص 261.

 

[7]. صحیح ابن‌حبان؛ باب ذكر الموضع الذي يبايع فيه المهدي.

 

[8]. مرآةالعقول؛ مجلسی؛ ج 25، ص 138 – 151.

 

[9]. فرائد؛ ص60

 

[10]. مرآةالعقول؛ مجلسی؛ ج 25، ص 138.

 

[11]. همان؛ ص 149.

 

[12]. همان؛ ص 150.

 

[13]. فرائد؛ ص 60.

 

[14]. غیبت نعمانی؛ ص 304.

 

[15].  المعجم الموضوعي لأحاديث الإمام المهدي، علی کورانی، ص 492.

 

[16]. کمال الدین، ج 2، ص 525.

 

[17]. كمال الدين؛  ج ۲ ص ۵۲۵. مختصرالبصائر  ج ۱ ص ۱۲۵.

 

[18]. غیبت نعمانی؛ ص 279.

 

[19]. همان.

 

[20]. کمال الدین؛ ص 445.

 

[21]. فرائد؛ ص 62.

 

[22]. فرائد؛ ص 63.

 

[23]. فرائد؛ ص 63.

 

[24]. تفسیر نمونه؛ ج 22، ص 297.

 

[25]. مفاتیح الغیب؛ ج 28، ص 154.

 

[26]. كشف‌الغمة؛ اربلی، ج ۲، ص ۵۳۴.

 

[27]. ر.ک: تفسیر ماوردی، تفسیر بغوی و … .

 

[28]. آن‌هایی که مکان‌یابی کرده‌اند، دمشق، اطراف دمشق، رمله، بیت‌المقدس، مصر و فلسطین را حدس زده‌اند. تفسیر بغوی: فَقَالَ عَبْدُاللَّهِ‌بْنُ سَلَامٍ: هِيَ دِمَشْقٌ وَهُوَ قَوْلُ سَعِيدِبْنِ الْمُسَيَّبِ وَ مُقَاتِلٍ وَ قَالَ الضَّحَّاكُ: غُوطَةُ دِمَشْقَ وَ قَالَ أَبُوهُرَيْرَةَ: هِيَ الرَّمَلَةُ. وَ قَالَ عَطَاءٌ عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ: هِيَ بَيْتُ‌الْمَقْدِسِ وَه ُوَ قَوْلُ قَتَادَةَ وَ كَعْبٍ وَ قَالَ كَعْبٌ: هِيَ أَقْرَبُ الْأَرْضِ إِلَى السَّمَاءِ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا. وَ قَالَ ابْنُ‌زَيْدٍ: هِيَ مِصْرُ وَ قَالَ السُّدِّيُّ: أَرْضُ فلسطين.

 

[29]. تفسیر ماوردی: قال قتادة: كنا نحدث أنه ينادي من بيت‌المقدس من الصخرة و هي أوسط الأرض: يا أيتها العظام البالية قومي لفصل القضاء و ما أعد من الجزاء. ج 5، ص 358.

 

[30]. کمال‌الدین؛ ص 671.

 

[31]. فرائد؛ ص 64.

 

[32]. دلائل الإمامه؛ ص 472.

 

[33]. فرائد؛ ص 61.

 

[34]. اصول الحدیث و احکامه؛ ص 19.

 

[35].. به‌اعتقاد بعضی از سنیان، حضرت مهدی از نسل امام حسن؟ع؟ است.

 

[36]. الفتوحات المکیه؛ ج3، ص 327.

 

  • مـرابطه با امام

    نیمه شعبان زادروز منجی جهانیان بر همه خلق‌های منتظر موعود و  بر مستضعفان و محرومان و مظلوم…
  • سخن سردبیر

    ماه‌ها و سال‌ها در حافظۀ جمعی ملت‌ها، تنها با گذر زمان معنا نمی‌یابند، بلکه با رخدادهایی ک…
  • English Translate of Abstracts of Farsi Articles in Quarterly No. 35

    A Witness in Acre: A Review of the Memoirs of Anwar Wadud and His Book Abdul-Hussein Fakha…
بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
  • مـرابطه با امام

    نیمه شعبان زادروز منجی جهانیان بر همه خلق‌های منتظر موعود و  بر مستضعفان و محرومان و مظلوم…
  • سخن سردبیر

    ماه‌ها و سال‌ها در حافظۀ جمعی ملت‌ها، تنها با گذر زمان معنا نمی‌یابند، بلکه با رخدادهایی ک…
  • English Translate of Abstracts of Farsi Articles in Quarterly No. 35

    A Witness in Acre: A Review of the Memoirs of Anwar Wadud and His Book Abdul-Hussein Fakha…
بارگذاری توسط سردبیر
بارگذاری در پژوهش

دیدگاهتان را بنویسید

بررسی

مـرابطه با امام

نیمه شعبان زادروز منجی جهانیان بر همه خلق‌های منتظر موعود و  بر مستضعفان و محرومان و مظلوم…