بسم الله الرحمان الرحیم
حضرت آیت الله آقای حاج سیدمحمدجواد علوی بروجردی، دامت برکاته
با تقدیم سلام و تحیت و مسألت سلامت برای حضرتعالی
اخیراً ویدئویی در فضای مجازی از سخنان حضرتعالی پخش شد که باعث دلگرمی فعالان حوزه نقد بهائیت گردید. در این بیانات حضرت مستطاب عالی با استناد به عملکرد اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین، بهویژه امیرمؤمنان در برخورد با خوارج و حتی قاتل خویش ابنملجم ملعون، اشاره فرمودید که در مکتب اسلام و آیین به حق تشیع، رعایت حقوق همۀ انسانها در تمام شرایط لازم است و البته این به معنای حمایت از یک فرقۀ ضاله یا ترویج آن نیست. همچنین اشاره فرمودید که داشتن حقوق اجتماعی اشخاصی که به گروهها و فرقههای انحرافی مانند بهائیت وابستهاند، به معنای حقانیت یا الاهی بودن باور آنان نیست.
همانطور که مستحضرید، تشکیلات بهائی در طول سالیان قبل، با بزرگنمایی برخی تضییقات صورتگرفته علیه بهائیان ـ که البته برخی برحق بوده و ممکن است در برخی موارد با اشتباهاتی صورت پذیرفته باشد ـ با مخلوط کردن دو بحث مظلومیت و حقانیت، این گفتمان را در جامعه تبلیغ کرده که مظلومیت ما دلیل بر حقانیت ما است. اشارات روشنگر حضرتعالی از آن جهت اهمیت دارد که با تفکیک این دو ساحت، در جهت خنثی نمودن این شیوه تبلیغی حرکت کرده و درعینحال با اتکا بر اصول مذهب، با هرگونه تضییع حقوق دیگران ــ هرچند که مطلقاً بر باطل باشند ــ مخالفت نموده است. گسترش چنین رویکردی میتواند باب گفتوگو با پیروان این فرقه را بگشاید و مشکلات ذهنی آنان در پذیرش مذهب حقه را تسهیل کند، چراکه وقتی کسی معتقد شد که باوری برحق، مانند مکتب تشیع، به شکل سیستماتیک درجهت تضییع حقوق اجتماعی باورهای دیگر حرکت میکند و گاهی بهعینه آن را درمورد خویش مشاهده کرد، پذیرش باور حق برایش مشکل میشود، چراکه بین او و این باور، کدورتی غیرضروری پدید آمده است. درصورتیکه اگر این رویه اصلاح شود، بسیاری از گرههای ذهنی بهائیان و برخی فریبخوردگان تشکیلات بهائی باز میشود و آنگاه میتوان در ساحت حقانیت با آنان گفتوگو نمود و با طرح تناقضات پرشمار این آیین، دستساز بشر بودن آن را به پیروانش فهماند.
ما در مؤسسه بهائیپژوهی با تجربهای طولانی در تقابل فرهنگی با این فرقه، با رویکرد دفاع از مکتب تشیع و وجود نازنین حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، به تبعیت از مراجع عظام تقلید معتقدیم که تقابل علمی و فرهنگی با بهائیت، وظیفۀ فرهنگی و دینی تمام کسانی است که توانایی انجام آن را دارند، اما در این مسیر، رعایت اخلاق دینی، رعایت حقوق طرف مقابل و به کار بردن دو سلاح «علم» و «حلم» امری لازم است. ما فکر میکنیم که هدف مقدس صیانت از باور شیعیان و گشودن آفاق معرفتی برای بهائیان و یا مبتدیان، وسیله را توجیه نمیکند و هرجا که ناروایی بر بهائیان رفته است، آنچنان که حضرتعالی نیز اشاره فرمودید، لازم است که به شکل مقتضی جبران شود و تقابل با ترویج باور بهائی، باید به شکل فرهنگی و فکری ادامه یابد.
درعینحال این بدان معنا نیست که در مواردی که جرایمی از سوی بهائیان توسط نهادهای قانونی یا امنیتی کشف شود، مطابق با قانون شرع، برخورد لازم صورت نپذیرد، بلکه از این بابت، نباید تفاوتی میان بهائی و مسلمان وجود داشته باشد. همچنین معتقدیم که هرجا نهادهای امنیتی با توجه به برخی اتهامات اثباتشده به بهائیان، آنان را مطابق قوانین و نه بیش از آن، تنبیه کنند، کار خوبی انجام شده که مستلزم تقدیر و تشکر است.
در پایان بار دیگر ضمن تشکر از این اظهارات روشنگر و راهگشای مرجعیت عالیقدر، برای حضرتعالی طول عمر با عزت و دوام توفیقات را از خداوند متعال مسألت مینماییم.
با تقدیم احترام
تحریریه فصلنامه بهائیشناسی
