صفحه اصلی روی خط خبر برای بهائیان «عزیز»!

برای بهائیان «عزیز»!

4 خواندن ثانیه
0
0
9

پس از حدود ۳۷ سال از جنگ تحمیلی، بار دیگر کشور مورد حمله نظامی سخت و بی‌رحمانه قرار گرفت و اغلب شهرهای ایران شاهد بمباران و هجوم نظامی پهبادها و عناصر نفوذی در داخل بود، به‌طوری‌که تلفات و خسارات تهاجمی چندروزه، با بمباران و موشکباران حزب بعث طی سال‌های متعدد قابل مقایسه است. بیش از هزار کشته و ده‌ها هزار مجروح و بی‌خانمان در کشور نتیجۀ هجوم ددمنشانه صهیونیست‌ها بود. مردم ایران از نزدیک صفت کودک‌کشی صهیونیست‌ها را بارها تجربه کردند و تا مدت‌ها حجله‌ها و پلاکاردها در خیابان‌های شهر با تصاویر غیرنظامیان شهید، چهره‌ای غمبار گرفت، اما در بحبوحۀ جنگ ۱۲ روزه صهیونیسم علیه ایران، اذهان عمومی رنجور از اخبار و شایعات، بارها اخباری مبنی بر ارتباط بهائیان با این وقایع شنیدند. این موضوع باعث ایجاد تنش‌های متعدد در فضای مجازی و رسانه‌ای شد و سؤال اصلی که برای هر ناظر بی‌طرفی مطرح می‌شد، این بود که آیا بهائیان از مقصران شرایط کنونی هستند یا قربانیان آن؟

از یک سو، بسیاری از ایرانیان که با برخی بهائیان از نزدیک در ارتباط بوده‌اند، می‌پرسند مگر ممکن است پیرزنی بهائی در روستاهای دورافتاده که سال‌ها حتی خبری از نزدیک‌ترین شهر خود ندارد، تهدیدی علیه امنیت ملی باشد؟ شاید بهترین نمونه از این گروه، کارشناسی بود که در آنتن زنده شبکۀ خبر بهائیان را با پسوند «عزیز» نام برد و آنان را گروه بی‌طرف جامعه معرفی کرد.

از سوی دیگر، بسیاری از فعالان فضای مجازی با بازنشر اخبار، توییت‌ها و استوری‌های برخی از چهره‌های مشهور بهائی، آن‌ها را به حمایت از دشمن کودک‌کش صهیونیست و دشمنی دیرینه با سرزمین ایران متهم کردند و اعلام دستگیری ده‌ها بهائی به جرم همکاری با صهیونیست‌ها که مهم‌ترین آن‌ها کشف کارگاه ساخت پهباد در املاک متعلق به بهائیان در چند نقطه، ازجمله استان اصفهان بود، موضع این گروه را تا اندازه زیادی تقویت کرد، تا جایی که کاربری در فضای مجازی نوشت: «حکایت دشمنی با بهائیان حکایت آن مردی است که پیش قاضی دست تظلم دراز کرد که من از همسایگان خود شکایت دارم، چون این مردم قدرنشناس به من تهمت دزدی می‌زنند و اموال دزدی هم اتفاقاً در منزل من پیدا می‌شود.»

برای تحلیل بهتر ماجرا لازم است ابتدا به پیشینه پیدایش و تشکیل بهائیت و صهیونیسم و ارتباط این دو گروه باهم پرداخته شود که بارها در شماره‌های مختلف فصلنامه به آن پرداخته شده است، اما اگر بخواهیم با فرض حذف تمام پیشینه‌ها به این موضوع بنگریم باید فقط به شواهد روز توجه کنیم.

به‌عنوان مثال از «ایمان مطلق آرانی» که خود را یکی از اعضای کمیته صیانت تشکیلات در زمان حضورش در ایران معرفی کرده است، ده‌ها و شاید صدها پیام در فضای مجازی موجود است که به طرق مختلف منافع صهیونیست را تأیید کرده است. نظیر همین رویکرد را در فعالیت‌های بسیاری از بهائیان سرشناس مانند عرفان ثابتی، لوا حقانی، مریم معمار صادقی، مهرداد مهرجو، بشری دستورنژاد و… داشته‌اند که البته وجه اشتراک همه این اسامی حضور فعال این افراد در تشکیلات بهائیت خارج از ایران است.

اگر این موارد را اظهارنظرهای شخصی چند بهائی رانده از وطن بدانیم که در واکنش به محدویت‌های ایجادشده برای خود، دست به چنین رفتاری زده‌اند، آیا می‌توان گفت با توجه به ممنوعیت فعالیت سیاسی در بهائیت افراد یک خطای شخصی مرتکب شده‌اند؟

پاسخ این سؤال را با مراجعه به صفحات و کانال‌های مجازی رسمی یا شناخته‌شدۀ تشکیلات باید جست. به‌عنوان مثال کانال‌های آشنایی با آیین بهائی و پرسش و پاسخ، پیام‌های بیت‌العدل، مؤسسه توانا و… هم پیام‌هایی با رویکردی ایران‌ستیزانه داشته‌اند که نمی‌توان تمام این پیام‌ها را نظر شخصی ادمین‌ها دانست.

به‌راستی اگر بهائیان ایران همگی جاسوس موساد و سیا هستند، چرا باید این ذهینت توسط بهائیان سرشناس و پایگاه‌های رسمی تشکیلات در ذهن مردم و حاکمان ایران تقویت شود؟ اگر بنا نیست این ذهنیت در جامعه ایجاد شود، چرا باید شاهد چنین رفتاری از توسط تشکیلات شویم؟

روشن است که هم مردم و هم حاکمیت به‌مرور مرز روشنی بین بهائیان ساکن ایران که سال‌ها در این کشور زیسته‌اند و تشکیلات بهائی که از حیفا و شیکاگو مدیریت می‌شود ترسیم کرده‌اند و یک بهائی آن زمان مجرم است که به‌عنوان یک عضو معتقد و ملتزم به دستورات بیت‌العدل رفتار کند. اینجاست که تضاد منافع تشکیلات و افراد بهائی باعث چنین اقدامانی می‌شود. یعنی واضح است که تحریک جامعه ایرانی برای تقابل با بهائیان ساکن ایران بخشی از یک پازل برنامه‌ریزی شده است تا با ایجاد یک دوراهی خطرناک، وضعیت باخت باخت را برای جامعه ایرانی فراهم کنند. یعنی اگر در واکنش به چنین مواضعی، نظام و مردم ایران هر نوع تخاصمی با بهائیان ساکن ایران داشته باشند، این تشکیلات است که برای «خانه اسناد حقوق بشر ایران»، که قبلاً به‌وسیلۀ یک بهائی صهیونیست سرشناس به نام «پیام اخوان» تأسیس شده، خوراک رسانه‌ای و محتوایی ایجاد کرده است. در ادامه هم این بنیاد با ارائه اسناد این نقض حقوق بشر به نهادهای بین المللی، می‌تواند تحریم‌های جدیدی را علیه مردم ایران وضع کند.

اگر هم از ترس تحریم‌ها اقدامی نشود یا به رسم مدارا اقدامات خفیفی انجام گیرد که باز راه برای فعال شدن چند مزدور وطن‌فروش در بین هزاران بهائی باز خواهد شد و امکان خوش‌خدمتی جدید برای صهیونیست فراهم خواهد شد. درنهایت آنچه که ارزشی برای تشکیلات ندارد وحدت عالم انسانی و تحری حقیقت است که به شدیدترین شکل ممکن با اطلاع‌رسانی مقابله می‌شود و چنین اطلاع‌رسانی‌هایی بایکوت خواهد شد.

در مجموع، در پاسخ به سؤال اولیه باید گفت بهائیان ایران اغلب خود گروگان تشکیلات بهائی خارج از کشور هستند که عمدتاً ناخواسته یا به اجبار برای بقا در جامعه بهائی و تداوم عضویت خود در این تشکیلات یا حتی برای رسیدن به اهداف متوهمانه بیت‌العدل با تشکیلات بهائی همکاری می‌کنند و بیشتر اوقات بدون آگاهی لازم در خدمت اهداف شوم حیفانشینان قرار گرفته و قربانی تقابل با مردم و دولت ایران می‌شوند.

با مرکز اسناد حقوق بشرایران آشنا شویم:

مرکز اسناد حقوق بشر ایران، که در سال ۲۰۰۴ توسط پیام اخوان حقوق‌دادن بهائی صهیونیست شناخته‌شده  به همراه رؤیا حکاکیان و رامین احمدی تأسیس شد، یک سازمان مستقر در نیوهیتون، کنتیکت آمریکا است که با هدف جمع‌آوری اسناد و مدارک نقض حقوق بشر در ایران فعالیت می‌کند. پیام اخوان، وکیل و استاد دانشگاه مک‌گیل در مونترال، از پایه‌گذاران این مرکز است و نقش کلیدی در رهبری و هدایت آن دارد.

اهداف و فعالیت‌های اعلام‌شدۀ این مرکز به شرح زیر است:

ــ گردآوری گزارش جامع و مستند از وضعیت حقوق بشر در ایران، به‌ویژه از انقلاب ۱۳۵۷ به بعد و تعیین مسئولیت ناقضان حقوق بشر.

ــ ایجاد آرشیوی قابل‌دسترسی برای عموم، پژوهشگران و آموزگاران به‌منظور استفادۀ آموزشی و تحقیقاتی.

ــ ارتقاء مسئولیت‌پذیری، احترام به حقوق بشر و حاکمیت قانون در ایران.

ــ تشویق به گفت‌وگوی آگاهانه دربارۀ وضعیت حقوق بشر در ایران، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن.

نقش پیام اخوان

پیام اخوان، که خود از خانواده‌ای بهائی و مهاجر به کانادا است، سابقه فعالیت حقوقی بین‌المللی دارد و اولین دادستان سابق دادگاه جنایات جنگی سازمان ملل در یوگسلاوی و روآندا بوده است که اغلب این دادگاه‌ها با وجود گزارش‌های وحشتناک از نسل‌کشی، درنهایت با رأی‌هایی سبک به کار خود خاتمه دادند. با نگاهی به سوابق حقوقی وی، هرجا که پیام اخوان نقشی داشته است رأی حاصله به ضرر مسلمانان سنگینی کرده است.

منابع مالی و حمایتها

طبق اسناد موجود در سایت رسمی مرکز اسناد حقوق بشر ایران، این نهاد با بودجه اولیه یک میلیون دلاری از سوی وزارت خارجه آمریکا تأسیس شد و این بودجه درست سه سال پس از فارغ‌التحصیلی پیام اخوان از دانشگاه به وی اعطا شد که نشان‌دهندۀ اعتماد دولت امریکا به اوست و پس از آن نیز سالانه نیم میلیون دلار از دولت آمریکا دریافت کرده است. پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در ایران، دولت کانادا نیز به این مرکز کمک مالی کرده است.

به‌جز اخوان دو شخصیت بهائی دیگر به نام‌های رؤیا حکاکیان و رامین احمدی با وی در تأسیس این نهاد همکاری داشته‌اند که درمورد بهائی بودن ایشان می‌توان گفت:

دربارۀ رؤیا حکاکیان، منابع رسمی و معتبر اشاره‌ای به یهودی‌الاصل بودن او دارند و هیچ اشاره مستقیمی به بهائی بودنش نشده است، اگرچه در برخی منابع غیررسمی و شبکه‌های اجتماعی، ازجمله توییت‌ها، او به‌عنوان بهائی معرفی شده است و خانواده وی را از بهائیان یهودی‌الاصل ایران معرفی می‌کنند.

دربارۀ رامین احمدی، در منابع خبری مرتبط با جامعه بهائی ایران، او به‌عنوان یکی از مسئولان یا نمایندگان جامعه بهائی ایران معرفی شده است و خود او نیز در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها به بهائی بودن خود اشاره کرده است.

(https://isdmovement.com /2025/0625/061925/061925-Dr.Ramin-Ahmadi-Any-peace-should-be-with-Iranian-people.htm)

این موضوع را منابع مرتبط با جامعه بهائی ایران تأیید کرده و قابل استنادتر است.

برای جمع‌بندی بررسی مرکز اسناد حقوق بشری ایران می‌توان چنین گفت که اصولاً از مرکزی که توسط دو بهائی قطعی و یک بهائی یهودی تأسیس شده و بودجۀ آن از وزارت خارجه امریکا تأمین می‌شود، انتظاری جز سیاسی‌کاری برعلیه حکومت فعلی ایران نباید داشت و توقع بی‌طرفی آن نهاد در مجامع بین‌المللی مانند توقع محاکمه عادلانه جرایم رژیم صهیونیستی در دادگاه‌های اسرائیل به‌خاطر نسل‌کشی در غزه است.

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط سردبیر
بارگذاری در روی خط خبر

دیدگاهتان را بنویسید

بررسی

English Translate of Abstracts of Farsi Articles in Quarterly No. 34

Deviation of S‌tandards in the Book Divinity and Manifes‌tation  Part 2: Value Assessment …