در آخرین روزهای تنظیم فصلنامه، دو اتفاق ناگوار رخ داد. یکی فاجعۀ دردناک انفجار در بندر شهید رجایی در بندرعباس در حدود ظهر روز 6 اردیبهشت 1404، باعث فوت و جراحت و آسیب به تعداد قابل توجهی از هموطنان عزیزمان شد. این اتفاق ناگوار را خدمت تمامی ایرانیان عزیز و گرامی و آسیب دیدگان از آن واقعه تسلیت عرض میکنیم و امیدواریم خداوند متعال به لطف و کرم خود آن را جبران نماید.
اتفاق دیگر، فوت پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیکها به عنوان بزرگ ترین جمعیت دینی جهان، بود که آن نیز بسیاری را در سراسر جهان سوگوار کرد. گروه تحریریۀ فصلنامه نیز فقدان این شخصیت صلح طلب جهان را به عموم فرهیختگان معتقد به گفتگو و تعامل تسلیت میگوید.
موج همدردی جهانی
انفجار دردناک در بندرعباس، بار دیگر زنجیرۀ همبستگی انسانی را در سراسر جهان به نمایش گذاشت. کشورها، سازمانهای بینالمللی و شخصیتهای سیاسی و مذهبی از اقصی نقاط جهان با ارسال پیامهای تسلیت، غم و همدردی خود را با مردم ایران ابراز کردند. این واکنشها نشان میدهد که فراتر از مرزهای جغرافیایی و اختلافات سیاسی، «انسانیّت» میتواند محور اتحاد باشد.
از سازمان ملل متحد تا کشورهای اروپایی، عربی و آسیایی، همگی از مردم ایران حمایت معنوی خود را بیان داشتند. این همبستگی جهانی یادآور این واقعیت است که درد و رنج هیچ ملتی بیپاسخ نمیماند، چرا که «ما همه انسانیم».
به همین شکل، پس از درگذشت پاپ:
رهبران مسلمان (از ایران و عربستان تا الازهر و نجف) پیامهای تسلیت فرستادند.
کشورهای غربی و شرقی، بدون توجه به تفاوتهای دینی و فرهنگی، پاپ را گرامی داشتند.
حتی برخی گروههای کمتر شناختهشده نیز واکنش نشان دادند.
سکوت غیرمنتظرۀ بهائیان: استاندارد دوگانه در مواجهه با تراژدیهای انسانی
اما در میان این امواج همدردی، سکوت گروه بهائیان چشمگیر بود. با وجود ادعاهای مکرر این گروه درباره تعهد به «وحدت عالم انسانی» و «رفع تبعیض»، هیچ واکنش رسمی یا پیام تسلیتی از سوی تشکیلات بهائی نسبت به این حادثه منتشر نشد. این در حالی است که اگر یک فرد بهائی در هر نقطه از جهان قربانی خشونت شود، رسانههای وابسته به این تشکیلات بلافاصله آن را به عنوان نماد «آزار و اذیت بهائیان» برجسته میکنند.
برای مثال، در مواردی مانند کشته شدن عطاءالله رضوانی (یکی از بهائیان ساکن بندرعباس) به ضرب گلوله فردی ناشناس در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۹۲، شبکههای بهائی با تمرکز گسترده، آن را به عنوان مصداق ظلم علیه جامعه خود معرفی میکنند. حتی هنوز نیز پس از گذشتن 12 سال، همچنان اخبار آن را منتشر میکنند. اما وقتی شهروندان غیربهائی ایران قربانی حادثهای میشوند، گویا این تراژدی در چارچوب «انسانیت» مورد نظر آنان جای نمیگیرد!
در همین راستا، بنا بر بررسی منابع رسمی و رسانههای وابسته به تشکیلات بهائی، هیچ پیام تسلیت یا واکنش رسمی هم از سوی این گروه در پی درگذشت پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیکهای جهان، مشاهده نشد. این در حالی است که مرگ پاپ، به عنوان یک شخصیت جهانی که نماد گفتوگوی ادیان و صلح بود ــ توسط بسیاری از کشورها، رهبران مذهبی و سازمانهای بینالمللی با پیامهای همدردی همراه شد.

تضاد آشکار با شعارهای بهائیان
بهائیان همواره بر شعارهایی مانند «اتحاد عالم انسانی» و «رفع تبعیض دینی» تأکید دارند، اما سکوت آنان در قبال درگذشت چهرهای مانند پاپ ــ که حتی با رهبران بهائی نیز دیدار داشت ــ نشاندهنده رویکرد گزینشی آنان به «همبستگی انسانی» است. این رفتار، پرسشهایی جدی درباره راستی آزمایی ادعاهای آنان ایجاد میکند:
آیا «انسانیت» در نگاه بهائیان تنها شامل اعضای خودشان میشود؟ با فرض این که بهائیان در اکثریت یک کشور یا در منطقهای قرار بگیرند، آیا منافع و ارزشهای سایر مردم برای آنها اهمیت خواهد داشت؟
چرا مرگ یک غیربهائی، حتی اگر بزرگترین شخصیت مسیحیت باشد، ارزش تسلیت گفتن ندارد؟ به یاد داشته باشیم که تشکیلات بهائی برای یک صدمین سال مرگ عبدالبهاء از بسیاری از شخصیتهای جهانی طلب پیامهای همبستگی نموده و موفق شد با همین مظلومنمایی از برخی از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی پیامهایی را دریافت نموده و منتشر سازد.
این تضاد آنچنان برای عموم مردم و حتی بهائیان روشن بوده است که بارهادر شرایط مشابه از قبیل جنگ و سایر حوادث خونبار این چنینی با سردگمی از بیت العدل درخواست شفاف سازی نمودهاند تا در نهایت منجر به واکنش بیت العدل در پیام 24 می 2024 شد و صورت سوال را از زبان بهاییان جهان به این گونه مطرح نمود که: “… در منازعاتی نسبتاً ناشناخته ولی به همان اندازه موحش برای اجتماع بشری چه نوع واکنشی میتواند پاسخی کافی در قبال چنین نابودی جان انسانها باشد؟” و پس از مقدمات و تعارفات فراوان و ذکر بی مورد اصل عدم مداخله در سیاست این چنین پاسخ میدهد که: ” حل اختلافات ریشه دار در جامعه نیاز به صبر و شکیبایی دارد تا با بهکار گرفتن اصول اخلاقی و روحانی تغییر و تحولی عمیق در اجتماع حاصل گردد. این کار نیازمند تلاشی پایدار و فداکارانه است. نقشه نه ساله که عالم بهائی اکنون به اجرای آن مشغول است به منظور پاسخ به این نیاز طراحی شده است. بیتالعدل اعظم در پیام رضوان امسال در مورد اجرای این نقشه میفرمایند که وسیله ای است که از طریق آن، در هر اجتماع فرایندهایی بلندمدت و سازنده که طی نسلها بسط و توسعه خواهد یافت به حرکت در میآید.”
معنی عبارات فوق آن است که بهائیان بهجای واکنش طبیعی و ابراز همدلی و تسلیت به جامعه باید تلاش کنند تا زودتر همه مردم بهایی شوند و با قرار گرفتن سایرین در داخل تشکیلات بهایی دیگران به “خودیهای بهائی ” تبدیل خواهند شد و در نتیجه امکان تسلیت و همدردی به وجود میآید. و الا هیچ ارتباط دیگری بین نقشه 9 ساله که برای بهایی سازی جوامع بشری ابلاغ شده و یک پیام تسلیت ساده از سوی بهائیان در موارد مشابه وجود نخواهد داشت.

نتیجهگیری: معیار دوگانه در ابراز همدردی
سکوت بهائیان در این مورد (و موارد مشابه مانند انفجار بندرعباس) نشان میدهد که «همبستگی» در گفتمان رسمی بهائیان، بیشتر یک ابزار تبلیغاتی است تا یک باور اصیل. آنان در این گفتمان فقط توقع دارند تا سایر شخصیتها و نهادها از کل جهان برای منافع بهائیت دلسوزی نموده و با آنان ابراز همبستگی نمایند اما هیچ وظیفۀ متقابلی برای خود تعریف نمیکنند. هرچند انسانیت واقعی فراتر از مرزهای فرقهای است، اما به نظر میرسد تشکیلات بهائی تنها در مواردی که به نفع تصویرسازی عمومی آنان باشد، «همدردی» را برجسته میکند.
پرسش نهایی: اگر بهائیان واقعاً به «وحدت بشری» معتقدند، چرا در غم دیگران ــ حتی نمادهای صلح مانند پاپ ــ سکوت میکنند؟
