سرویس خبری جامعۀ بهائی در 6 فروردین ۱۴۰۴ خبری را پیرامون مشارکت مدیران جامعۀ جهانی بهائی (BIC) در ابوظبی، امارات متحده عربی منتشر کرد که به عنوان سخنران به دومین کنفرانس بینالمللی گفتگوی تمدنها و مدارا دعوت شده بودند. قبل از بررسی مفاد سخنان مطرحشده، بهتر است عناوین مطرحشده در این خبر را مرور کنیم:
الف: جامعه جهانی بهائی
جامعه جهانی بهائی که در ساختار تشکیلات بهائی قدمتی بیش از بیتالعدل اعظم دارد، از سال ۱۹۴۸ همزمان با تأسیس کشور اسرائیل به عنوان مسئول بینالمللی تشکیلات بهائی با سازمان ملل متحد همکاری میکند و در سال ۱۹۷۰ به عنوان یک سازمان مشورتی ویژه در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد پذیرفته شد. این جامعه به عنوان صدای رسمی و بینالمللی بهائیان عمل کرده و نمایندهای برای تعامل با سازمانهای بینالمللی و دولتی دارد و مواضع تشکیلات بهائی را به طور رسمی منعکس مینماید.
ب: دیوید راتستاین
از ژنرال دیوید راتستاین (Rutstein David)، که از سال 2013 به عنوان دبیرکل جامعه جهانی بهائی منصوب شده است، با وجود دهها سال فعالیت به عنوان پزشک در ارتش ایالات متحده آمریکا و حضور در کشورهای متعدد از جمله چین، اطلاعات زیادی در دسترس نیست. وی بیش از 11 سال جانشین، دکتر جاشوآ لینکلن، شد و امروزه به عنوان مهمترین شخصیت تشکیلات بهائی پس از اعضای بیتالعدل محسوب میشود.
ج: امارات متحده عربی
برای خواننده فارسیزبان نیازی به معرفی این کشور نیست. فقط میتوان به این نکته توجه داشت که در تاریخ کوتاه موجودیت این کشور، هیچ جنگی به وقوع نپیوسته و هیچ تنش قومیتی و مذهبی نیز جزو چالشهای این کشور نبوده است. اکثریت مسلمانان این کشور با کمترین تنشهای مذهبی زندگی میکنند و جمعیت بسیار کمی از بهائیان نیز جزو ساکنان آن کشور هستند.
د: کنفرانس بینالمللی گفتگوی تمدنها و مدارا
اولین کنفرانس بینالمللی گفتگوی تمدنها و مدارا در سال 2001 در شهر ویلنا، لیتوانی برگزار شد. این کنفرانس، به دنبال طرح رئیسجمهور وقت ایران در نشست سالیانه سازمان ملل با عنوان «گفتگوی تمدنها»، به منظور بررسی و ترویج اصول گفتگوی میان تمدنها و ترویج مدارا و درک متقابل بین فرهنگها و ادیان مختلف برگزار گردید. پس از 24 سال از آن تاریخ، دومین کنفرانس با این عنوان در ابوظبی برگزار شد.
صرفنظر از ادامه خبر منتشرشده از سرویس جهانی جامعه بهائی، با توجه به پیشینهای که از موارد فوق به ذهن میآید، انتظار میرود در این کنفرانس نیز به دنبال رویکرد کنفرانس قبلی و با نگاهی به بحرانهای بینالمللی و ناآرامیهای منطقهای و جهانی، مباحثی مطرح شود. این موضوع میتواند درباره بزرگترین جنگ سالهای اخیر در اوکراین باشد. جنگی که در آن تمام داشتههای نظامی بلوک شرق و غرب به میدان آمده است و بزرگترین جنگ قرن اخیر در قاره سبز محسوب میشود و آقای راتستاین با پیشینه نظامی و تجربیات خود در این خصوص اظهار نظر مفیدی میتوانست داشته باشد و راهی به گفتگوی بین تمدنی غرب و شرق بیابد.
یا شاید بتوان گفت تنشهای قومی و منطقهای شبه جزیره هندوستان، با توجه به حضور پر تعداد اتباع هند و پاکستان در کشور امارات و درگیر بودن هندوستان در این ماجرا به عنوان بزرگترین جمعیت بهائیان شاید موضوع مناسبی برای طرح در این کنفرانس بوده باشد.

حتی سوابق حضور ژنرال آمریکایی تبار (راتستاین) در چین میتواند به تنشهای بین چین و امریکا اشاره داشته باشد به ویژه آن که جنگ تعرفهای ترامپ شاید به بزرگترین بحران اقتصادی امسال منجر شود.
هرچند همه این وقایع از نظر اهمیت و عمق فاجعه انسانی با موضوع غزه که از سوی مقامات سازمان ملل به عنوان بزرگترین فاجعه قرن نامیده شده و حضور در کشور اسلامی امارات و همچنین همجواری تشکیلات بیت العدل با مردم فلسطین قابل مقایسه نیستند و حداقل باید حتی اگر شده در یک جمله پلی بین موضوع کنفرانس و این فاجعه زده میشد.
با این حال، در کمال ناباوری، موضوع صحبتهای ژنرال راتستاین، دبیرکل جامعه جهانی بهائی، از این دست نبود وی در سخنرانی خود در جلسۀ عمومی به نکتهای متفاوت اشاره کرده و اظهار داشت: «جوانان بیش از هر زمان دیگری، بدون توجه به شیوههای فکری منسوخشده، به این واقعیت پی بردهاند که نژاد بشر واحد است و مردمان جهان به یکدیگر وابستهاند.» او در ادامه توضیح داد که منظور از جوانان، تمام افراد زیر ۲۴ سال است که طبق گفته او، ۴۰ درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهند.
مهمترین ویژگی این گروه سنی، کمتجربگی و آسیبپذیری در مقابل پیچیدگیهای سیاسی و اجتماعی است. این امر باعث میشود که آنها اغلب از روی هیجانات خود تصمیمگیری کنند. همچنین، کودکان زیر ۱۸ سال نیز به دلیل این آسیبپذیری تحت حمایت خانواده قرار میگیرند تا از خطرات جامعه در امان باشند. این محافظت خانوادگی بیانگر اهمیت حیاتی است که جامعه به سلامت و رشد نسل جوان قائل است، زیرا آنان آیندهسازان جهان به شمار میروند. از سوی دیگر، این ویژگیها نشاندهنده نیاز به آموزش و راهنمایی مناسب برای این گروه است تا بتوانند با چالشهای جهانی به نحو احسن مواجه شوند و نقش مؤثری در جامعه جهانی ایفا کنند.
با کنار هم قرار دادن این مطالب، این نکته به ذهن میرسد که تشکیلات بهائی، مشکلی با جنگها و بحرانهای متعددی که سراسر جهان را درگیر خود کردهاند، ندارند. شاید از دیدگاه آنها اصولاً جنگی در جهان وجود ندارد، زیرا عبدالبهاء، دومین پیشوای بهائیان، وعده برقراری صلح در قرن بیستم را داده بود و حتی در سال ۱۹۷۴ بیتالعدل بر این وعده پافشاری نمود. بنابراین، طبیعی است که این کشتارها و تنشها ارزش اظهار نظر نداشته باشند.
اما در واقعیت، سایه بحرانهای گوناگون بر سر نسل بعدی گسترده شده است و هماکنون نیز بیشترین قربانیان جنگ، قحطی و بحرانهای اجتماعی از همان ۴۰ درصد جمعیت زیر ۲۴ سال هستند که اغلب قربانی قدرتطلبیهای مستبدان زمانه میشوند.
جالبتر آنکه جناب دکتر راتستاین در کلام خود ادعای «نگاهی واقعبینانه و به دور از احساسات به واقعیتهای کنونی محیطزیستی، اقتصادی و سیاسی» دارد، اما در عمل هیچ اشارهای به مصادیق چنین بحرانهایی و نقشی که سازمان بهائیت حداقل در محکومیت صوری این مناقشات بر عهده دارد، نمیکند.
این بدان معناست که تشکیلات بهائی تنها به دنبال ایجاد جامعهای رام از پیروان بهائی است که در برابر همه بحرانها و سیاستهای نادرست، از جنگهای نظامی تا جنگهای تعرفهای، سکوت کنند و تنها زمانی که رأس هرم به دنبال منافع خاصی بود، یکصدا گوش به فرمان بیتالعدل باشند.

