صفحه اصلی روی خط خبر بازنشر ويديوي پامنار: راهبرد جديد رسانه‌اي بيت‌العدل

بازنشر ويديوي پامنار: راهبرد جديد رسانه‌اي بيت‌العدل

0 خواندن ثانیه
0
0
3

اخیراً، ویدیویی از یک فرد بهائی شناخته شده از بهائیان کرج در خانه‌ای منتسب به  میزرا عباس نوری پدر بهاءالله در محله پامنار تهران، به‌طور هم‌زمان توسط کانال‌های رسمی تشکیلات بهائیت و گروه‌های وابسته به آن با عنوان تبریک عید رضوان از خانه حسین علی نوری در تهران بازنشر شده است. در این فیلم حدود 30 ثانیه‌ای این فرد یکی از بهاریه‌های یکی از شعرای مشهور بهائی به نام سدهی اصفهانی را در یک فضای عمومی از خانه‌ای قدیمی با موضوع عید رضوان بهائیت، زمزمه می‌کند. البته اصل این فیلم متعلق به گذشته است، و با جستجوی ساده می‌توان اطمینان یافت که برای سال 1405 نیست، اما نحوۀ انتشار و متن همراه آن برای مخاطب این تصور را ایجاد می‌کند که گویا این اتفاق به‌تازگی و در سکوت و دور از چشم نهادهای ذی‌صلاح، در یک فضای عمومی از یک بنای تاریخی رخ داده است. این انتشار هدفمند موج قابل‌توجهی را در میان بهائیان و پژوهشگران تشکیلات ایجاد کرده و این سؤال را مطرح ساخته که آیا این صرفاً یک رویداد فرهنگی است یا ریشه در اهداف استراتژیک و راهبردی عمیق‌تری دارد؟ چرا باید چنین تبلیغاتی در صفحات رسمی بهائی با چنان توضیحاتی منتشر شود؟

آنچه به نظر می‌رسد، این است که این بازنشر، یک اقدام اتفاقی یا صرفاً نوستالژیک نیست؛ بلکه نشانه‌های یک عملیات رسانه‌ای حساب‌شده از سوی تشکیلات بهائیت و به‌طور مشخص بیت‌العدل در حیفا، حکایت دارد و می‌تواند پیام‌های چندلایه‌ای را برای گروه‌های مختلف مخاطب در داخل و خارج ایجاد کند. زمان‌بندی این انتشار در این ایام پرالتهاب کنونی در ایران، در میانه ایام «نه جنگ و نه صلح» حمله دشمن امریکایی صهیونیستی به کشور، مقارن با ایام منتهی عید رضوان بهائیت و حساسیت نمادین مکان موردنظر، این گمانه را تقویت می‌کند که هدف اصلی، ایجاد تنش و شکاف در جامعه ایران از طریق تحریک احساسات مذهبی و هویتی است. در شرایط پر التهابی که تخریب وحدت اقشار جامعه به عنوان یک هدف علنی در بین دشمنان این مرز و بوم اعلام می‌شود، هم‌صدایی با چنین هدفی به بهانۀ عید رضوان جای سؤال است و می‌تواند نشانی از هماهنگی بین حیفا و تل آویو باشد.
این استراتژی و راهبرد، یک بازی دوسویه را دنبال می‌کند: اگر مسئولان و جامعه ایران واکنشی هیجانی و تند از خود نشان دهند، این امر به‌مثابه خوراک خبری و تبلیغاتی ارزشمندی برای تشکیلات بهائیت خواهد بود و می‌تواند به‌سادگی به یک پرونده رسانه‌ای گسترده بدل شود. در این سناریو، بیت‌العدل با برجسته‌سازی «مظلومیت» و «سرکوب» جامعۀ بهائی در ایران، قادر خواهد بود تا فشار حقوق بشری را از سوی نهادهای بین‌المللی، بر حاکمیت  افزایش دهد، به‌ویژه در شرایطی که چهره‌هایی چون پیام اخوان در مرکز اسناد حقوق بشر ایران فعال هستند و رسانه‌هایی مانند هرانا، ایران‌وایر، بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترنشنال نیز در پوشش این روایت‌ها نقش ایفا می‌کنند.

از سوی دیگر، در صورت سکوت مصلحتی یا عدم واکنش قاطع از سوی نهادهای داخلی، این اقدام به‌عنوان یک چراغ سبز تلقی خواهد شد و مبلّغان بهائی با استناد به این عدم واکنش، به پیروان خود در ایران این پیام را مخابره خواهند کرد که فضای لازم برای فعالیت‌های تبلیغاتی و جذب نیرو فراهم است. این فعالیت‌ها که در چارچوب قوانین ایران، اغلب ماهیتی غیرقانونی دارند، به‌خودی‌خود می‌تواند منجر به ایجاد تنش‌های پنهان یا آشکار در جامعه شود و به‌تدریج، پیامدهای بلندمدت‌تری را رقم بزند.

بنابراین، تحلیل این رویداد فراتر از یک مسئله صرفاً فرهنگی یا آیینی است؛ و در لایه‌های عمیق‌تری چون مهندسی رسانه‌ای، جنگ روانی و تلاش برای تغییر موازنه هویتی و اجتماعی در ایران قابل رصد است. واکنش به این مسئله نیازمند هوشمندی، دقت نظر و اتخاذ رویکردی مبتنی بر قوانین میراث فرهنگی، فعالیت‌های اجتماعی در اماکن عمومی و پرهیز از ورود به مجادله‌ای است که هدف نهایی آن، تضعیف انسجام داخلی و بهره‌برداری بین‌المللی است.

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط سردبیر
  • از واتیکان تا حیفا؛ فاصله کالت و مذهب

    در فاجعه 7 اکتبر، که ابتدا با ابهاماتی دربارۀ درگیری میان حماس و اسرائیل آغاز شد، ابعاد گس…
  • سکوت بزرگ در سایه ایرادهای کوچک

    در واپسین دقایق آماده‌سازی فصلنامه برای چاپ، بیانیه مطبوعاتی جامعه جهانی بهائی به دست تحری…
  • پيام غدير

    سال دهم هجرت است و حاجیان همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  از حج باز می‌گردند. فرشت…
بارگذاری در روی خط خبر

دیدگاهتان را بنویسید

بررسی

English Translate of Abstracts of Farsi Articles in Quarterly No. 37

Book Review of Fara’id, Part Six:  Specific Views Presented in the Book Akbar Birami  …