صفحه اصلی روی خط خبر از واتیکان تا حیفا؛ فاصله کالت و مذهب

از واتیکان تا حیفا؛ فاصله کالت و مذهب

3 خواندن ثانیه
0
0
2

در فاجعه 7 اکتبر، که ابتدا با ابهاماتی دربارۀ درگیری میان حماس و اسرائیل آغاز شد، ابعاد گسترده‌ای از تلفات غیرنظامیان، هم در غزه و هم در شهرک‌های اطراف در طول ماه‌های پس از آن آشکار گردید. در این میان، رسانه‌های اسرائیلی فرصتی برای روایت‌گری داشتند، هرچند که اغلب تحلیلگران و ناظران جهانی، فریب شعارهای مطرح‌شده را نخورده و توجیهات نظامی برای هدف قرار دادن و کشتار حدود 70 هزار غیرنظامی را کافی ندانستند. این رویدادها موجی از انزجار نسبت به رفتار غیرانسانی را در جهان برانگیخت اما همین فضای مه‌آلودِ رسانه‌ای، باعث شد برخی گروه‌های وابسته به جنایتکاران با توجیهات مختلف از محکومیت صریح طفره رفتند، اما در مقابل، در جنگ تحمیلی سوم توسط امریکا و رژیم صهیونی در ماه رمضان اخیر، از همان ساعات اولیه با رویدادی مواجه شد که امکان انکار یا توجیه آن دشوار بود. دقیقاً از همان لحظات نخست این جنگ، درد مردم ایران آغاز شد. در همان دقایق ابتدایی، دو موشک آمریکایی به محل یک دبستان در میناب اصابت کرد، آن هم با فاصله چند دقیقه و درست مقابل دوربین‌های مداربسته که هیچ راه انکار و توجیهی برای یک عملیات نظامی علیه کودکان باقی نگذاشت و خیلی زودتر از دفعات گذشته، جامعه جهانی را به واکنش واداشت، به‌خصوص آنکه خبرگزاری‌های غربی با انتشار مستندات و تحلیل‌های دقیق علمی ثابت کردند این یک حمله تعمدی به هدفی غیرنظامی، بدون هیچ هشداری از قبل و در شرایطی اتفاق افتاده که در آن زمان هیچ تهدیدی از سوی ایران متوجه نیروهای نظامی حاضر در منطقه نبود. نیویورک تایمز و بلینگکت با تحلیل بقایای موشک، آن را تام‌هاوک[1] آمریکایی تأیید کردند و عفو بین‌الملل آن را «حمله‌ای که با مختصات قدیمی و نادیده گرفتن تصاویر ماهواره‌ای، انجام شد» خواند. بیش از ۱۶۸ غیرنظامی قربانی کشتاری بدون هیچ توجیه نظامی شدند.

با بسته شدن راه توجیه برای این رویداد، لازم شد تا شعارهای انسان‌دوستانه مطرح شده، حداقل شکلی از واقعیت را به خود بگیرند. در همین راستا، پاپ لئوی چهاردهم (نخستین پاپ آمریکایی‌تبار تاریخ) که در ابتدا موضعی محتاطانه داشت، به‌تدریج به یکی از منتقدان سرسخت جنگ تبدیل شد. وی پس از انتقاداتی از جنگ و آرزوی پایان خونریزی، سرانجام کنایه‌ای صریح خطاب به ترامپ بیان کرد: عیسی به ما گفت، «خوشا به حال صلح‌جویان»، اما وای بر کسانی که دین را به نام خدا برای منافع نظامی، اقتصادی یا سیاسی خود دستکاری می‌کنند و آنچه را مقدس است به تاریکی و پلیدی می‌کشند. واتیکان تصویری هوایی از قبرهای دسته‌جمعی قربانیان میناب را در صفحه اول روزنامه رسمی خود با تیتر “چهره جنگ” منتشر کرد. پاپ قطعاً از تبعات احتمالی این موضع‌گیری آگاه بود، همان‌طور که دیدیم ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود، پاپ را “ضعیف در برابر جرم” (WEAK on Crime) و “وحشتناک برای سیاست خارجی” توصیف کرد. او همچنین مشروعیت انتخاب پاپ را زیر سؤال برد و گفت او “در هیچ لیستی برای پاپ شدن نبود” و فقط به‌خاطر آمریکایی بودنش انتخاب شده تا با ترامپ مقابله کند، اما این حداقل اقدامی بود که پاپ برای حفظ هویت کلیسای کاتولیک و ارزش کلام الهی ضروری می‌دانست. وی در پاسخ گفت: “از دولت ترامپ هیچ ترسی ندارم” و اینکه وظیفه خود را اعلام پیام انجیل می‌داند. موضع‌گیری‌ای که عدم اتخاذ آن می‌توانست مذهب کاتولیک را در جهان سرافکنده سازد و کلاه چپ‌های جهانی را بالاتر از ادیان الهی نگهدارد. این موضع صریح پاپ از چشم جهانیان دور نماند و خانواده قربانیان میناب طی نامه‌ای خطاب به پاپ لئوی چهاردهم از او خواستند تا “صدای کودکان بی‌صدای آن‌ها” باشد.

آن‌ها از پاپ به‌خاطر تأکید بر این نکته که صلح پایدار “از طریق زور و سلاح نیست، بلکه از مسیر گفت‌وگو به دست می‌آید” تشکر کردند. این همان جایگاهی است که مردم سراسر جهان، فارغ از دین و باورشان، برای ادیان الهی قائل‌اند؛ جایگاهی که فرقه‌ها و سازمان‌های پنهان هرگز به آن دست نخواهند یافت.

به‌‌عنوان مثال، انتظار می‌رفت تشکیلاتی جهانی که مدعی نزول دینی آسمانی و تازه، متناسب با شرایط روز و با پیام‌آورانی ایرانی است، دست‌کم در چنین موقعیت‌هایی واکنشی منطقی و روشن نشان دهد. جایگاه بیت‌العدل، به‌‌عنوان مرکز تشکیلات بهائی در حیفا، اقتضا می‌کند که در این‌گونه بزنگاه‌ها، شعارهای مربوط به وحدت عالم انسانی و دیگر آموزه‌های اعلام‌شده، جنبه‌ای عملی پیدا کند. اگر حتی حداقل امکان و آزادی برای محکوم‌ کردن یک کشتار آشکار یا تهدید زیرساخت‌های غیرنظامی وجود نداشته باشد، شاید ضروری باشد که ادعاهای دینی با شفافیت بیشتری مورد بازنگری قرار گیرد و به‌جای آن، تشکیلات به‌عنوان نهادی با رویکردی غیردینی معرفی شود. به‌‌ویژه آنکه سازمان‌های بشردوستانه‌ای مانند هلال احمر، با وجود کاستی‌ها، در اثبات ادعاهای خود درباره کمک‌رسانی و انسان‌دوستی، معمولاً موفق‌تر عمل می‌کنند. البته شاید این شائبه در اذهان مخاطبان ایجاد شود که اساساً در شرایط امنیتی سرزمین‌های اشغالی، بیت‌العدل هیچ فعالیتی نداشته یا حداقل در موضوع ایران یا همان مهد امرالله هیچ بیانیه یا پیامی نداشته است و سیاست سکوت اجباری را در پیش گرفته است، هرچند سکوت اجباری فقط نشان‌دهندۀ وابستگی تشکیلاتی مدیران حیفانشین به میزبان خود خواهد بود، اما پیام موسوم به پیام رضوان امسال، که درست در بحبوحه تخاصم دشمنان ایران با مردم این سرزمین و دقیقاً در ایام پرتنش محاصرۀ دریایی که مانع رسیدن مواد غذایی، دارو و تجهیزات درمانی به مردم ایران شدند، منتشر شد، راه گریز را بر این شائبه می‌بندد.

در پیام رضوان امسال دو موضوع کلی در رابطه با ایران آمده است:

ــ نقش بهائیان ایران در ادامه نقشۀ نه‌ساله تشکیلات، برای هدف نهایی جذب همه ایرانیان به تشکیلات بهائی.

ــ تأکید بر فعالیت‌های تبلیغاتی برای جذب اعضای بیشتر به تشکیلات و به‌کارگیری جوانان در این امور و دعوت از بهائیان ایران به تلاش بیشتر و همکاری باهم، بدون توجه به مشکلات موجود در کشور.

همان‌طور که روشن است، این پیام بدون اشاره به وقایع و حوادث ناگواری که حتی جامعه بهائیان ایران با آن دست به گریبان هستند، صرفاً نگاهی ابزاری به این گروه دارد. به‌طوری‌که نقض حقوق بشر در کل ایران، با وجود بمباران، فشار نظامی و حمله به زیرساخت‌ها توسط صهیونیسم جهانی، حتی اگر زندگی هزاران بهائی ایران را در معرض خطر قرار دهد، در نگاه بیت‌العدل اعظم باز نیازی به محکومیت ندارد.

تشکیلات و نظم اداری بهائی، چنانچه در ساختارِ «بیت‌العدل» متجلی است، با «نگاهی ابزاری» به مفهومِ ایمان و با اولویت‌بخشی به «حفظِ ساختار» به‌جای «حمایتِ واقعی از پیروان»، در عمل به یک کالتِ سیاسی و اجتماعی بدل شده است. در این ساختار، بهائی ایرانی، نه به‌عنوان یک انسانِ آزاده با حقوقِ مسلم، بلکه به‌عنوان «مهره‌ای در خدمتِ اهدافِ تشکیلاتی» دیده می‌شود که رنج‌ها و مظلومیت‌هایش تنها زمانی در بیانیه‌هایِ جهانی بازتاب می‌یابد که به نفعِ «ماشینِ تبلیغاتیِ» آن‌ها و پیشبردِ «نقشۀ نه‌ساله» باشد.

وقتی کشتارِ غیرنظامیان و نقضِ آشکارِ حقوقِ بشر در ایران، از دیدِ این تشکیلات پنهان می‌ماند یا در غبارِ مصلحت‌هایِ تشکیلاتی و حفظِ ظاهرِ بی‌طرفی محو می‌شود، این سکوت، بیش از آنکه شائبۀ ضعفِ اطلاع‌رسانی باشد، نشانه‌ای از «وابستگیِ تشکیلاتی» است که در آن، وحدتِ عالمِ انسانی نه یک آرمانِ بشریِ متعالی، بلکه ابزاری برایِ پیشبردِ اهدافِ سازمان‌یافته و حفظِ مشروعیتِ تشکیلاتی است.

درواقع، کالت‌ها برخلافِ ادیانِ اصیل که پیروان را به حق و ارتباطِ مستقیم با مبدأ دعوت می‌کنند، با تشکیلات‌گریزیِ پیروانِ خود به‌شدت برخورد می‌کنند و اراده فردی را برنمی‌تابند. آن‌ها به‌جایِ دعوت به تعالیِ معنوی، پیروان را به بیت‌العدل و مرکزیتِ حیفا پیوند می‌دهند و اطاعتِ محض را طلب می‌کنند. این همان نقطه‌ای است که دین از خدا‌محوری به تشکیلات‌محوری سقوط می‌کند و بهائیت را از یک جنبشِ معنوی و اخلاقی، به مجموعه‌ای از ساختارهایِ سخت و انعطاف‌ناپذیرِ سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌کند که در بحران‌ها، به‌جای دردِ مردم و ندایِ وجدان، فقط منافعِ سازمان و حفظِ اقتدارِ تشکیلاتی را اولویت قرار می‌دهند.

از همین‌ روست که با وجود فعالیت شبانه‌روزی ماشین تبلیغات بهائی در سطح بین‌المللی، کسی به آن اقبال نمی‌کند و رشد پیروان این آیین در قیاس با انتظارات اولیه همچنان منفی و پرچالش است و یقیناً بیش از همۀ مردم ایران، بهائیان ایران متوجه بی‌تفاوتی بیت‌العدل به سرنوشت خود هستند و چه بسا موج تشکیلات‌گریزی بهائیان در جهان با این‌گونه اقدامات تداوم داشته باشد.

[1]. Tomahawk

 

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط سردبیر
بارگذاری در روی خط خبر

دیدگاهتان را بنویسید

بررسی

English Translate of Abstracts of Farsi Articles in Quarterly No. 37

Book Review of Fara’id, Part Six:  Specific Views Presented in the Book Akbar Birami  …